جلسه یازدهم از دوره پانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دنا شهرضا به استادی راهنما همسفر زهرا، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر فرشته با دستور جلسه: «وادی پنجم (در جهان ما تفكر، قدرت مطلق حل نيست؛ بلکه توأم با رفتن و رسيدن آن را كامل مینمايد.) و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴٠۵ ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه این هفته در مورد وادی پنجم از کتاب عشق است. در وادی اول دانستیم برای شروع هر کاری باید تفکر داشته باشیم؛ بدون تفکر، حرکت ما کورکورانه است. وادی دوم پوچی و ناامیدی بود؛ وادی سوم توانمندیهای درون خودمان را به ما یادآوری میکرد و وادی چهارم تفکیک سلب مسئولیت و کمک الهی بود.
وادی پنجم به ما میگوید در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن کامل میشود؛ یعنی در وادی پنجم باید دانستههایمان را از قوه به فعل درآوریم و بتوانیم چیزهایی که تا الآن یاد گرفتیم عملی کنیم و حرکت را انجام دهیم، یعنی از تئوری به عمل برسیم. حرکت کاملکننده تفکر است و بدون حرکت، تفکر بلااستفاده و بیمعنی است. تفکر مثل یک نقشه مهندسی ساختمان است که ما نمیتوانیم در آن زندگی کنیم و بخواهیم که قابل سکونت شود؛ بنابراین باید پی بریزیم، کلنگ بزنیم و خشت بزنیم تا ساختمان قابل سکونت شود و حرکت هم همین حکم را دارد. شاید ما تفکرات خیلی زیبایی در جهان ذهنی داشته باشیم و یک سری فکرهای خیلی خوبی داشته باشیم؛ ولی تا وقتی که حرکت انجام ندهم، در جهان فیزیک اتفاق خاصی برای من نمیافتد.
با این فریب ذهنی که بعضی وقتها به ما میگوید حال که تو این مسئله را میدانی و فکر کردی؛ پس به دست آوردی، خیلی از ضربههایی که در گذشته خوردیم و درجا زدنهای ما به خاطر همین مسئله بوده است و ما خیلی چیزها را میدانیم ولی نمیتوانیم به دانستههایمان عمل کنیم و به دانستههای خودمان وفادار نیستیم؛ مثلاً من همسفر نباید در کار مسافر خود تجسس کنم و این کار یک ضدارزش است. شاید ساعتها بنشینم با خودم فکر کنم که به مسافر خود اعتماد کنم؛ ولی در عمل وقتی که مسافرم از در میآید تو، اولین کاری که میکنم این است که به چهره او خیره میشوم تا ببینم آثار مصرف در صورت او هست یا خیر و آنوقت است که کنترل من فوران میکند؛ یا یک مسافر در جلسات شرکت میکند، جزوات آموزشی را میخواند، از صحبتهای راهنمای خود استفاده میکند و میداند که رمز و راز موفقیت این است که داروی خود را سر وقت بخورد و بهاندازهای که گفته شده مصرف کند؛ ولی در عمل یا نمیتواند از خواب صبح خود بزند و دارویش را بخورد یا اینکه نمیتواند جلوی نفس خود را بگیرد و بهاندازهای که گفتند داروی خود را مصرف کند.
خیلی از ما میدانیم که بسیاری از ضدارزشها مانند: دروغ گفتن، غیبت کردن و رشوهخواری کار بدی است؛ ولی در عمل چقدر میتوانیم دانستههای خود را عملی کنیم! ما همسفران و مسافران در وادی یکم تا چهارم گیر کردهایم و نتوانستیم وادی پنجم را عملی کنیم. کسی که نتواند تفکر خود را تبدیل به حرکت کند مانند ماشینی است که موتور قدرتمندی دارد؛ ولی لاستیکهای آن داخل گل گیر کرده است و عملاً هیچ حرکتی نمیتواند انجام دهد. وادی پنجم به ما میگوید برای عبور و رسیدن به هر چیز باید هفت پله را پشت سر بگذاریم که این پلهها برگشت از ضدارزشها است و برگشت از ضدارزشها، به معنی پاکسازی زمین است.
وقتی بخواهیم یک زمین تبدیل به باغ آباد شود ولی هنوز خاک آن آلوده به سم باشد، هیچ گیاهی درون باغ سبز نمیشود و ضدارزشها در وجود ما انسانها هم مانند سم عمل میکند و اجازه نمیدهند ما بذر نیکی و ارزشها را بکاریم؛ بنابراین بستر مناسب برای کاشت آنها فراهم نمیشود. باید بتوانیم ابتدا از ضدارزشها دوری کنیم؛ این مورد هم یکشبه امکانپذیر نیست و در طول زمان اتفاق میافتد. دومین پله، خودداری است. خودداری به این معنی است که ما فرماندهی خود را پس بگیریم و از مفعول به فاعل تبدیل شویم و اینکه اگر در کاری تردید داریم و نمیدانیم این کار درست یا غلط است، از انجام آن کار پرهیز کنیم.
پله بعدی، قناعت است. قناعت یعنی ما به چیزهایی که داریم در لحظه نگاه کنیم و قدردان آن باشیم و شکرگزار داشتههای کوچک خود باشیم و بتوانیم از چیزهایی که داریم حداکثر استفاده را ببریم. صبر، چهارمین پله و زیباترین پله و هنر انتظار هوشمندانه است. همه ما میخواهیم همهچیز را همین الآن داشته باشیم و هیچوقت به زمان توجه نمیکنیم؛ اما در کنگره یاد گرفتیم که وقتی میخواهیم چیزی را به دست آوریم، باید زمان را در نظر بگیریم و تلاش مستمر داشته باشیم تا به آن برسیم.
پله بعدی، پسانداز است؛ همانگونه که میدانیم همه ما با هر مقدار درآمدی که داریم باید پساندازی داشته باشیم تا بتوانیم آینده خود را تضمین کنیم، چه از نظر درونی و چه از نظر فیزیکی.
پله بعدی، دوری از تجسس، قضاوت و غیبت است؛ ما بهجای اینکه انرژیمان را صرف دیگران کنیم، باید آن را روی رشد و تکامل خودمان بگذاریم. پله آخر، توکل، رضا و تسلیم است. توکل یعنی ما در کارهایمان خداوند را وکیل خود قرار دهیم که به این معنی نیست که از خودمان سلب مسئولیت کنیم و بنشینیم دست روی دست بگذاریم تا کارها درست شود؛ بلکه باید تلاش خود را انجام دهیم و جایی که به بنبست خوردیم یا مشکل از دست ما خارج است به خداوند بسپاریم، چشم امیدمان به خداوند باشد و بدانیم که خداوند هیچکس را در مسیر درست تنها نمیگذارد. امیدوارم بتوانیم این پلهها را رعایت کنیم و به آن مقصدی که باید برسیم.
تقدیر از مسئول امتحانات دوره قبل راهنما همسفر فاطمه و معارفه مسئول امتحانات دوره جدید راهنما همسفر مهین

نفرات برتر آزمون فاینال:


مرزبان کشیک: همسفر مرضیه
تایپیست: همسفر مریم و همسفر ترانه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز مرزبان خبری همسفران نمایندگی دنا شهرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
235