چهار وادی را پشتسر گذاشتم و به وادی پنجم رسیدم. وادیها به من روش بهتر زندگیکردن را میآموزند. مدتی است که افتخار ورود به کنگره۶۰ را دارم و از این بابت بسیار خوشحالم. سالها توسط اطرافیان مورد نصیحت قرار میگرفتم؛ اینکه من راضیه پسانداز برای روز تنگ داشته باشم؛ ولی هیچوقت چنین کاری نکردم. من به عنوان همسفر یک مصرفکننده باید چنین اقدامی را انجام میدادم؛ اما بیپولی را بهانه و این کار را به آینده موکول می کردم، در ذهن خود برنامههایی داشتم که هیچ وقت عملی نشد.
همانطور که میدانید انسان در سه جهان زندگی میکند؛ جهان خاکی(فیزیکی)، جهان خواب و جهان ذهن. هر کاری که من انجام میدهم، اول در جهان ذهن من اتفاق میافتد؛ این کارها ممکن است مثبت یا ارزشی، منفی یا ضدارزشی باشد؛ گاهی در جهان ذهنی خود چیزهایی میخواهیم که وسایلش برای ما مهیا نیست؛ بنابراین ساختار دیگری در ذهن خود میسازیم. برای انجام هر کاری نیاز است ساختار آن را در ذهن بریزیم و آن را اجرا نماییم. اگر نتوانیم هیچگاه به نتیجه نمیرسیم. «با حلوا حلوا گفتن، دهان شیرین نمیشود.» برای اینکه افکار منطقی خودمان را به صورت عملیاتی درآوریم؛ باید شرایطی را فراهم کنیم.
ترس، اضطراب، ناامیدی و سایر نکات منفی را کنار گذاشته و به مرحله آرامش قدم بگذاریم؛ برای رسیدن به آرامش، پاکسازی و سازندگی را از خود آغاز میکنیم. برای اصلاح اخلاق، رفتار و منش خود در کل باید سه اصل پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم را فرا بگیریم. افرادی هستند که فقط خوب میدانند و این دانستهها را به زبان میآورند؛ اما در مرحله عملیاتی نمیتوانند کاری کنند، آنان عالمان بیعمل هستند. گاهی میخواهیم کاری را انجام دهیم که نمیدانیم انجام آن کار به ضرر و یا سود ما است و یا اینکه ارزشی است یا ضدارزشی، در این شرایط عقلسالم حکم میکند که از انجام آن کار خودداری کنیم. مثلاً لیوان آبی برای نوشیدن داریم که نمیدانیم درون آن زهر است و یا نیست؛ در صورت ندانستن، نباید بنوشیم.
طبیعت حکم مادر ما را دارد و میتواند الگوی بسیار خوبی برای ما باشد. من میتوانم قناعت را از طبیعت یاد بگیرم که از سادهترین چیزها، بهترین بهرهبرداری را میکند و بهترین میوهها را به ما میدهد. ما انسانها با وجود داشتههای فراوان ناسپاس هستیم. در زمان قدیم با وجود تمام سختیها و نبود امکانات، فرزندان توانا و قدرتمند پرورش میدادند؛ ولی امروزه با توجه بیش از حد به فرزند، انسانی بیمسئولیت تحویل جامعه میدهند. چنین فرزندانی بزرگترین آسیبها را به شما میزنند و علت رفتار آنها یاد نگرفتن قناعت است. اسراف فقط در غذا نیست، میتواند در تربیت فرزندان هم نیز باشد. پسانداز کردن، خود قدرت و معجزهای دارد که تا آن را تجربه نکنیم، متوجه قدرت آن نخواهیم شد.
استاد در مورد رضا و تسلیم صحبت کردند؛ گاهی پیش میآید که خواست خداوند آن چیزی است که من میخواهم و آن را رضا مینامند و وقتی که خواست خداوند هرچه باشد؛ حتی اگر همراه با درد و رنج برای من باشد با دل و جان بپذیرم؛ آنگاه تسلیم قدرتمطلق شدهام. کسی که تسلیم خواست خداوند است، بهترین حال را تجربه می کند. به گفته آقای دژاکام: «غیبت و تجسس در امور دیگران کار ناپسند و ضدارزشی است.» هر کس مسئول رفتار و کردار خویش است و مسائل دیگران به من ارتباطی ندارد. انسانی که مشغول به انجام کاری باشد و برای آینده خود برنامهریزی داشته باشد، قطعاً فرصت تجسس در امورات دیگران را ندارد.
من همیشه برای انجام کاری که در ذهن دارم ترس و انرژی منفی به سراغم میآید. در این سیدی تا حدودی فهمیدم که باید این ساختارهای منفی را کنار بگذارم و مثبتنگر باشم؛ آنچه درست است به اجرا درمیآورم و خداوند در این راه به من یاری می رساند. صبر بسیار سخت و نتیجهاش بسیار شیرین است، کاری که من همسفر سالها انجام دادم و در این سیدی متوجه شدم گاهی به صلاح من نیست که خواستهام محقق شود، سالها نذر و نیاز کردم برای اینکه مسافرم درمان شود. اکنون میدانم حکمتی در آن است که من از آن بیخبرم؛ باید بپذیرم و این پذیرش احساس سبکی و رهایی به من میدهد. به امید آنکه تمام مصرفکنندگان موادمخدر به رهایی و حال خوش برسند.
منبع: سیدی «وادی پنجم»
نویسنده: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دهم)
رابط خبری: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دهم)
ویرایش: همسفر رخساره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دهم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر آسیه رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون هفتم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی تختجمشید شیراز
- تعداد بازدید از این مطلب :
93