وادی پنجم: در جهان ما تفکر، قدرت مطلقِ حل نیست؛ توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.
در جهان فیزیکی و حیات مادی ما، تفکر بهتنهایی برای حل مشکلات کافی نیست. فکر کردنِ صرف، بدون حرکت و عمل، ارزشی ندارد و تنها زمانی به کمال میرسد که با «رفتن و رسیدن» همراه شود. در وادیهای یک تا چهار، ما بر مقوله تفکر تمرکز کردیم و دریافتیم که تمام استعدادها و ساختارها، نخست با تفکر بهوجود میآیند:
وادی اول: تفکر صحیح را پایهگذاری میکند.
وادی دوم: به ما یادآوری میکند که بیهوده به این جهان نیامدهایم و هر کدام رسالتی بر عهده داریم.
وادی سوم: میگوید هیچ موجودی به اندازه خودِ انسان، نسبت به خویش فکر نمیکند.
وادی چهارم: بحث مسئولیت را مطرح میکند و خطومشی ما را مشخص میسازد. سلب مسئولیت از خویش و واگذاری آن به خداوند، یامقصر دانستن پدر، مادر و دیگران، تنها به این معناست که میخواهیم خود را از مشکلات مبرا کنیم. در حالی که باید بدانیم بار مسئولیت زندگی، فقط و فقط بر عهده خودمان است.
بنابراین، وادی پنجم تأکید میکند که فکر کردن بهتنهایی راهگشا نیست و هر اندیشهای تنها با اجرای آن به ثمر مینشیند.
ما در سه جهان زندگی میکنیم؛ نخست «جهان بیداری» که در آن حیات داریم و دوم «جهان خواب» که در آن به رویا میپردازیم. از جهان خواب تنها مقداری در حافظه ما باقی میماند که توسط حواس پنجگانه بیرونی به «حس مشترک» و سپس به حواس ظاهری یا حیوانی منتقل شده است؛ بخش اعظم آن نیز فراموش میشود.
جهان سوم، «جهان ذهنی» است که فوقالعاده حائز اهمیت میباشد. این جهانچنان شگفتانگیز است که ما گاه ارزش و عظمتِ واقعی آن را درک نمیکنیم. جهان ذهنی یکی از شاهکارهای عظیم خلقت است، اما چون عظمت آن را بهدرستی نمیبینیم، برایمان عادی شده است؛ درست مانند حرکتِ کره زمین که با وجودِ عظیم بودن، چون دائماً در جریان است، متوجه حرکتش نمیشویم. بسیاری از خلقتهای خداوند نیز برای ما عادی تلقی میشوند و به همین دلیل، درکِ عمیق آنها برایمان دشوار است.
جهان ذهنی از آن جهت اهمیت دارد که هر عملی را پیش از وقوع در جهان بیرونی، باید ابتدا در ذهن مجسم کنیم. در واقع، جهان ذهنی در نوع خود، شاید باعظمتتر از جهان بیرونی باشد. خداوند در جهان هستی با فرمان «شو، شود» (کنفیکون)، موجودات را خلق میکند. انسان نیز در جهان ذهنی، قدرتِ «کنفیکون» دارد و میتواند خالق باشد. حالا که انسان این توانایی را داردکه با تفکر، هر چیزی را در ذهنش ظاهر کند، باید بتواند آن را عملیاتی کرده و از نتایج آن لذت ببرد.
در نهایت، تفکر زمانی ارزش واقعی خود را پیدا میکند که کاربردی شود. بسیاری از افراد دانشِ فراوانی دارند و از عقاید دانشمندان یا سخنان شاعران آگاهند، اما تا زمانی که این دانستهها را عملیاتی نکنند، هیچ ارزشی نخواهد داشت. پس تفکر تنها زمانی ارزشمند است که به مرحله اجرا درآید و در زندگی مورد استفاده قرار گیرد.
نویسنده: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
بارگزاری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
47