سلام دوستان الهه هستم همسفر فرهاد
وادی پنجم به ما میآموزد که در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید. پیش از ورود به کنگره، تفکر من همیشه در حد یک رویا باقی میماند. من در ذهن خود دنیایی زیبا میساختم، اما در عمل هیچ قدمی برنمیداشتم، وادی پنجم به من یادآوری کرد که ذهن، کارگاه ساخت است، نه انبار آرزوها. فهمیدم تا زمانی که تفکرات خود را از قوه به فعل در نیاورم، در همان نقطه ثابت میمانم. پلههای هفتگانهای که در این وادی ذکر شده است، برای من مانند نقشه راه بود. برگشت از ضد ارزشها، اولین قدم عملیاتی من برای خروج از تاریکی شد. من همیشه گمان میکردم تغییرات باید یکشبه اتفاق بیفتد. اما با وادی پنجم آموختم که باید ذرهذره و در مسیر صراط مستقیم حرکت کرد. با تمرین قناعت، یاد گرفتم که از داشتههای اندک خود بیشترین بهره را ببرم. این وادی به من آموخت که لازم نیست برای هر چیزی فریاد بزنم. صبر، در کنگره به معنای دست روی دست گذاشتن نیست. صبر، یعنی؛ تلاش کردن و منتظر ماندن برای به ثمر رسیدن بذر عمل. تجسس، قضاوت و غیبت سه کار ضدارزشی بود که انرژی مرا هدر میداد. وادی پنجم باعث شد دوربین را از روی دیگران بردارم و روی خود متمرکز شوم. پسانداز کردن، حتی به مقدار ناچیز، حس امنیت را در درون من زنده کرد، این کار به من ثابت کرد که اگر بخواهم، میتوانم بر مشکلات مالی غلبه کنم. توکل، رضا و تسلیم مراحل نهایی بودند که به من آرامش بخشیدند؛ یاد گرفتم در هر شرایطی، به قدرت مطلق تکیه کنم و راضی به رضای او باشم. تسلیم، برای من به معنای پذیرش فرمانهای راهنما و قوانین کنگره بود. این وادی به من آموخت که مسئولیت تمام کارهای خود را بپذیرم، دیگر به دنبال مقصر برای اعتیاد و مشکلات زندگی نمیگردم، اکنون میدانم که هر مشکلی، درسی برای رشد روح و روان من است. وادی پنجم؛ ترسهای مرا به شجاعت حرکت تبدیل کرد. من یاد گرفتم که برای رسیدن به هر هدفی، باید بهای آن را با حرکت پرداخت کنم. تغییرات من از درون شروع شد و در رفتارهای بیرونیام ظاهر گشت. این وادی باعث شد؛ آرامش از دست رفته را در وجودم دوباره پیدا کنم. سپاسگزار کنگره هستم که مرا با ابزارهای عملیاتی زندگی آشنا کرد. امروز خوشحالم که دیگر فقط فکر نمیکنم، بلکه در مسیر رسیدن حرکت میکنم.
سلام دوستان الهه هستم همسفر علی
وادی ۱ تا ۴ در مورد تفکر بود، و من یاد گرفتیم چطور تفکر کنم و فهمیدم تفاوت فکر کردن با تفکرکردن در چه چیزی است. وادی پنجم میگوید: در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید، یعنی؛ تا الان درباره هر چیزی فکر کردم، باید آن فکر را به مرحله اجرا و عمل برسانم، باید عمل کنم. به عنوان مثال هر چقدر که در کنگره آموزش دیده باشم ولی اگر نتوانم آن آموزشها را عملی کنم، آن آموزشها هیچ ارزشی ندارد در نتیجه این آموختهها هیچ مشکلی را حل نمیکند. ما باید قبل از انجام هر کاری تفکر کنیم و با آرامش و بدون ترس و ناامیدی، اعتماد به نفس خود را بالا ببریم. باید تفکر، گفتار و رفتار ما درست باشد تا بتوانیم در راه و مسیر درست قرار بگیریم. اگر یک انسان نامتعادل، بخواهد تبدیل به یک انسان متعادل شود، باید تزکیه و پالایش شود یعنی؛ از ضد ارزشها دور شود و به طرف ارزشها حرکت کند و برای اين کار، باید پلههایی را به مرور زمان طی کند و این پلهها ۷ تا است که عبارتند از: ۱.برگشت از ضد ارزشها، ۲: خودداری،۳: قناعت، ۴: صبر، ۵:تجسس، قضاوت، غیبت، ۶: پس انداز ۷: توکل، رضا و تسلیم میباشد.
منبع: سایت کنگره۶۰
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بردسکن
- تعداد بازدید از این مطلب :
58