مشارکت همسفر نجمه.(ص):
در وادی پنجم، بایستی ساختارهای فکری خود را به ساختارهای عملی و اجرایی تبدیل کنیم، بعد از تفکر رفتن و رسیدن هم مهم است اینکه من فقط بگویم تفکر و اندیشه درست کردهام حالا کار مورد نظرم خودش درست میشود، خیر چنین نیست بلکه باید تفکرات لازم را در مورد کار مورد نظر به اجرا درآورم، یعنی اگر میخواهم مواد مخدر را درمان کنم باید بعد از مرحله تفکر، راه درست و صراط مستقیم را نیز مشخص کنم و بعد از پرسوجو و راهنماییهای افراد صالح تصمیم نهاییام را گرفته و مقصدم را مشخص کنم و با توکل به قدرت مطلق قدم در راه بگذارم، اگر من بدانم که مصرف مواد مخدر خانمانسوز است و همیشه بگویم میخواهم درمان شوم؛ اما هیچ عملی، هیچ کاری انجام ندهم نتوانستهام وادی پنجم را اجرا کنم.
من نجمه از وادی پنجم آموختم که انسان برای رسیدن به تعادل باید تزکیه و پالایش انجام دهم که آن هفت پله دارد. من آموختم که باید از ضدارزشها پرهیز نمایم؛ زیرا ضدارزشها هستند که انسان را بیقرار میکنند و باعث حال خرابی من میشوند اگر از نتیجه انجام کاری و سرانجام کاری اطلاعی نداشتم هرگز آن را انجام ندهم، اگر در زندگی قناعت را پیشه کنم به مرور زمان پایههای زندگیام قوی میشوند. صبر، صبر و صبر چه کلمه زیبا و طاقتفرسایی سختترین کاری که من نجمه آن را بلد نبودم، اگر من در زندگیام آن را انجام دهم به چیزهای با ارزشی میرسم؛ حتی که فکرشم نخواهم کرد کسی که صبر دارد مانند کسی است که هزاران گنج باارزش دارد، اگر من رهجو فقط همین یک پله را به درستی درک کنم و به کار ببندم مطمئنم زندگیام خیلی بهتر و زیباتر خواهد شد.
دیگر اینکه سعی کنم هرگز غیبت کسی را نکنم و کسی را به قضاوت ننشینم. کسانی که تجسس، قضاوت و غیبت میکنند افرادی بیمار، نادان و جاهل هستند. من نجمه یاد گرفتم که همیشه در زندگی مقداری پسانداز داشته باشم تا در روز مبادا چیزی برای استفاده کردن داشته باشم به عقیده من پسانداز کردن میتواند در هر زمینهای باشد و در آخر من نجمه از وادی پنجم آموختم که همیشه در کارهایم در تمام طول زندگیام توکل، رضا و تسلیم قدرت مطلق باشم در تمام مراحل مختلف زندگی ابتدا با توکل به قدرت مطلق و جلب رضایت او تسلیم خواست و اراده او شوم و مطمئن باشم او نیز مرا به بهترین نحو هدایت خواهد کرد به فرموده جناب مهندس در مقام تسلیم ما را خواستهای نیست جز خواسته قدرت مطلق نه موافقتی داریم و نه مخالفتی.
مشارکت همسفر مهینه:
وادی پنجم میگوید: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید. وادی پنجم به ما علنی میگوید: باید حرکت کنی و اگر حرکت نکنی هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و اینکه فکر نباید خالی باشد فکر باید به مرحله نتیجه برسد. آقای مهندس در وادی پنجم میگوید: وادی اول وادی تفکرات و شاهکار وادیها است و اگر این تفکر در همان تفکر خالی باقی بماند به هیچ دردی نمیخورد. زمانی که انسان در جهت مثبت خود حرکت کند خداوند هم به او کمک خواهد کرد.
وادی پنجم چند مورد مطرح شده که برای خروج از ضدارزشها، از اضطرابها، پریشانیها و ... به ما یاری میرساند که شامل برگشت از ضدارزشها، خودداری، قناعت و تسلیم میباشند. من با خواندن وادی پنجم آموختم، اگر خیر و شر کاری را نمیدانم آن را انجام ندهم و در زندگی قناعت داشته باشم و قناعت به معنی خسیس بودن نیست، قناعت یعنی از کمترین امکاناتی که در اختیار داریم به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم؛ همچنين به من پسانداز کردن را آموخت که به لطف آموزشهای کنگره و لژیون توانستم پسانداز کردن را بیاموزم.
مسئله پسانداز بسیار باارزش است و ما باید مسئله مالی را در زندگی خود سازماندهی کنیم تا به مشکل برنخوریم، برگشت از ضدارزشها به معنی توبه کردن نیست بلکه باید از آن برگشت کنی، یعنی اگر مصرفکننده بگوید خدایا من را ببخش که مصرفکننده شدم این به تنهایی ارزش ندارد بلکه مصرفکننده باید خود را درمان کند و جبران کند تا دعای او مورد قبول گردد. خدا را شکر میکنم که در کنگره۶۰ مواد به راحتی درمان میشود و مصرفکنندگان زیادی توانستهاند به زندگی برگردند امیدوارم بتوانم با انجام وادی پنجم ساختارهای فکری خود را به بهترین شکل ممکن به ساختارهای عملی و اجرایی تبدیل کنم.
مشارکت همسفر مهدیه:
در وادی پنجم به ما میگوید: بلد موقعی ارزشمند است که آن را به کار ببریم و از آن استفاده کنیم اگر نتوانیم از آن استفاده کنیم هیچ ارزشی ندارد. دانستن خالی هیچ ارزشی ندارد؛ حتی اگر ما در هر زمینهای چه ورزشی، علمی، فرهنگی، و ... تمام فنون و اطلاعات و قواعد مربوط به آن موضوع را بهصورت کامل بدانیم؛ ولی نتوانیم با آنها عمل کنیم به هیچ دردی نمیخورد. دانستهها هم باید به گونهای باشند که ما بتوانیم در زندگی آنها را پیاده کنیم و از آن استفاده کنیم همه ما در سه جهان زندگی میکنیم اولین همین جهانی است که الان همه ما در آن زندگی میکنیم و بیداریم جهان فیزیکی. جهان دوم زمانی است که ما خواب هستیم یا به اصطلاح در یک جهان و بعد دیگر هستیم.
جهان سوم جهان ذهنی است که فوقالعاده پیچیده و شگفتانگیز است. وادی پنجم روی این موضوع تأکید دارد که هر آنچه ساختار در ذهن ما بهوجود آمده و ما در ذهن خود برای آن نقشه کشیدیم باید از مرحله ذهن آن را خارج کنیم و قدم بگذارد به جهان عینی یا عملیاتی. جهان ذهنی مقدمه است برای برنامهریزی برای عمل و یا چگونه زیستن در جهان خاکی یا سایر جهانها منظور همان بعد از مرگ است. تفکر است که ساختارهای جهان ذهنی را تشکیل میدهد، اگر نتوانیم ساختار ذهنی و تفکراتی خود را تبدیل به ساختارهای عملیاتی کنیم هیچگاه به نتیجه نمیرسیم در این وادی تمرین میکنیم تا ساختارهای تفکرات خود را از قوه به فعل درآوریم به آن دسته از افکارمان که منطقی هستند اجازه میدهیم که وارد مرحله عملیاتی گردند.
برای انجام این کار باید حتماً یک بستر مناسب فراهم کرد در غیر این صورت نمیتوانیم این کار را انجام دهیم یعنی باید از ترس، اضطراب، ناامیدی، عدم اعتماد به نفس که نکات منفی هستند خارج شویم تا به مرحله آرامش وارد شویم و بتوانیم وارد مرحله عملیاتی شویم و بهراحتی آن کاری که مد نظر است را انجام دهیم برای خارج شدن از حالت ترس اضطراب ناامیدی و عدم اعتمادبهنفس باید پاکسازی را شروع کنیم یعنی اخلاق رفتار و منش ما باید تغییر کند، وقتی اندیشه و تفکرات ما سالم باشد بهصورت که گفتار ما سالم باشد ما بهطرف کردار سالم و یا عمل صالح و صلحآمیز هدایت خواهیم شد.
مشارکت همسفر سمیه:
در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید اگر بخواهم از تأثیر وادی پنجم بر خودم بگویم وقتی که از این وادی آموزش گرفتم متوجه شدم که من همیشه وقتی که در ذهنم برای آیندهام برنامه میچیدم فکر میکردم که کار تمام است قبل از کنگره من فقط در جهان ذهنیام سیر میکردم و مدام در ذهنم برای رسیدن به خواستهام نقشه میکشیدم با آموزش گرفتن فهمیدم که فقط فکر کردن در جهان ذهنی من را به خواستههایم نمیرساند باید اول خوب فکر کنم بعد عمل کنم این وادی به من یاد داد که برای رسیدن از فکر به عمل باید اضطراب و ترس را کنار بگذارم.
من همیشه فکر میکردم برای شروع هر کاری فقط به دانش نیاز دارم؛ اما الان متوجه شدم تا زمانی که در درون من ترس و عدم اعتمادبهنفس وجود داشته باشد نمیتوانم کاری را شروع کنم، برای شروع هر کاری باید اول خودم را تسویه کنم یعنی از ضدارزشهایی که مانند لایههای کثیف، ذهن من را پوشاندهاند مثل ترس از قضاوت و خودکمبینی فاصله بگیرم با باز شدن مسیر کنگره برای من این مکان امن و مقدس فهمیدم باید آستین خود را بالا بزنم و دست به کار شوم تا طعم شیرین آرامش و آسایش را در زندگیام بچشم از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که این اطلاعات ارزشمند را در اختیار من گذاشتند.
رابط خبری و ویراستاری: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر سیما(لژیون چهارم)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کریمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
123