English Version
This Site Is Available In English

عنوان وادی پنجم نقشه راه برای زندگی است

عنوان وادی پنجم نقشه راه برای زندگی است

همسفر فاطمه و مسافرشان با آخرین آنتی‌ایکس تریاک، شیره و متادون وارد کنگره شدند. به مدت ۱۲ ماه و ۵ روز با متد DST و داروی OT، به راهنمایی مسافر حسین  و همسفر مرضیه سفر کردند، هم‌اکنون به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس ۵ سال و چند ماه است که آزاد و رها هستند؛ ایشان در رشته ورزشی دارت و مسافرشان فوتبال فعالیت می‌کنند. همسفر فاطمه در جایگاه دبیر و نگهبان کارگاه، دبیر و نگهبان لژیون سردار، دبیر و نگهبان جلسات هماهنگی راهنمایی، ورزشبان ایروبیک، مسئول آزمون‌ها، خدمت در سایت و راهنمای DST خدمت کرده‌اند.

اینک درمورد دستورجلسه «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» گفت‌و‌گویی با ایشان ترتیب داده‌ایم که توجه شما را به آن جلب می‌کنم.

وادی پنجم چه یادآوری و چه راهکارهایی به ما می‌دهد؟

عنوان وادی پنجم می‌گوید: «در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌کند.» این جمله یکی از مهم‌ترین اصول زندگی را به ما آموزش می‌دهد؛ یعنی تفکر، نقطه آغاز حرکت است. اما اگر به عمل تبدیل نشود، هیچ تغییری ایجاد نخواهد کرد. در چهار وادی نخست، انسان یاد می‌گیرد چگونه فکر کند، مسئولیت زندگی خود را بپذیرد و از قدرت تفکر استفاده کند؛ اما وادی پنجم به ما می‌آموزد که زمان خارج شدن از دنیای اندیشه و وارد شدن به دنیای عمل فرا رسیده است. بسیاری از انسان‌ها آرزوهای بزرگ، تصمیم‌های درست و برنامه‌های ارزشمندی دارند؛ اما چون آن‌ها را اجرا نمی‌کنند، نتیجه‌ای نیز به‌دست نمی‌آورند. این وادی به ما می‌گوید فاصله بین خواستن و رسیدن، فقط با حرکت پر می‌شود. اگر بهترین آموزش‌ها را ببینیم؛ اما آن‌ها را در رفتار، گفتار و کردار خود اجرا نکنیم، دانایی ما به دانایی مؤثر تبدیل نخواهد شد. در کنگره۶۰ نیز دقیقاً همین اصل اجرا می‌شود. اگر مسافر فقط سی‌دی گوش کند؛ اما داروی خود را منظم مصرف نکند، نوشتن سی‌دی را جدی نگیرد، در جلسات حضور منظم نداشته باشد و آموزش‌ها را در زندگی اجرا نکند، درمان کامل نخواهد شد. به‌نظر من، بزرگ‌ترین پیام وادی پنجم این است که خداوند مسیر را نشان می‌دهد و آموزش، چراغ راه را روشن می‌کند؛ اما قدم برداشتن وظیفه خود انسان است. هیچ‌کس نمی‌تواند به جای ما حرکت کند یا شخصیت ما را بسازد. راهکار این وادی نیز بسیار روشن است؛ برای رسیدن به تعادل باید از ضدارزش‌ها فاصله بگیریم و با عبور از مراحلی مانند خودداری، قناعت، صبر، رضا و تسلیم شخصیت خود را بازسازی کنیم. این مسیر شاید آسان نباشد؛ اما تنها راه رسیدن به آرامش و فرمان عقل است.

با توجه به وادی پنجم برای اصلاح اخلاق، رفتار، کردار و منش خود چه باید کرد؟

اصلاح اخلاق و رفتار از شناخت خود آغاز می‌شود. تا زمانی‌که انسان تصور کند مشکلی ندارد و همه ایرادها مربوط به دیگران است، هیچ تغییری در او ایجاد نخواهد شد. وادی پنجم به من آموخت که هر تغییری ابتدا باید از درون انسان آغاز شود. اخلاق خوب با شعار، نصیحت یا آرزو به‌دست نمی‌آید؛ بلکه نتیجه آموزش، تمرین و تکرار است. برای اصلاح رفتار، ابتدا باید ضدارزش‌های وجود خود مانند دروغ، قضاوت، غیبت، خشم، حسادت، منیت، ترس، ناامیدی و خودخواهی را بشناسم؛ سپس با آموزش و عمل، آن‌ها را به ارزش تبدیل کنم. در کنگره۶۰ یاد گرفته‌ایم که تغییر شخصیت، تدریجی است. همان‌گونه که جسم در مدت یازده ماه درمان می‌شود، جهان‌بینی نیز نیازمند زمان، آموزش و استمرار است. به‌نظر من بهترین روش اصلاح اخلاق این‌است‌ که هرشب عملکرد روزانه خود را بررسی کنیم و از خود بپرسیم، امروز کجا از فرمان عقل پیروی کردم؟ کجا اسیر خواسته‌های نفس شدم؟ کجا می‌توانستم مهربان‌تر، صبورتر یا منصف‌تر باشم؟ اگر این محاسبه نفس به یک عادت تبدیل شود، انسان هرروز یک قدم به تعادل نزدیک‌تر خواهد شد. همچنین خدمت در کنگره یکی از بهترین ابزارهای اصلاح شخصیت است؛ زیرا خدمت، انسان را از خودمحوری خارج می‌کند، مسئولیت‌پذیری را افزایش می‌دهد و باعث رشد حس، اخلاق و جهان‌بینی می‌شود.

وقتی که اندیشه و تفکرات ما نیک باشد چه اتفاقی می‌افتد؟

اندیشه، نقطه آغاز تمام ساختارهای زندگی انسان است. هرچیزی که امروز در زندگی ما وجود دارد، روزی فقط یک فکر بوده است؛ اگر اندیشه سالم باشد، گفتار سالم شکل می‌گیرد، گفتار سالم، رفتار سالم را به‌وجود می‌آورد و رفتار سالم، شخصیت سالم را می‌سازد. وقتی تفکرات انسان بر پایه محبت، صداقت، عدالت، احترام و ارزش‌ها باشد، آرام‌آرام احساسات، تصمیم‌ها و روابط او نیز تغییر می‌کند. چنین انسانی کمتر دچار آشفتگی، ترس و پشیمانی می‌شود؛ زیرا قبل از هر عمل، پیامدهای آن را می‌سنجد. وادی پنجم یک نکته بسیار مهم را نیز یادآوری می‌کند؛ اندیشه نیک، شرط لازم است؛ اما کافی نیست. اگر اندیشه به عمل تبدیل نشود؛ مانند بذری است که هرگز در خاک کاشته نشده است. بهترین بذر دنیا هم اگر کاشته نشود، هرگز به درخت تبدیل نخواهد شد. بنابراین، تفکر زمانی ارزش واقعی خود را پیدا می‌کند که در رفتار انسان دیده شود. انسانی که نیک می‌اندیشد، نیک سخن می‌گوید، نیک عمل می‌کند و درنهایت، نتایج نیک نیز به‌دست می‌آورد. به‌همین‌دلیل، کنگره۶۰ فقط محل آموزش نیست؛ بلکه محل اجرای آموزش‌هاست. اگر آموزش‌ها را زندگی کنیم، اندیشه‌های ما به ساختار تبدیل می‌شوند و مسیر رسیدن به آرامش، تعادل و فرمان عقل هموار خواهد شد.

برای پاکسازی خودمان پله‌های خودداری، قناعت، صبر، رضا و تسلیم را باید طی کنیم در مورد این مراحل توضیح دهید؟

ما برای پاکسازی خودمان، پله‌های خودداری، قناعت، صبر، رضا و تسلیم را باید طی کنیم. وادی پنجم به ما می‌آموزد که برای رسیدن به تعادل، تنها دانستن کافی نیست؛ بلکه باید در مسیر تزکیه و پالایش نفس حرکت کنیم. این حرکت با عبور از پنج مرحله مهم، یعنی خودداری، قناعت، صبر، رضا و تسلیم امکان‌پذیر است. خودداری یعنی انسان در برابر خواسته‌های نامعقول و ضدارزش‌های نفس خود قدرت «نه گفتن» پیدا کند. خودداری به معنای محروم کردن خود از ارزش‌ها نیست؛ بلکه یعنی انجام ندادن کاری که عقل آن را تأیید نمی‌کند.زمانی‌که انسان بتواند خشم خود را کنترل کند، غیبت نکند، دروغ نگوید، از قضاوت بی‌جا پرهیز کند و در برابر وسوسه‌های نفس مقاومت کند، درحقیقت در حال تمرین خودداری است. به‌نظر من، خودداری اولین قدم آزادی انسان است؛ زیرا تا زمانی‌که انسان اسیر خواسته‌های نفس باشد، نمی‌تواند فرمان عقل را اجرا کند. قناعت یعنی استفاده صحیح و منطقی از امکاناتی که در اختیار ما قرار گرفته است. قناعت هرگز به معنای تنبلی، سکون یا دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه یعنی انسان گرفتار حرص، طمع، چشم‌وهم‌چشمی و زیاده‌خواهی نشود. انسان قانع، همیشه برای بهتر شدن تلاش می‌کند؛ اما آرامش خود را وابسته به داشته‌های مادی نمی‌کند. در کنگره نیز قناعت یعنی قدر آموزش، خدمت، سلامتی و فرصت حضور در این مکان مقدس را بدانیم و از آن‌ها بهترین استفاده را ببریم. صبر پذیرش زمان در انجام هر کار است. در نظام هستی هیچ رشدی یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. همان‌گونه که یک دانه برای تبدیل شدن به درخت به زمان نیاز دارد، شخصیت انسان نیز برای رشد و درمان به زمان احتیاج دارد. درمان اعتیاد در کنگره۶۰ یکی از زیباترین نمونه‌های صبر است. اگر مسافر بخواهد مسیر یازده‌ ماهه را در چند روز طی کند، نه‌تنها موفق نمی‌شود؛ بلکه ممکن است آسیب نیز ببیند. صبر یعنی در مسیر درست، بدون ناامیدی و عجله حرکت کردن. رضا یعنی انسان پس از انجام وظیفه، نسبت به نتیجه آرامش داشته باشد. رضا به معنای دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه یعنی من وظیفه خود را به بهترین شکل انجام می‌دهم و نتیجه را با آرامش می‌پذیرم. وقتی انسان به مقام رضا نزدیک می‌شود، از مقایسه کردن خود با دیگران، حسادت، اعتراض و گلایه فاصله می‌گیرد و آرامش بیشتری را تجربه می‌کند. تسلیم، بالاترین مرحله این مسیر است. تسلیم یعنی انسان در برابر فرمان عقل، قوانین الهی و نظم هستی سر تعظیم فرود بیاورد. تسلیم شدن هرگز به معنای شکست یا ناامیدی نیست؛ بلکه یعنی انسان از جنگ با حقیقت دست بردارد و با شناخت و آگاهی، در مسیر درست حرکت کند. انسان متعادل، خواسته‌های نفس را بر خواسته‌های عقل ترجیح نمی‌دهد و می‌آموزد که در برابر قوانین الهی، فروتن باشد؛ به‌نظر من اگر این پنج مرحله به‌درستی در زندگی اجرا شوند، شخصیت انسان به‌تدریج از تاریکی به روشنایی و از آشفتگی به آرامش حرکت خواهد کرد.

چه چیزی ما را به راه مستقیم، هدف و فرمان عقل نزدیک می‌کند؟

فرمان عقل زمانی اجرا می‌شود که حس انسان سالم باشد و دانایی او به دانایی مؤثر تبدیل شده باشد. آنچه ما را به راه مستقیم نزدیک می‌کند، آموزش صحیح، تفکر سالم، تجربه، خدمت، تزکیه نفس و عمل به آموزش‌هاست. اگر فقط آموزش ببینیم؛ اما آن را اجرا نکنیم، دانایی ما مانند چراغ خاموش خواهد بود. هربار که از یک ضدارزش دوری می‌کنیم، حقیقت را انتخاب می‌کنیم و مسئولیت اعمال خود را می‌پذیریم، یک قدم به فرمان عقل نزدیک‌تر می‌شویم. به اعتقاد من، خدمت در کنگره نیز یکی از مهم‌ترین عواملی است که انسان را به فرمان عقل نزدیک می‌کند؛ زیرا خدمت، منیت را کاهش می‌دهد و عشق، مسئولیت‌پذیری و نظم را در انسان تقویت می‌کند.

چگونه می‌توانیم وادی پنجم و دوری از ضدارزش‌ها را اجرا کنیم؟

اجرای وادی پنجم از کارهای کوچک روزانه آغاز می‌شود؛ هرروز که تصمیم می‌گیرم دروغ نگویم، غیبت نکنم، قضاوت نکنم، حرمت‌ها را رعایت کنم، آموزش‌ها را بنویسم، خدمت کنم و مسئولیت اشتباهاتم را بپذیرم، درحقیقت در حال اجرای وادی پنجم هستم. ضدارزش‌ها معمولاً به‌آرامی وارد زندگی انسان می‌شوند و اگر مراقب نباشیم، شخصیت ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند. به‌همین‌دلیل باید هرروز عملکرد خود را بررسی کنیم و از خود بپرسیم که امروز تا چه اندازه به فرمان عقل نزدیک بوده‌ایم؛ اجرای وادی پنجم یعنی آموزش را از روی کاغذ وارد زندگی کنیم؛ زیرا ارزش واقعی آموزش، در اجرا شدن آن است.

با توجه به صحبت‌های آقای مهندس، چگونه می‌توانیم پس‌انداز در زندگی داشته باشیم؟

از نگاه مهندس دژاکام، پس‌انداز فقط مربوط به مسائل مالی نیست. انسان باید در همه ابعاد زندگی خود پس‌انداز داشته باشد. پس‌انداز در سلامتی، یعنی از جسم مراقبت کنیم و تغذیه صحیح داشته باشیم. پس‌انداز در علم، یعنی هر روز چیزی بیاموزیم. پس‌انداز در محبت، یعنی با رفتار خوب، سرمایه‌ای از عشق و احترام در دل انسان‌ها ایجاد کنیم. پس‌انداز در زمان، یعنی عمر خود را صرف کارهای بیهوده نکنیم. پس‌انداز مالی نیز یعنی بخشی از درآمد خود را برای آینده کنار بگذاریم و از اسراف و مصرف‌گرایی دوری کنیم. به‌نظر من، انسانی که آینده‌نگر باشد، در هیچ شرایطی احساس فقر واقعی نمی‌کند؛ زیرا همیشه سرمایه‌ای از دانایی، تجربه، محبت و آرامش برای روزهای سخت ذخیره کرده است.

طبق عنوان وادی، تفکر در چه زمانی به مرحله اجرا درمی‌آید؟

عنوان وادی پنجم به ما می‌آموزد که «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌کند.» این جمله به‌تنهایی یک نقشه راه برای زندگی است. تفکر زمانی به مرحله اجرا درمی‌آید که انسان از مرحله تصمیم و آرزو عبور کند و اولین قدم عملی را بردارد. تا زمانی‌که آموزش‌ها فقط در ذهن ما باشند، هنوز ساختاری ایجاد نشده است؛ اما وقتی آن آموزش‌ها وارد رفتار، گفتار و کردار ما شوند، ساختارهای جدید شکل می‌گیرند و شخصیت انسان تغییر می‌کند. در کنگره۶۰ بارها دیده‌ایم که افراد زیادی آرزوی درمان، آرامش یا موفقیت دارند؛ اما تنها کسانی به نتیجه می‌رسند که حرکت می‌کنند، آموزش می‌بینند، آموزش‌ها را می‌نویسند، خدمت می‌کنند و در مسیر، استمرار دارند. به اعتقاد من، تفاوت انسان موفق با انسان ناموفق در میزان دانایی نیست؛ بلکه در میزان اجرای دانایی است. وادی پنجم به من آموخت که هرقدم کوچک در مسیر ارزش‌ها، ارزشمندتر از هزاران فکر و آرزوی بدون عمل است.

در مورد کلمات زیر حس خودتان را در یک جمله کوتاه بیان کنید.

اندیشه و تفکرات: چراغ راه، آگاهی، آغاز تغییر

قناعت: آرامش، شکرگزاری، بی‌نیازی

کنگره۶۰: عشق، انسان‌سازی، تولد دوباره، امید

کلام آخر

در پایان، خداوند را شاکرم که مسیر آشنایی با کنگره۶۰ را در زندگی من قرار داد؛ مسیری که به من آموخت چگونه زندگی کنم، چگونه بیندیشم و چگونه برای بهتر شدن خودم تلاش کنم. از صمیم قلب از جناب آقای مهندس حسین دژاکام سپاسگزارم که با عشق، دانش، ایثار و نگاه الهی خود، راهی را بنا نهادند که امروز هزاران انسان و خانواده به آرامش، رهایی و امید رسیده‌اند. همچنین از خانواده محترم ایشان که در این مسیر بزرگ همراه و پشتیبان بوده‌اند، صمیمانه قدردانی می‌کنم. از راهنمای مهربانم، همسفر مرضیه نیز با تمام وجود تشکر می‌کنم؛ کسی که با صبر، محبت، آموزش و انتقال حس سالم، چراغ راه من بودند و هرآنچه امروز آموخته‌ام، حاصل زحمات و دلسوزی‌های ایشان است. امیدوارم بتوانم رهجویی شایسته برای آموزش‌های ایشان باشم و این امانت ارزشمند را در مسیر خدمت، به‌درستی حفظ کنم و در پایان، اگر بخواهم پیام وادی پنجم را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم: «خداوند راه را نشان می‌دهد، آموزش مسیر را روشن می‌کند؛ اما این قدم‌های ماست که سرنوشت ما را می‌سازد. هر قدمی که در مسیر ارزش‌ها برداشته شود، انسان را به فرمان عقل، آرامش و عشق نزدیک‌تر می‌کند.» امیدوارم بتوانم تا آخرین روز زندگی، آموزش‌ها را فقط ندانم، بلکه آن‌ها را زندگی کنم؛ زیرا باور دارم زیباترین انسان‌ها کسانی نیستند که بیشتر سخن می‌گویند؛ بلکه کسانی هستند که آموزش‌ها را در رفتار، اخلاق و خدمت خود به نمایش می‌گذارند.

سپاسگزارم از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.

طراح سؤال: همسفر زهرا و همسفر آسیه رهجوی راهنما همسفر مهتاج (لژیون اول)
مصاحبه‌کننده: همسفر آسیه رهجوی راهنما همسفر مهتاج (لژیون اول)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اردستان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .