سلام دوستان علی هستم یک مسافر. خداوند را شاکرم که جزو منتخبین خداوند هستم. به نظر من همه اعضای کنگره 60 از انتخابشدگان خداوند هستند و من نیز به نوبه خود بسیار خوشحالم که انتخابشدهام در این جمع و مکان مقدس باشم، از راهنمای عزیز خود بسیار تشکر میکنم که با عشق و محبت دست من را گرفتند و از قعر تاریکی و ظلمت بیرون آوردند و نور و مسیر روشنایی را به من نشان دادند، ایشان به من آموزش دادند که با خواست قلبی و حرکت در صراط مستقیم میتوانم از درون چاه تاریکی بیرون بیایم.
در ادامه میخواهم چندخطی، برداشت خود از وادی پنجم را با شما دوستان عزیز به اشتراک بگذارم. در این وادی آقای مهندس میفرمایند: در جهان ما تفکر قدرتِ مطلقِ حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید. به این دلیل که در چهار وادی قبل بر روی ذهن و تفکر تأکید شده و حالتهای مختلفِ تفکر کردن را به ما آموزش داده است، در وادی پنجم نوبت به حرکت کردن و استفاده از دانستههای خود در زندگی برای رسیدن به اهداف خود است و اگر غیرازاین باشد تمام دانش و آگاهی بهدستآمده بیارزش میشود.
برای مثال هدف من از آمدن به کنگره درمان و رهایی است و این خواسته را مدام در ذهن خودم تصویرسازی نمودم، ولی زمانی این عمل برای من اثرگذار بود که به آن خواسته جامه عمل پوشاندم، یعنی وارد کنگره60 شده و سفر خود را آغاز کردم. اگر فقط به درمان و رهایی فکر کرده بودم و به عمل نمیانجامید، هیچوقت در مسیر درمان قرار نمیگرفتم. آقای مهندس دژاکام در این وادی به سه جهان اشاره کردند.
جهان اول: کرهی خاکی یا جهان مادی که در آن زندگی میکنیم، جهان دوم: جهان خواب است و در آنجا نیز همانند جهان فیزیکی زندگی میکنیم و جهان سوم که بسیار پیچیده وعظیم است و یکی از شاهکارهای خداوند متعال است، جهان ذهنی است و بسیار زیاد در زندگی روزمره ما تأثیر دارد. تمام خواسته و اهداف ما ابتدا در جهان ذهنی شکل میگیرد و هر کاری که میخواهیم انجام دهیم اول در ذهن ما شکل میگیرد حتی سادهترین کارها مثل نوشیدن آب یا خوردن غذا.
من زمانی که به خویش نگاه میکنم، قبل از ورود به کنگره جهان ذهنی ویرانی داشتم و چقدر کنگره 60 و آموزشهای آقای مهندس به من کمک کردند تا بتوانم این جهان را آباد کنم. در کنگره آموزش دیدم که برای آباد کردن این جهان، اول باید ذهن خود را از ترس و اضطراب و نگرانی پاک کنم و به آرامش برسم. برای رسیدن به آرامش باید در صراط مستقیم قرار گرفت و از ضد ارزشها دوری کرد، من در کنگره آموختم که عشق را جایگزین نفرت کردن چه آرامشی به ذهن و روح و حتی جسم انسان میدهد و متوجه شدم عشق را بهجای نفرت گذاشتن یعنی تزکیه و پالایش.
هرچند که کار بسیار مشکلی است، ولی تزکیه و پالایش در کنار آموزش، بالاترین درجات را برای انسان به ارمغان میآورد. آقای مهندس میفرمایند خروج از ظلمت و دوری ضد ارزشها یکشبه اتفاق نمیافتد و مثال جالبی میزنند که وقتی ما از تهران به کرج میرویم برای برگشتن باید همان مسیر را برای بازگشت طی کنیم. امیدوارم همهی ما بتوانیم پلهپله این مسیر را سیر کنیم و به نوری که دنبال آن هستیم برسیم.
تایپ: مسافر حسین لژیون سوم
ویرایش: مسافر حسین لژیون پنجم
عکس: مسافر مهدی (ر) لژیون لژیون پنجم
ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر مهدی لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
148