به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان، اصغر هستم یک مسافر.
قصد من از این دلنوشته فقط سپاسگزاری است. خدا را شاکرم برای نعمت کنگره که دری از درهای بهشت را به رویم گشود تا راه و رسم زندگی کردن در بهشت را بیاموزم. آرامشی که سالها در جستوجویش در پیِ داشتههای مادی و دنیوی بودم،همان بهشتی که در درونِ خودم بود و همه جا همراهم بود و من نمیدیدمش ، حالا در این مکان تجربه میکنم. اینجا بود که معنای حقیقیِ بهشت را چشیدم و به آن آرامشی رسیدم که حلقهی گمشدهی زندگیام بود.
یاد گرفتم از کینه و دشمنی دست بکشم، از دروغ و حسادت دوری کنم و با شادیِ دیگران شاد و با غمشان اندوهگین شوم. فهمیدم زیباترین دارایی هر انسان، عشق و محبت اوست؛ محبتی بیچشمداشت و عشقی بلاعوض به تمام هستی و انسانها. آموختم از داشتههایم لذت ببرم، درک کردم که آنچه در تقدیر است به انجام میرسد و با یادگیریِ هنرِ تسلیم، خود را به خالقی سپردم که مهربان است و در هر حالتی کنارم حضور دارد.
.jpg)
صبحهای جمعه که در پارک، در کنارِ دوستان، ورزش میکنم، این حسِ صلح و رهایی در من عمیقتر میشود؛ گویی در همان لحظاتِ جنبوجوش و انرژیِ جمعی، پیوندم با خودم و جهان محکمتر میشود.
خدایا! به درگاهت میآیم تا کمکم کنی با خودم به صلح برسم. نه چون کامل شدهام و دیگر اشتباه نمیکنم، بلکه چون از جنگیدن با خویشتنِ خویش خستهام. خدایا، من همینم؛ با تمام لحظههایی که بلد نبودم دوست داشته باشم، با تمام تصمیمهایی که از روی ترس گرفتم و با بدنی که همیشه با آن مهربان نبودم. امروز میخواهم بپذیرم که همینم؛ نه چون بینقص هستم، بلکه چون واقعیام. کمکم کن همه را نه از سرِ وظیفه، که از عمقِ دلم دوست داشته باشم. آمین.
در پایان، از راهنمای عزیزم، آقا اشکانِ بزرگوار و همچنین عباسآقای عزیز، بابت تمام آموزشها و حمایتهایشان صمیمانه سپاسگزاری میکنم و امیدوارم برکتِ این راهنماییها در زندگیشان جاری باشد.
از اینکه به صحبتهای من توجه نمودید متشکرم
.jpg)
تهیه ، تنظیم و ارسال : مسافر محمد لژیون نهم
پارک پیروزی نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
126