English Version
This Site Is Available In English

سه جهان؛ مثلث تأثیرگذار بر سرنوشت انسان

سه جهان؛ مثلث تأثیرگذار بر سرنوشت انسان

جلسه دهم از دوره نود و یکم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی شادآباد با استادی راهنمای محترم مسافر سجاد، نگهبانی مسافر عیسی و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» روز شنبه ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، سجاد هستم یک مسافر. در کنگره، زمان با شتابی وصف‌ناپذیر می‌گذرد. گویی همین دیروز بود که پا به این مسیر نهادم و اکنون هفت سال از حضورم در کنگره می‌گذرد. همواره آرزوی قرار گرفتن در این جایگاه را داشتم و امروز از این فرصت بسیار خرسندم.

دستور جلسه امروز، وادی پنجم است که می‌گوید: «در جهان ما تنها تفکر قدرت مطلق حل نیست و توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید» به باور من وادی پنجم، وادی عمل کردن است. وادی‌های نخست تا چهارم، تفکر درست را به ما می‌آموزند؛ اینکه انسان چگونه امیدوار باشد، چگونه مسئولیت‌های خود را بر دوش گیرد و آنها را به خداوند واگذار نکند. در وادی پنجم، آقای مهندس مباحث بسیار گسترده‌ای را برای ما تبیین می‌کنند و تأکید دارند که حتی در این مرحله نیز تفکر نباید متوقف شود.

در این وادی، آقای مهندس از سه جهان سخن می‌گویند: جهان فیزیکی، جهان ذهن و جهان خواب. ایشان بیشتر بر جهان ذهن متمرکز می‌شوند و تأثیر آن را بر سرنوشت، آینده و تحقق خواسته‌های انسان تبیین می‌نمایند. جهان فیزیکی، همان جهانی است که ما در آن زندگی می‌کنیم. اگر این سه جهان را در کنار یکدیگر قرار دهیم، مثلثی شکل می‌گیرد که هر ضلع آن بر دو ضلع دیگر تأثیر می‌گذارد.

پرسش اساسی این است که تفکر از کجا آغاز می‌شود؟ چرا سطح فکری انسان‌ها با یکدیگر تفاوت دارد؟ چرا برخی دارای افکار مثبت و برخی دیگر دارای افکار منفی هستند؟ چه عواملی باعث می‌شود که افکار مثبت فردی، پس از مدتی به منفی گرایش یابد و برعکس؟ خود من یکی از همان افرادی بودم که با افکاری به شدت منفی وارد کنگره شدم، اما پس از درمان، این افکار به تدریج دگرگون شدند.

ریشه اصلی این تحول، به جهان ذهن بازمی‌گردد. خداوند با اعطای قدرت اختیار به انسان، ابزاری بس مهم به نام ذهن را در اختیار او نهاد. اگر از این ذهن به درستی استفاده شود، تأثیری شگرف در پیشرفت انسان خواهد داشت. به همین دلیل است که آقای مهندس در وادی چهارم تأکید می‌کنند که دست از سر خداوند بردارید و می‌فرمایند که انسان خود، سرنوشت خویش را تغییر می‌دهد.

موضوع دیگر، جهان خواب است. به گمان من، کسی که جهان ذهنی آشفته و به هم ریخته دارد بی‌تردید پیش از آن، جهان خوابی آشفته نیز داشته است. هنگامی که جهان ذهنی فردی دچار اختلال باشد، اثرات مخرب آن به‌وضوح در جهان فیزیکی او نمایان می‌شود.

در این وادی، برای دستیابی به ذهنی آرام، به مؤلفه‌هایی اشاره شده است که عبارتند از: بازگشت از ضد ارزش‌ها، صبر، تسلیم و رضا.

بخش دوم جلسه، به تولد رضای عزیز اختصاص دارد. رضا با آنتی‌ایکس شیشه و با ذهنیتی بس آشفته و تخریب‌شده وارد کنگره شد. زندگی و موقعیت شغلی او به شدت نابسامان بود. هنگام ورود به لژیون، می‌گفت که روزانه تنها ۲۵ دقیقه می‌تواند بخوابد. جهان ذهنی خرابش، او را از همه چیز و همه کس حتی از خودش غافل ساخته بود.

رضا با تسلیم کامل و همچون انسانی آهنین، سفر خود را در کنگره آغاز کرد. در ابتدا، حملات پانیک بسیاری را تحمل می‌کرد و تنها پناهش قرص‌های تجویزی بود. اما به مرور، با آموزش‌هایی که دریافت کرد و با انجام سفر سیگار، سفری با کیفیت را پشت سر گذاشت. سی‌دی‌های خود را با دقت و کیفیتی مثال‌زدنی می‌نویسد و در هر جایگاه خدمتی که قرار می‌گیرد، عملکردی ممتاز ارائه می‌دهد. پارسال موفق شد به درجه دنوری نائل شود.

رضا دارای مدرک فوق‌لیسانس است و در مقطع دکترا نیز پذیرفته شده، اما به دلیل شرایط کاری، نتوانسته ادامه دهد. جای شگفتی دارد که کنگره ۶۰ می‌تواند انسان‌هایی را که روزگاری از خود بیگانه شده بودند، به جایگاهی برساند که در عرصه‌های ورزشی و تحصیلی، به موفقیت‌های چشمگیری دست یابند. برای او بسیار خوشحالم و امیدوارم در تمام مراحل زندگی‌اش، این گونه موفق و پیروز باشد. مطمئنم که رضا به جایگاه راهنمایی خواهد رسید؛ و نه تنها رضا، بلکه هر انسانی که خواسته‌ای قلبی داشته باشد، می‌تواند به آن دست یابد.

سخن پایانی این که همه ما انسان‌ها به سوی نور حرکت می‌کنیم، حتی اگر گاهی مسیر، دور و دراز باشد. از توجه شما به سخنانم، سپاسگزارم.

خلاصه سخنان مسافر رضا:

سلام دوستان، رضا هستم یک مسافر. به باور من، روش DST بهترین و کامل‌ترین اتفاق و کشفی بود که از ازل تا ابد، توسط آقای مهندس به هستی هدیه داده شد. از خداوند به خاطر جایگاهی که در آن قرار دارم، سپاسگزارم. از آقا سجاد، راهنمای عزیزم، کمال تشکر و قدردانی را دارم که برای من زحمات بسیاری متحمل شدند. ایشان با مهربانی تمام، باورهایی را که من از دست داده بودم، با القای مثبت به من بازگرداندند. همچنین از آقا رضا، راهنمای لژیون جونز، که به من آموختند چه بخورم، چه زمانی بخورم و چه میزان غذا مصرف کنم، سپاسگزارم.

از راهنمای تازه‌واردینم آقای حمید اسدی و از ایجنت محترم شعبه آقای نوروزی و گروه مرزبانی کمال تشکر را دارم. از خدمتگزاران واحد اوتی، سایت، آبدارخانه و تمام کسانی که در کنگره زحمت می‌کشند، صمیمانه قدردانی می‌کنم.

به نظر من، یکی از مؤلفه‌هایی که به یک مصرف‌کننده مانند من رضا، کمک می‌کند تا به فکر درمان یا ترک بیفتد، تحقیر شدن از سوی جامعه است. تا زمانی که این اتفاق برای من نیفتد، به درمان فکر نمی‌کردم. فرقی نمی‌کند این تحقیر پیش ساقی اتفاق بیفتد یا مسئول داروخانه؛ زمانی که برای خرید قرص به داروخانه مراجعه می‌کردم، متصدی با نگاهی تحقیرآمیز می‌گفت: بدون نسخه نمی‌توانم انجام دهم. این اتفاق برای من تلنگر و نقطه‌عطفی بود تا به درمان بیندیشم.

موضوع دیگر اینکه زمانی که قرص مصرف می‌کردم، هدفم خواب راحت نبود، بلکه ذهنم چنان درگیر مشغله‌ها و شلوغی‌ها بود که سردرد طاقت‌فرسایی داشتم. با مصرف قرص، نهایتاً ۲۰ دقیقه می‌توانستم بخوابم. این وضعیت حدود ۴ تا ۵ سال ادامه داشت. اگرچه گاهی مصرف قرص به من کمک می‌کرد تا به کارم برسم، اما نهایتاً ۳ تا ۴ ساعت پاسخگو بود و پس از آن، به چرت‌زدن می‌افتادم. این نیز خود عاملی دیگر برای تحقیرم شد. همکارانم کم‌کم با نگاهی دیگر به من می‌نگریستند و اندکی مانده بود که شغلم را از دست بدهم.

مصرف من روزانه سه وعده بود: صبح، ظهر و شب. اگر یک وعده را مصرف نمی‌کردم، حملات وحشتناکی به من دست می‌داد و در آن لحظه احساس می‌کردم که می‌خواهم سکته کنم یا عمرم به پایان برسد.

اکنون که به گذشته خود می‌نگرم که چگونه از مصرف مواد خارج شدم، بسیار متعجب می‌شوم. به دلیل مصرف قرص، هنگامی که سفرم را آغاز کردم، بنا به دستور راهنمایم آقا سجاد، قرار شد مصرف قرص به یک‌سوم کاهش یابد. این کار بسیار دشوار بود، اما از آنجا که می‌خواستم درمان شوم، آن را انجام دادم.

دلیل اصلی انجام این کار، توصیه‌ای بود که در ابتدای ورودم به کنگره، از آقای حمید اسدی راهنمای تازه‌واردین، دریافت کردم: سرت را با سر راهنمایت عوض کن و فرمانبردار باش. همین توصیه ساده، باعث درمان اعتیاد من شد. آموزش‌های آقا سجاد نیز در مسیر درمان، به‌ویژه در کنار گذاشتن قرص، یاری‌گر من بود.

در پایان، یک توصیه به همه سفر اولی‌ها دارم: هر آنچه را که راهنماها در مسیر درمان از شما می‌خواهند، حتماً انجام دهید. ممکن است یک یا دو ماه، این کار دشوار و سخت باشد، اما ذره‌ذره با حرکت، راه نمایان می‌شود. اگر من در لژیون آقا سجاد قرار نمی‌گرفتم، امکان نداشت به درمان برسم. من معمولاً از کسی حرف‌شنوی نداشتم، اما القای مثبت از سوی راهنمایم، انرژی خوبی در من ایجاد کرد و باعث درمان من شد.

از توجه شما به سخنانم، سپاسگزارم.

رهایی‌های هفته:

تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .