در سیدی وادی پنجم آقایمهندس فرمودند: «ما چهار وادی را پشتسر گذاشتهایم؛ وادی اول با تفکر ساختارها آغاز میشود، بدون تفکر آنچه هست رو به زوال میرود. وادی دوم؛ هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمینهد. وادی سوم؛ باید بدانیم هیچ فردی به اندازه خود ما نمیتواند به خویشتن خویش فکر کند. وادی چهارم؛ مسئله خداوند را مطرح میکند، خط و خطوط مسئولیتها را مشخص مینماید». انسان در وادی چهارم یاد میگیرد که مسئولیتها دوطرفه هستند؛ حتی خداوند در برابر انسان مسئول است و انسان نباید مسئولیت کارها و مسائل خود را به گردن دیگران و خداوند قرار دهد. این چهار وادی، وادیهای تفکر هستند؛ اما زمانیکه وارد وادی پنجم میشویم، در واقع باید بتوانیم آنچه را در تفکر خود داریم بهصورت عملیاتی در بیاوریم؛ زیرا تفکر به تنهایی ارزشی ندارد.
در وادی پنجم ما با سه جهان آشنا میشویم؛ جهان خاکی که در آن زندگی میکنیم، جهان خواب که هر شب آن را تجربه میکنیم، زمانیکه به جهان خواب وارد میشویم، پنج حس درون کار نمیکنند و پنج حس بیرون فعال میشوند. در آخر جهان ذهن که بزرگترین شاهکار خلقت است؛ انسان در این جهان میتواند خلق کند و شو شود برای او اتفاق میافتد. جهان ذهن بهترین دلیلی است که با تفکر در آن در مورد خالق بودن خداوند میتوان به درک بالایی رسید. در جهان ذهن ساختارها شکل میگیرند که ممکن است ساختارها منطقی یا غیرمنطقی باشند، اگر منطقی باشند قابل اجرا هستند و باید بستر مناسب برای عملیاتی کردن آنها را فراهم کنیم، برای ایجاد بستر و اجرایی کردن ساختارها، انسان باید از استرس، ناامیدی و ترس دور باشد و در آرامش و آسایش باشد.
انسان برای رسیدن به این درجه باید طبق وادی پنجم از چندین پله عبور کند. اولین پله برگشت از ضدارزشها است، این همان مسئله توبه است؛ یعنی اگر در عمق تاریکیها هستید بیرون بیایید، بازگشت یک مرتبه امکان ندارد؛ بلکه باید ذرهذره انجام شود. برای شناخت ضدارزشها کافی است هر شخص به درون خود فرو برود، خیلی سریع میفهمد چه چیز ارزشمند و چه چیزی بیارزش است. ارزشها و ضدارزشها مسائلی هستند که خرد جهانی آنها را به رسمیت میشناسند و فرقی نمیکند در چه آیین، دین و مذهبی باشید. زمانیکه کاری ضدارزش است خرد جهانی آن را قبول ندارد. پله دوم خودداری است، گاهی برای انجام کاری هر چه فکر میکنیم به نتیجه نمیرسیم و نمیتوانیم تشخیص دهیم که آیا انجام اینکار به نفع یا ضرر ما است و ارزش یا ضدارزش میباشد، در این مواقع انسان باید از انجام آن کار خودداری کند.
پله سوم قناعت است؛ قناعت به معنای خسیس بودن نیست، بلکه به این معنا است که ما توانایی داشته باشیم از کمترین امکاناتی که در اختیار داریم، بهترین چیز را بسازیم. بهترین الگوی ما طبیعت است؛ زیرا در طبیعت از خاک شور و آب تلخ، درختان و گیاهانی رشد میکند که بهترین و شیرینترین میوهها را دارند. در گذشته با وجود امکانات کم، انسانهایی قوی و سالم پرورش مییافتند؛ اما امروزه بسیاری از فرزندان ما با وجود امکانات زیاد قناعت را نیاموختهاند. تربیت فرزندان مسئله مهمی است و به این راحتی نیست. آنها همانطور که راه رفتن و زبان را از شما آموختند، تربیت را نیز از شما یاد میگیرند. اولین قدم باید اخلاق و رفتار خود را درست کنید، اگر بچههای خود را دوست دارید، سعی کنید با کمترین امکانات بهترینها را پرورش دهید.
منبع: سیدی وادی پنجم ۱
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر لیلا
ویرایش: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چرمهین
- تعداد بازدید از این مطلب :
44