جلسه لژیون ویلیاموایت همسفران کنگره۶۰ پارک مادر دولت آباد به استادی راهنمای ویلیاموایت همسفر فاطمه با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» و تولد یکسال رهایی مسافر نیکوتین شیما روز جمعه ۱۲ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۷:۳۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند بزرگ را شاکرم که بار دیگر این توفیق نصیب من شد تا به بهانه تولد یکسال رهایی در کنار هم آموزش بگیریم. امروز دو دستور جلسه داریم، یکی «قضاوت و جهالت» و دیگری جشن یکسال رهایی راهنمای ویلیاموایت همسفر شیما است. در مورد دستور جلسه «قضاوت و جهالت» پیش از این تصور میکردم که انسان نباید قضاوت کند؛ زیرا ما قاضی نیستیم و مسئولیت قضاوت دیگران بر عهده ما نیست.
اما با گوش دادن به سیدیها و مطالعه آموزشهای آقای مهندس دژاکام و آقای خدامی، متوجه شدم که انسان تنها قاضی خود است و باید اعمال، افکار و رفتار خود را بررسی و تحلیل کند. خداوند اختیار را به انسان داده است تا بتواند مسیر درست را از نادرست تشخیص دهد؛ بنابراین پیش از هر تصمیمی باید مسیر را بررسی کنیم و سپس با آگاهی قدم برداریم؛ اما قضاوت دیگران، انسان را از پرداختن به خود دور میکند.
وقتی مشغول بررسی خطاهای دیگران میشویم، بهتدریج گرهها و ضدارزشیهای خود را فراموش میکنیم. در ادامه، انسان از خود بتی میسازد که انتظار دارد دیگران همیشه او را تأیید کنند و برای رفتار دیگران دفتر خطا باز میکند. نتیجه این روند، شکلگیری منیت است؛ زیرا فرد تصور میکند همیشه حق با اوست و دیگران مقصرند. قضاوت، مانند یک اعتیاد عمل میکند. انسان کمکم به آن وابسته میشود و در همهجا به دنبال اثبات خود و پیدا کردن جایگاه گمشدهاش میگردد.
وقتی هم به نتیجه دلخواه نمیرسد، دچار ناامیدی میشود و همین ناامیدی زمینه پیدایش کفر، شرک و کبر را فراهم میکند. به نظر من، بسیاری از ضدارزشیها از همان قضاوت اولیه آغاز میشوند. معمولاً با یک (چرا) شروع میشود. (چرا فلانی این کار را کرد؟) یا (چرا اینگونه رفتار کرد؟) و از همین نقطه، زنجیرهای از افکار منفی شکل میگیرد. آقای مهندس دژاکام میفرمایند: «قضاوت، ریشه در جهل انسان دارد.»
اگر انسان آگاهی داشته باشد، میتواند همان ابتدای کار جلوی آن را بگیرد. همانگونه که ضدارزش در ابتدای شکلگیری بسیار کوچک است و مهار آن آسان، اگر به آن فرصت رشد بدهیم، کنترلش بسیار دشوار خواهد شد. بهترین راهکار این است که همان ابتدا به خودمان بگوییم: به من چه؟ و بدانیم هر انسانی در جایگاهی قرار دارد که عین عدالت است.
اگر بتوانیم قضاوت را در همان آغاز متوقف کنیم از شکلگیری بسیاری از ضدارزشها مانند: منیت، ناامیدی، کفر، شرک و کبر جلوگیری خواهیم کرد. برای مهار قضاوت، باید مدیریت افکار داشته باشیم. گاهی تغییر موقعیت، بلند شدن، راه رفتن یا مشغول شدن به کاری مفید میتواند ذهن را از آن موضوع دور کند. من نیز هر زمان متوجه قضاوت میشوم، سعی میکنم با بازپرداخت، خود را متوجه اشتباه خویش کنم تا دوباره آن را تکرار نکنم؛ زیرا نه در جایگاه قضاوت و نه از علم و تدبیر خداوند آگاهتر هستیم.
اگر انسان به قضاوت عادت کند درست مانند اعتیاد از آن احساس لذت کاذب میگیرد. این همان انرژی منفی و هرز است که نیروهای بازدارنده در اختیار انسان قرار میدهند؛ اما بعد از پایان آن، چیزی جز عذاب وجدان و تخریب باقی نمیماند. در واقع، بیشترین آسیب قضاوت به خود انسان بازمیگردد و نتیجه آن، آلوده شدن حس است.
یکی دیگر از حیلههای نیروهای بازدارنده این است که قبل از انجام ضدارزش میگویند: فقط همین یک بار است، اشکالی ندارد؛ اما بعد از انجام آن، همان نیرو انسان را گرفتار عذاب وجدان میکند و مدام سرزنش میکند که چرا چنین کاری انجام داده است؛ بنابراین نباید در اشتباهات خود متوقف بشویم. همانگونه که آقای مهندس دژاکام میفرمایند: «انسان مختارالخطاست.»
اگر اشتباهی انجام داد، باید آن را جبران کند، از آن درس بگیرد و به مسیر درست بازگردد نه اینکه در احساس گناه باقی بماند. در ادامه، تولد یکسال رهایی مسافر نیکوتین شیما را صمیمانه تبریک عرض میکنم. ایشان در ابتدای سفر با مشکلات زیادی روبهرو بود و همین مسائل گاهی باعث میشد حضور منظمی در لژیون نداشته باشد، در حالی که در درمان نیکوتین، نظم و انضباط نقش بسیار مهمی دارد.
اما او بهتدریج این گره را برطرف کرد و توانست حضور خود را منظم کند. نکته ارزشمند این بود که یاد گرفت در کنار مشکلات زندگی کند نه اینکه برای فرار از آنها به مصرف نیکوتین پناه ببرد. یکی از باورهای اشتباه مصرفکنندگان این است که مصرف سیگار یا قلیان باعث آرامش میشود، در حالی که مصرف دوباره تنها آرامش جسم و روان را بر هم میزند.
همسفر شیما با وجود مشکلات سفر خود را بهخوبی ادامه داد و نشان داد که میتوان در سختترین شرایط نیز آموزشها را زندگی کرد. من همیشه به رهجوها میگویم اگر به خاطر مشکلات به جسم خود آسیب بزنیم، گریه کنیم، غذا نخوریم یا اعصاب خود را فرسوده کنیم، نهتنها مشکلی حل نمیشود؛ بلکه بدهکاری بزرگی برای جسم خود ایجاد میکنیم که بعدها به شکل بیماری خود را نشان خواهد داد.
ما پیش از هر چیز در برابر جسم خود مسئول هستیم و باید پاسخگوی میلیاردها سلولی باشیم که در اختیار ما قرار گرفتهاند. خوشبختانه همسفر شیما این آموزشها را بهخوبی به کار گرفت، سفر موفقی داشت و امروز شاهد شال سورمهای و خدمت ایشان هستیم. امیدوارم این مسیر همچنان ادامه پیدا کند و همه کسانی که هنوز در تاریکی نیکوتین قرار دارند، بتوانند راه درمان را پیدا کنند، آموزش ببینند و طعم رهایی را تجربه کنند.
سخنان اسیستانت همسفر سحر:
خدا را شکر میکنم که توفیق پیدا کردم امروز در جمع دوستان مهربان لژیون ویلیاموایت حضور داشته باشم. از بودن در کنار شما بسیار خوشحال هستم. احساسی که همیشه نسبت به کنگره۶۰ داشتهام و بارها در مشارکتهای خود به آن اشاره کردهام، این است که در کنگره۶۰ به هر فرد سهمیهای از نور و آگاهی داده میشود؛ اما ارزش واقعی این است که هر شخص با این نور چه میکند؟
چگونه از آن بهره میبرد، چگونه آن را بازتاب میدهد و چگونه آن را به دیگران منتقل میکند. کنگره۶۰ به ما آموزش میدهد، زندگی میبخشد و مسیر را نشان میدهد؛ اما سؤال مهم این است که در برابر آنچه دریافت کردهایم چه چیزی به دیگران منتقل میکنیم؟ این موضوع، از ارزشمندترین بخشهای آموزش است.
به نظر من، رهاییها و تولدهایی که در لژیون ویلیاموایت اتفاق میافتد تنها یک پیام دارند؛ اینکه بند اعتیاد در خانوادهای که این مسیر را طی میکند بهطور واقعی گسسته میشود و این چرخه پایان مییابد. نکته زیبای دیگر این است که نقش مادران در این مسیر بسیار ارزشمند است. من همیشه گفتهام هر کسی که همسفر است، یا مادر بوده یا روزی مادر خواهد شد.
زمانی که یک مادر این رهایی و این تولد دوباره را تجربه میکند، گویی زندگی تازهای به تمام اعضای خانواده میبخشد و فضای خانواده رنگ و بوی دیگری پیدا میکند. از این بابت بسیار خوشحال هستم و این موفقیت را صمیمانه به راهنمای ویلیاموایت همسفر فاطمه و مسافر نیکوتین شیما تبریک عرض میکنم. معتقدم این تولدها و رهاییها از ارزشمندترین اتفاقاتی است که در کنگره۶۰ رقم میخورد.
امیدوارم همه عزیزانی که در حال سفر هستند، رهایی و تولد دوباره را تجربه کنند و بار دیگر شاهد شکلگیری حسهای ناب و زیبا در خانوادههای کنگره۶۰ باشیم. بار دیگر تأکید میکنم که لژیونهای ویلیاموایت برای من جایگاه بسیار ارزشمندی دارند. هر زمان فردی را میبینم که در حال سفر نیکوتین است یا راهنمایان این لژیون را مشاهده میکنم، احساس بسیار خوبی پیدا میکنم؛ زیرا میدانم کاری که انجام میدهند فوقالعاده ارزشمند و اثرگذار است.
از اینکه امروز در کنار شما هستم بسیار خوشحالم و امیدوارم همه ما بتوانیم این سهمیه نور و آگاهی را که در هر بخش از جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ دریافت میکنیم، همانگونه که راهنمایان ویلیاموایت با عشق و کیفیت منتقل میکنند به بهترین شکل به دیگران هدیه دهیم و دستبهدست منتقل کنیم.
سخنان مسافر نیکوتین شیما:
در ابتدا از آقای مهندس دژاکام صمیمانه تشکر میکنم که این بستر آموزشی ارزشمند را برای ما فراهم کردند. همچنین از راهنمای ویلیام وایت همسفر زهره سپاسگزارم که چند ماه ابتدایی سفر خود را در خدمت ایشان بودم و آموزش گرفتم. از راهنمای ویلیاموایت همسفر فاطمه نیز بسیار تشکر میکنم به دلیل اینکه در ادامه سفر اول و همچنین در سفر دوم، آموزشهای فراوانی از ایشان گرفتم.
واقعاً برای من زحمات زیادی کشیدند و همیشه راهنمای خوبی برای من بودند. همچنین از راهنمای جهانبینی همسفر الهام قدردانی میکنم که باعث شدند وارد لژیون ویلیاموایت بشوم، سفر خود را آغاز کنم و با تلنگری که به من زدند مسیر درمان را جدیتر دنبال کنم. اگر بخواهم از تجربههای زندگی خویش بگویم، باید بیان کنم که مشکلات بسیار زیادی را پشت سر گذاشتهام.
در اولین زندگی مشترک خود، همسر من مصرفکننده بسیار نامتعادلی بودند و ما مشکلات فراوانی را تجربه کردیم. برای ترک اعتیاد، روشهای مختلفی را امتحان کردیم؛ اما نهتنها نتیجهای نگرفتیم؛ بلکه شرایط بدتر از قبل شد. هرچه تلاش کردیم به نتیجه نرسیدیم و پس از حدود ده سال، از یکدیگر جدا شدیم. دومین بار که زندگی مشترکی را آغاز کردم نیز به واسطه مصرفکننده شدن پسر خود وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدم.
از زمان ورود به کنگره۶۰ متوجه شدم که تمام این سالها صورتمسئله را برای خود پاک کرده بودم؛ زیرا تصور میکردم بعد از جدایی، زندگیام کاملاً آرام و بیدغدغه خواهد شد؛ اما اینگونه نشد. پسر من سالار هفده ساله بود که متوجه شدیم دچار اعتیاد شده است و دوباره همان اتفاقات و سختیها برای من تکرار شد. شاید یک همسفر بتواند در نهایت از همسر خود جدا شود؛ اما هیچگاه نمیتواند از فرزند خویش دل بکند و او را کنار بگذارد.
امروز احساس میکنم خداوند میخواست در مسیر سفر من شرایطی فراهم شود تا سفر ویلیاموایت را آغاز کنم. در این سفر با آموزشها به این نتیجه رسیدم که درون من نیاز به درمان داشت و ویرانیهایی در وجود من بود که باعث شد چنین اتفاقاتی را تجربه کنم. من همیشه به دنبال حال خوب در وجود دیگران میگشتم، در حالی که باید ابتدا درون خود را درمان میکردم.
حتماً مسئلهای در درون من وجود داشت که حل نشده بود و همین موضوع باعث شد در مسیر این سفر قرار بگیرم. خدا را شکر میکنم که وقتی به این آگاهی رسیدم، توانستم سفر نیکوتین را با قدرت ادامه دهم. از همان زمانی که سفر خود را آغاز کردم اطرافیان مرتب به من ایراد میگرفتند. حتی پسر من میگفت: برای چه سفر نیکوتین انجام میدهی؟ مگر مصرف قلیانت زیاد بود؟
آنها نمیدانستند که من برای فرار از مسائل و مشکلات زندگی به مصرف قلیان روی آورده بودم. در ابتدا مصرف من زیاد نبود؛ اما به مرور زمان بیشتر و بیشتر شد. وقتی وارد سفر نیکوتین شدم و در سفر خود روی غلتک افتادم، متوجه شدم که پسر من هم به لطف خدا سفر خود را بهتر ادامه میدهد. او نیز به نتیجه رسید و خدا را شکر، رها شد. من هم به لطف خدا از انجام سفر ویلیاموایت آرامش و حال بسیار خوبی پیدا کردم.
امروز صبح که از خواب بیدار شدم، آنقدر خدا را به خاطر این حال خوب شکر کردم که قابل توصیف نیست؛ زیرا احساس میکنم بسیاری از حسهای من دوباره زنده شدهاند. امروز خیلی راحتتر میتوانم برای مشکلات خود راهحل پیدا کنم، آنها را حل کنم و آرامش بیشتری داشته باشم.
خدا را بابت این روز شکر میکنم و از راهنمای ویلیاموایت همسفر فاطمه صمیمانه سپاسگزارم که در این مسیر کمکهای بسیاری به من کردند. هنوز هم سختیها و مشکلات در زندگی وجود دارد؛ اما امروز یاد گرفتهام در کنار آنها دوام بیاورم، آرامش خود را حفظ کنم و برای هر مسئلهای راهحلی پیدا کنم.

تایپ و رابط خبری: راهنمای ویلیاموایت همسفر فاطمه (نمایندگی امامقلیخان)
ویرایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیاموایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
356