English Version
This Site Is Available In English

آقای مهندس در همان سال، شیشه را «سونامی» نامیدند

آقای مهندس در همان سال، شیشه را «سونامی» نامیدند

جلسه یازدهم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی نائین، به استادی راهنمای محترم :مسافر مهدی و نگهبانی راهنمای محترم : مسافر محمدرضا و دبیری:مسافر مسلم بادستور جلسه «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» پنچشنبه 25 تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر.

خداوند را شاکرم که در این جایگاه هستم و امیدوارم بتوانم از این فرصت برای آموزش گرفتن استفاده کنم.

دستور جلسه امروز دو بخش دارد؛ تخریب‌های شیشه و روش درمان DST و چهاردهمین سال رهایی آقای علیرضا.

در مورد بخش اول، شیشه یکی از مخرب‌ترین مواد محرک است. من از اولین افرادی بودم که با تخریب شیشه وارد کنگره شدم و در سال ۱۳۸۷ به رهایی رسیدم. آن زمان شیشه هنوز ناشناخته بود و حتی در بسیاری از آزمایش‌ها قابل تشخیص نبود.

آقای مهندس در همان سال، شیشه را «سونامی» نامیدند؛ حرفی که شاید آن زمان کمتر کسی باور می‌کرد، اما بعدها همه آثار و تخریب‌های آن را دیدند. در ابتدا مصرف‌کننده احساس قدرت، انرژی و برتری می‌کند، اما به‌مرور دچار توهم، بدبینی، ناامیدی و تخریب شدید جسم و روان می‌شود.

آقای مهندس در سی‌دی جاذبه توضیح می‌دهند که مواد مخدر سنتی واقعیت را به‌طور موقت تغییر می‌دهند، اما شیشه انسان را وارد دنیایی از توهم می‌کند؛ به‌گونه‌ای که فرد احساس می‌کند برداشت‌هایش کاملاً واقعی است و همین موضوع باعث می‌شود به‌سختی بتواند از مصرف آن دست بکشد.

تجربه من نشان داد که برای مصرف شیشه، هیچ درمانی به اندازه متد DST با داروی OT مؤثر نیست. این روش، همراه با آموزش و جهان‌بینی، می‌تواند حتی شدیدترین تخریب‌های شیشه را درمان کند.

در بخش دوم، چهاردهمین سال رهایی آقای علیرضا را تبریک می‌گویم. ایشان پس از رهایی، به بازپرداخت بدهی خود پرداختند؛ ابتدا به خود، سپس به خانواده و در ادامه به جامعه، با خدمت در جایگاه راهنمایی و تربیت رهجویان. این همان مسیری است که کنگره به ما آموزش می‌دهد؛ اینکه پس از رهایی، با خدمت، آموزش و انتقال تجربه، دین خود را ادا کنیم.

امیدوارم همه ما بتوانیم در مسیر آموزش، خدمت و بازپرداخت بدهی حرکت کنیم و عاقبت‌به‌خیر شویم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید سپاسگزارم.

در ادامه جشن چهاردهمین سالروز رهایی راهنمای محترم مسافر علیرضا 

مسافر علیرضا : سلام دوستان، علیرضا هستم یک مسافر.

در ابتدا خداوند را شاکرم که در این جایگاه قرار دارم. از آقای مهندس، خانواده محترم ایشان، راهنمای عزیزم آقا مهدی و همه خدمتگزاران کنگره تشکر می‌کنم که در مسیر رهایی من سهم داشتند.

آقای مهندس می‌فرمایند: «وقتی یک نفر به رهایی می‌رسد، از آبدارچی کنگره تا دیده‌بان و مهندس، همه در آن رهایی سهیم هستند.» این جمله نشان می‌دهد که درمان، حاصل تلاش یک مجموعه است.

زندگی من به دو بخش تقسیم می‌شود؛ سی سال در تاریکی اعتیاد و هفده سال آشنایی با کنگره که چهارده سال آن را در رهایی سپری کرده‌ام. مصرف من با تریاک شروع شد و به مرور به مصرف خوراکی شیره رسید تا جایی که هنگام ورود به کنگره روزانه چهار و نیم گرم شیره مصرف می‌کردم.

ثمره آن سال‌ها چیزی جز ترس، اضطراب، ناامیدی، خماری و کابوس‌های شبانه نبود. بارها ترک کرده بودم؛ حتی یک بار هجده ماه مصرف نکردم، اما تمام آن مدت با خماری و انتظار بازگشت به مواد زندگی می‌کردم، چون درمان نشده بودم.
آقای مهندس می‌گویند: «مشکلات، رحمت هستند؛ زیرا انسان را به رشد و آرامش می‌رسانند.» من هم این موضوع را در زندگی‌ام تجربه کردم.

بزرگ‌ترین دستاورد کنگره برای من، جهان‌بینی بود. یاد گرفتم آرامش یعنی بتوانی در دل طوفان، آرام زندگی کنی. همچنین آموختم به‌جای تمرکز بر نداشته‌ها، قدر داشته‌هایم را بدانم.

همسفر شهین : سلام دوستان، شهین هستم، همسفر علیرضا و هادی.

خدا را هزاران بار شکر می‌کنم که جایی مانند کنگره ۶۰ وجود دارد. از آقای مهندس، خانواده محترم ایشان و همه خدمتگزاران کنگره سپاسگزارم.

راستش هیچ‌وقت باور نمی‌کردم علیرضا به رهایی برسد؛ چون بارها در مراکز مختلف ترک کرده بود، اما دوباره به مصرف برمی‌گشت و امیدم را از دست داده بودم.

وقتی پسرم، هادی، مصرف‌کننده شیشه شد، به خاطر او وارد کنگره شدیم. تخریب شیشه بسیار سنگین بود و همین موضوع باعث شد مسیر درمان خانواده ما از کنگره آغاز شود. خدا را شکر، علیرضا هم به واسطه هادی وارد کنگره شد و هر دو مسیر درمان را پیدا کردند.

در طول سی سال مصرف علیرضا، زندگی برای خانواده بسیار سخت بود. بیشتر نگرانی و انرژی من صرف درگیری با اعتیاد و پیامدهای آن می‌شد و آرامش واقعی در زندگی وجود نداشت.

اما با ورود به کنگره، همه چیز به‌تدریج تغییر کرد. آموزش‌ها، متد DST و راهنمایی‌های آقای مهندس باعث شد علیرضا به رهایی برسد و آرامش دوباره به خانواده ما برگردد.

امروز از صمیم قلب خدا را شکر می‌کنم که کنگره در مسیر زندگی ما قرار گرفت و این فرصت را به خانواده ما داد تا دوباره طعم آرامش را بچشیم.

مسافر هادی :سلام دوستان، هادی هستم یک مسافر.

خدا را شکر می‌کنم که امروز در این جشن و در کنار شما عزیزان حضور دارم. از آقای مهندس، خانواده محترم ایشان، همه خدمتگزاران کنگره و راهنمای عزیزم آقا مهدی سپاسگزارم که فرصت دوباره زندگی کردن را به ما هدیه دادند.

امروز که چهاردهمین سال رهایی پدرم، مسافر علیرضا، را جشن می‌گیریم، وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، بیش از هر چیز محبت، صبوری و همراهی ایشان را به یاد می‌آورم. در روزهایی که خودم در تاریکی اعتیاد بودم، با وجود تمام سختی‌ها و رفتارهایی که داشتم، هیچ‌وقت دست از حمایت من برنداشت.

ایشان برای من فقط یک پدر نبود؛ یک دوست و یک همسفر واقعی بود. با صبر، محبت و احترام، مرا در مسیر کنگره همراهی کرد و هیچ‌گاه از تلاش برای نجات من خسته نشد. امروز خوشحالم که هر دوی ما به برکت آموزش‌های کنگره، زندگی تازه‌ای را تجربه می‌کنیم.

از همه شما عزیزانی که در این جشن حضور پیدا کردید و شادی ما را کامل‌تر کردید، صمیمانه سپاسگزارم.

عکاس: همسفر علیرضا (لژیون ششم)
تایپیست: مسافر جلال (لژیون چهارم)
ویرایش، تنظیم و ارسال: همسفر علیرضا (لژیون ششم) و مرزبان خبری مسافر امیرحسین (لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .