وادیها پایه جهانبینی را در کنگره شکل میدهند، یک کشاورز برای کاشت بهتر و مطلوب، زمین را از وجود سنگها و موانع با شخمزدن آماده کشت میکند و این چهار وادی تمثیل، همان زمین و کشاورز است که ما را برای آموزش دیدن و یادگیری جهانبینی آماده میکند. چهار وادی را پشت سر گذاشتیم، چهار وادی اول گفت: تفکر کن، فهمیدم بیهوده خلق نشدم، هیچکس به اندازه خودم، فکر من نیست؛ نباید توقع داشته باشم که دیگران جای من فکر کنند و یا کار مرا انجام دهند، یاد گرفتم که خداوند قدرت مطلق و آفریننده تمام هستی هست و حقههای نفس به شکل زیبایی وارد افکار و اندیشه انسان میشود که مسئولیت کارم را به عهده خداوند بگذارم، وادی چهارم به من یاد داد که تمام مسئولیتهای خودم را بپذیرم.
وادی پنجم اولین وادی است که به ما میگوید: اکنون زمان آن رسیده است که حرکت را آغاز نماییم؛ حرکتی که هدف آن در ابتدا رفتن و در انتها رسیدن به مقصد و هدف مورد نظر است. ابتدای وادی پنجم به این نکته اشاره میکند نگاه اول ما، به هر پدیده و موضوعی سطحی و ظاهری است؛ اما اگر بیشتر توجه و دقت کنیم درمییابیم که درون هر پدیده و یا موضوعی دنیایی از شگفتی و عظمت نهفته است. در ادامه وادی راجع به جهانهایی که انسان در حیات زمینی تجربه میکند، ما در جهانهای مختلفی زندگی میکنیم که سه جهان را بهصورت مشهود کاملاً میبینیم، جهان خاکی یا همان جهان فیزیکی که با اطرافیان، خانواده، محیط کار، دوستان خودآگاه، قابللمس و رؤیت است.
جهان بعدی، جهان خواب است، موقعی که میخوابیم یک سری داستانها و تصاویر را در خواب رؤیت میکنیم. جهان سوم، جهان ذهن است که ظاهراً ناخودآگاه است که هر کدام از ما در جهان ذهنی خودمان خیلی اوقات را سپری میکنیم و بدانیم این جهان ذهنی چقدر قدرتمند است هر چیزی که غیرممکن بهنظر میرسد کافیست در زمان بسیار کوتاهی در ذهنمان بهوجود بیاوریم و به آن صدا و تصویر اضافه کنیم. جهان ذهنی مقدمه برنامهریزی و عمل برای زیستن در جهان خاکی و سایر جهانها است؛ برای اینکه بتوانیم به خواسته یا هدفی برسیم؛ ابتدا نیاز است که آن ساختار در جهان ذهنی ساخته شود و شرایط و وسایلی که برای رسیدن به خواسته نیاز است در جهان ذهنی بررسی شود.
برای رسیدن به این خواستهها در جهان خاکی باید حرکت بیرونی آغاز شود؛ یعنی ساختار ذهنی به ساختار عملیاتی تبدیل شود. رسیدن به خواستهها در جهان ذهنی بسیار آسان است؛ اما رسیدن به خواستهها در جهان خاکی مستلزم حرکت، تلاش و مهیاکردن کلیه شرایط و لوازم مورد نیاز است. نکته بعدی چگونگی رسیدن به آرامش است که برای آن سه اصل مهم پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم در نظر گرفته شده است و اگر افکارمان تزکیه، پالایش و در نهایت سالم گردد، گفتار ما نیز سالم خواهد شد و گفتار سالم ما را به طرف کردار سالم سوق خواهد داد و این نکته مهم را باید در نظر داشت که تزکیه و پاکسازی را باید از خودمان شروع کنیم.
در وادی پنجم برای رسیدن به مرحله اصلاح رفتار، منش و کردار سالم پلههایی گفته شده است که با به اجرا درآوردن آنها به هدف اصلی که تعادل، آرامش و دوری از ضدارزشها است دست پیدا خواهیم کرد. این پلهها شامل برگشت از ضدارزشها، خودداری، قناعت، صبر، تجسس، قضاوت، غیبت، پسانداز، توکل، رضا و تسلیم است. برای رسیدن به هر کدام، نیاز داریم که ساختار فکری خود را به ساختار عملیاتی تبدیل کرده و در جهت رسیدن به هدف حرکت را از خود آغاز کنیم.
مثل قدیمی هست که میگوید: «دو صد گفته را نیم کردار نیست.» برای تغییر رفتار نیاز به این است، انسان برگردد تفکر کند و اشتباهات خود را بیابد؛ پس لازمه آن آموزش، تفکر و پیدا کردن راه صحیح و اصولی است که نیاز به استاد و راه بلد دارد تا تحتنظر او آموزش ببیند و راه صحیح و رسیدن به تعادل را پیدا کند، بعد از پیدا کردن راه، خود را به چالش و آزمایش بسپارد و آموزشها را عملی و کاربردی کند.
منبع: دستور جلسه هفتگی «وادی پنجم و تأثیر آن روی من»
نویسنده: راهنما همسفر معصومه (لژیون دهم)
رابط خبری: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر رخساره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تختجمشید شیراز
- تعداد بازدید از این مطلب :
663