English Version
This Site Is Available In English

صبر؛ یعنی تحمل زمان برای رسیدن به هدف

صبر؛ یعنی تحمل زمان برای رسیدن به هدف

مشارکت همسفر مطهره:
در این وادی یاد می‌گیریم که ساختارهایی که منطقی و قابل اجرا هستند عملی کنیم و برای اجرا کردن ساختارهای فکری به عملیاتی بایستی کارهایی را انجام دهیم، مثلاً اضطراب نداشته باشیم از بین بردن ترس، عدم اعتماد به نفس و از ناامیدی خارج شویم تا به مرحله آرامش برسیم و نکته‌ای که بسیار روی من تأثیر داشت سه اصل مهم و اساسی پندار سالم،‌ گفتار سالم و کردار سالم که من خوب متوجه شدم که باید همیشه این سه اصل را در نظر داشته باشم زیرا که وقتی تفکر ما سالم باشد به صورت خودکار گفتار ما هم سالم می‌شود و زمانی که گفتارمان سالم باشد ما به طرف کردار سالم و یا عمل صالح هدایت می‌شویم و نکته‌ مهم دیگر اینکه برای تبدیل شدن انسان بی‌تعادل به انسان با تعادل یک راه وجود دارد و آن هم دوری کردن از ضد ارزش‌هاست و  برای خارج شدن از اضطراب و ناامیدی و.... باید یک سری پله ها رو طی کنیم.

1ـ برگشت از ضد ارزش ها؛ باید از تاریکی ها و ناامیدی‌ها بپرهیزیم. 2 ـ خودداری؛ اگر درست یا غلط بودن انجام کاری را نمی‌دانیم آن کار را انجام ندهیم. 3ـ قناعت: ما با قناعت کردن از کمترین امکانات می‌توانیم بهترین چیزها را پرورش دهیم. 4ـ صبر: انسان باید در تمام زمینه‌ها خصوصاً مشکلات صبر داشته باشد و کسی که صبر دارد گنج دارد. 5‌ـ از تجسس و غیبت و قضاوت در تمام سطح زندگی بپرهیزیم و از آن دوری کنیم. 6ـ با پس‌انداز کردن بسیاری از مشکلات مالی ما حل می‌شود. 7ـ وکیل، رضا، تسلیم و در آخر هم از خداوند می‌خواهم که توفیق ادامه راه کنگره را هم به من هم به مسافرم بدهد.

مشارکت همسفر ملیحه:
وادی اول تا چهارم حالات گوناگون و مختلف تفکر بررسی شد، وادی پنجم فرمان حرکت را صادر می‌کند این وادی می‌گوید: حرکت کن تا حرکت نکنی هیچ اتفاقی نمی‌افتد. تفکرات ما تا زمانی که حرکت نکنیم از قوه به فعل تبدیل نمی‌شود بسیاری از افراد برنامه‌های خوبی در ذهن دارند اما به دلیل ترس، تنبلی یا تعلل هیچ اقدامی نمی‌کنند در کنگره۶۰ یاد می‌گیریم برای رسیدن به تغییر باید قدم‌های کوچک اما‌ مستمر برداشت زمانی که حرکت را آغاز کردیم باید بدانیم که یک حرکت درست و اصولی ما را به سر منزل مقصود می‌رساند و بایستی در این راه به مرور زمان پله‌هایی را طی کنیم تا به مقصد برسیم این پله‌ها عبارتنداز....

1_ برگشت از ضد ارزش‌ها، همه ما می‌دانیم که چه چیزی  ارزش و چه چیز ضد ارزش است، باید به سمت ارزش‌ها حرکت کنیم. 2_خودداری: بعضی اوقات می‌خواهیم کاری انجام دهیم نمی‌دانیم درست است یا غلط، حتی با تحقیق و بررسی متوجه نمی‌شویم، پس آن کار را انجام نمی‌دهیم. 3_قناعت: باید از کمترین امکانات بهترین استفاده را بکنیم. 4_صبر: در زندگی اگر بخواهیم از یک نقطه به نقطه دیگر برسیم باید فرض زمان را در نظر بگیریم صبر؛ یعنی تحمل زمان برای رسیدن به هدف. 5_تجسس، غیبت و قضاوت

بعضی افراد از روی جهل و نادانی و نا‌آگاهی در زندگی دیگران سرک می‌کشند یا پشت سر دیگران غیبت یا قضاوت نادرست می‌کنند و اسمش را کنجکاوی یا کار خیر می‌گذارند. 6_ پس‌انداز: پس‌انداز باید هم مادی باشد هم معنوی، زمان بحران و مشکلات همین پس‌انداز ما را نجات می‌دهد. 7_ وکیل، رضا، تسلیم: اگر به خدا توکل کردیم و او را وکیل خود قرار دادیم و هر چه پیش آمد از آن رضایت داشته باشیم و خواسته‌ ما خواسته پروردگار باشد به مرحله تسلیم می‌رسیم انسانهای کمی به این مرحله می‌رسند. در نهایت وادی پنجم به ما می‌آموزد که موفقیت، نتیجه تفکر صحیح، تصمیم درست و عمل مداوم است.

مشارکت همسفر مهدیه.(و):
در وادی پنجم تفکر، قدرت مطلق حل نیست بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌کند. استاد می‌گویند: افکاری که در ذهن ما است اگر به مرحله اجرا و عملیاتی نرسند هیچ ارزشی ندارند استاد با این شعر که می‌گویند: برای نهادن چه سنگ چه زر؛ یعنی فکری یا اطلاعاتی که در ذهن استاد است زمانی به‌ درد می‌خورد که این را در زندگی خود بکار ببندیم. استاد می‌گویند و به ما یاد می‌دهند که چندین جهان در اطراف ما است جهان فیزیکی یا خاکی، جهان خواب و جهان ذهنی که تعریفی که از جهان خواب دارند عبارت است که ما در خواب یک سری چیزها را می‌بینیم که بعضی را به یاد می‌آوریم و بعضی را به یاد نمی‌آوریم و شاید در جهان‌های دیگر به‌ یاد آوریم اما جهان ذهنی که شاهکار خلقت و جهانی پیچیده است.

ما در وادی پنجم باید آنچه در جهان ذهن ما است را به مرحله اجرا و عملیاتی در آوریم. جهان ذهن ما مقدمه جهان بیرونی است یا برنامه‌ریزی و عمل و تمرین برای جهان‌های دیگر است برای به اجرا در آوردن این افکار بستری لازم است که فرد باید خود را از اضطراب و ناامیدی ترس و عدم اعتمادبه‌نفس دور کند تا به مرحله پالایش و تائید برسد، یعنی به مرحله پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم برسد که این مرحله خود بازگشت از ضدارزش‌ها و یا توبه است مرحله بعد خودداری است. گاهی اوقات است که برای انجام کاری هرچه فکر می‌کنیم به نتیجه نمی‌رسیم که چه کاری بهتر و چه کاری غلط است که در این شرایط بعضی استخاره و بعضی شیر یا خط و بعضی قرعه‌کشی می‌کنند،  اما عقل حکم می‌کند در این شرایط آن کار را انجام ندهند مثال آن هم اگر خواستگاری است یا تحقیق کنیم بعد آن کار را انجام دهیم.

مرحله بعد قناعت است که می‌گویند: ما از طبیعت یاد بگیریم چگونه از کمترین چیزها بهترین میوه‌ها و گلها را به ما می‌دهد ما در زندگی باید اول خودمان قناعت را در تمام سطوح یاد گرفته و در تربیت فرزندان به آنها آموزش دهیم. قناعت در تمام سطوح را باید فرزندان یاد بگیرند. صبر، باز باید از طبیعت آموزش بگیریم چگونه با گذشت فصول و با پشت سر گذاشتن آن و با خاک و آب و نور محصولات کشاورزی گوناگونی به ما می‌دهد ما نیز باید یاد بگیریم صبر را در زندگی بکار گیریم اگر مشکلی یا بیماری داریم با صبر و مرحله به مرحله از آن عبور نموده و از تاریکی به روشنایی و یا از مرحله طاقت فرسا به مرحله شادی بخش برسیم.

مسئله‌ بعد تجسس و قضاوت است که زمانی تجسس است که مانند مأمور آگاهی و یا قاضی به تجسس می‌پردازند و در مقابل حقوق و دستمزد می‌گیرند، اما کسانی که بدون حقوق و دستمزد به تجسس در امور دیگران می‌پردازند و در شرایطی اسم آن را ثواب و یا کنجکاوی می‌گذارند اطلاعات و امور ناقصی که به دست آورند مانند اداره احکام  بعد از آن خودشان هم قاضی می‌شوند حکم هم صادر می‌کنند و با اطلاعاتی ناقص و سخن پراکنی و غیبت کردن حکم را صادر می‌کنند پس از آن زیر دیوار همین غیبت که خودشان مقصر آن هستند خراب می‌شود.

مسئله‌ بعد دور زدن یا حرفی را در جای مناسب خود نزدن ما یک حرفی را باید در یک مکانی بزنیم در اینجا نمی‌زنیم همین حرف را در جای دیگری که جای آن نیست می‌زنیم یک مسئله‌ را باید با راهنما در جریان بگذارید، حرف خود را نمی‌زنید همین حرف را به مرزبان می‌زنیم که جای آن حرف آنجا نیست. مسئله‌ای ‌‌که همه باید یاد بگیرند پس‌انداز کردن است ما باید خودمان یاد بگیریم پس‌انداز کردن هم در امور مادی است و همین در امور معنوی مانند یک کار خیر و عام‌المنفعه و به فرزندان نیز آموزش دهیم  و در تربیت آنها به کار گیریم تا فرزندانی به جامعه تحویل دهیم سربار جامعه نباشند.

مسئله‌ بعد وکیل، رضا، تسلیم است شایسته است که‌ در تمام مراحل زندگی با تفکر و کوشش و تلاش حرکت کنیم و قدرت مطلق را وکیل خود گردانیم و در هر شرایط به هدایت و راهنمایی او ایمان داشته و هرچه او مقرر کرده با دل، زبان، عمل آن را پذیرفته و راضی باشیم گاهی اوقات مشکلی یا بیماری که داریم می‌گوییم چرا من، چرا فامیل من و هزاران چرای دیگر انگار مرگ خوب است اما برای همسایه اگر قدرت مطلق را وکیل خود کرده و توکل نمایید و رضا باشید و هرچه قدرت مطلق مقرر کرده و شما در برابر امر او نه مخالفتی دارید و نه موافقتی، بنابراین شما تسلیم امر او هستید مانند این شعر که‌ در کنگره عرش چه خورشید چه ماه در راه قلندری چه روشن چه سیاه که در این مرحله هرچه قدرت مطلق بگوید ما باید بگوییم چشم.

رابط خبری و ویراستاری: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر سیما(لژیون چهارم)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون پنجم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی کریمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .