دهمین جلسه از دوره بیست و یکم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ویژه مسافران و همسفران نمایندگی دکتر احمد به استادی: مسافر راهنما مسعود، نگهبانی: مسافر علیرضا، دبیری: مسافر محمدرضا با دستور جلسه «تخریب های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST » پنجشنبه ۱۴۰۵/۴/۲۵ساعت۱۷شروع به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که امروز در کنار شما هستم امروز بیشتر راجع به مهدی که جشن ۵ سالگی او است صحبت میکنیم و در مورد دستور جلسه شیشه و تخریبهای آن و مخدر و قرص هایی که جدیداً هست در کنگره ۶۰ غریب ۳۰ سال است که شیشه یا انواع مواد مخدر درمان شده و موضوع یک چیز دیگری هست که هر نوع مواد محرک یا مخدری وارد بدن شود به هر طریق باید وارد سد خونی مغز بشود و عبور میکند و سیستمهای بدن را از تعادل خارج میکند و آسیب میزند با متد DST در کنگره ۶۰ و داروی اپیوم تینکچریاشربت تریاک وقتی وارد سد خونی مغز میشود توسط مغز به تمام قسمتهای بدن انتقال پیدا میکند از آقای مهندس پرسیدند که شیشه که آمفتامین است و تریاک مورفین چطوری میشود مورفین بیاید آمفتامینی که انسان را درگیر کرده درمان کند شیشه ۱۰ برابر دوپامین آزاد میکند ولی به خوبی با دوز خیلی پایین کسانی که ot یاشربت تریاک مصرف میکنند در کنگره ۶۰ و به روش dst توجه داشته باشند که قدرت خیلی زیادی دارد و ۵۰ داروی ترکیبی است که همه جای بدن را پوشش میدهد و به آن فرد هم بستگی دارد که میخواهد درمان شود یا نمیخواهد آیا خواسته دارد یا ندارد موضوع روی خواستن یا نخواستن است میرویم راجع به مهدی صحبت میکنیم که امروز تولد ۵ سالگی و آزادمردی اوست تا امروز ۵ سال گذشته و اینجا نشسته است و بسیار مرتب و منظم و حال و زندگی خیلی خوبی دارد و این پیام مهدی است در خواستن یا نخواستن امیدوارم به یک عزیزی کمک کند این تولدها گرفته میشود که افرادی که در درمانشان ماندهاند، کسی که ۵ سال از مواد و سیگار آزاد شده به قول یکی از دوستان که میگوید من مفت و مجانی دارم زندگی میکنم واقعاً آدم به معنای واقعی کلمه آزادمیشود قبل از اینکه به مهدی تبریک بگویم به بنیان کنگره تبریک میگویم که ما هرچه داریم از برکت مهندس و خانوادهاش و دکتر امین است و تمام عزیزانی که در این مسیر خدمت میکنند، خیلی تبریک میگویم به مهدی عزیز به خاطر تلاش و پشتکاری که داشتندپیام ازادی مهدی این است که در سفر اولش ۳۰۰ تا سی دی نوشتند و خیلی پیگیر بودند میخواستند مهدی هم خودش اینجا بود و هم جسمش واقعاً مهدی خودش میخواست و پیگیر بود و یک فرمانبردار بود، سفر اول سرمشق زندگی برای ما است من هیچ وقت ندیدم که مهدی یک دفعه دارویش را کم یا زیاد کند و خیلی مرتب و منظم بودند و در ادامه وقتی سفر منظمی داشته باشی میشود مهدی کسی که معتاد میشود کار خیلی سختی است و چون ما خیلی میخواهیم که مصرف کننده باشیم به راحتی این کار را انجام میدهیم و اگر درمان میخواهیم باید با جان و دل بخواهیم آن موقع هست که از ظلمت به نور میروی در کنگره درمان به همه جواب میدهدباید مثل مهدی حرکت کنندوپیگیرباشند، مهدی در سفر اول هیچ وقت وارد بازی و حاشیه ها نشد و همین چیزها بود که مهدی رعایت کردوالان دارد ثمرهاش را میبیندوخیلی خوشحالم که یک نفرمثل مهدی میتواندکمک کندبه یک فرددرحال عذاب ومصرف کننده واوراازتاریکی نجات دهد

ودر ادامه صحبتهای ایجنت محترم مسافرمهدی 

سلام دوستان مهدی هستم مسافر، ممنونم از همه عزیزان تبریک میگم به همه این جشنو امروزم قسمت ما شد انشالله قسمت همه عزیزان بشه به آقا مسعود عزیز خسته نباشید و خدا قوت میگم بابت اینکه راهنمای بنده بودن و طول مسیر خیلی خیلی بهم کمک کردند هم ایشون هم خانوم جودکی همچنین خانوم زهره از همشون تشکر میکنم از همسفرم تشکر میکنم و بهش تبریک میگم خیلی مدیونش هستم،گذشت این همسفر اگه نبود شاید من الان اینجا نبودم ممنونم ازشون به جناب آقای مهندس تبریک عرض میکنم،نمیشه زیاد صحبت کرد یعنی چیزی ندارم که بگم بابت این جشن اما یه موضوعی که دوستانم اشاره کردن بهش ما رفتیم برای رهایی آقا مسعود به استاد امین گفت این آقا انقدر سی دی نوشته با تعجب به من نگاه کرد گفت راست میگه،گفتم آره،گفت همه ۲۶،۲۷ صفحه،گفتم آره آقا،من هنوز تو خونه پوکه خودکارام هست،سبد سیدیمم هست،تازگیا اساس کشی داشتیم این سبدو بچهها میخواستن بندازن دور،گفتن اینه که حال منو خوب کرده، از سی دی نوشتن هیچی نمیفهمیدم،واقعاً نمیفهمیدم،استاد امین میگفت مثلث تاریکی من فقط مینوشتم، کلمهای ازش برداشت نمیکردم اومدم گفتم آقا مسعود من فقط مینویسم،گفت اونجایی که وقتش باشه همه اون کلمهها میان کمکت،اومدم جلو دیدم که تو ثانیه به ثانیه زندگیم میاد همه اون حرفا،یکی در گوشت زمزمه میکنه میگه ببین این نقطه اونجاییه که گفتم وایس،صبر کن، تحمل کن،تفکر کن،قضاوت نکن،حق و ناحق نکن،همه اونا در طول مسیر اومدن به داد من رسیدن اون سیدیها،صحبتهای استاد،لژیون،من خودم یک پسر عمو داشتم شب عید بر اثر مصرف سیگار فوت کرد دکترا داشت، تحصیلات بالا،حقوق بالا،خانواده رتبه عالی، اصلاً یه چیزی،جوان بر اثر مصرف سیگار فوت کرد امروز قبل از اینکه بیام یه سر رفتم سر خاکش گفتم ببین چقدر من گفتم بیا این سیگارتونکش.ما رفتیم هممونم با هم شروع کردیم تواین سیگار کشت،واقعاً قدر این جایگاهی که دارید قدر این جاهی که هستید بدونید این پارک باهنر یک ساعت بعد از اینکه ما میریم برید ببینید علناً خودکشیه یعنی با تیغ انداختن به شاهرگ هیچ فرقی نمیکنه.خدا را شکر الان که حالم خوبه،الان که دارم خانواده رو میبینم،تو صورت این بچهها نگاه میکنم ذوق میکنم واقعاً من از ته قلب آرزو میکنم که این درها باز باشند و راه برای همه مصرف کنندگان نمایان بشه ما هممون به هم وصلیم همه خانواده داریم بچه داریم،برادر داریم،خواهر داریم هرکیم یه جوری بالاخره گیر این مواد مخدر،سیگار،حالا امشب یه مشروب ریزی بخوریم همه یه جور بالاخره گیرن خدا کنه که ما باشیم همه عزیزان باشن چون ما باید بهشون کمک کنیم هیچ احد دیگری به داد این عزیزان نمیرسه اول خودمون بعد همه عزیزان دیگه،باز هم از همه شما عزیزان تک به تکتون ممنون و سپاسگزارم مرسی
و در آخر آرزوی آقای مهدی در تولد پنج سال رهایی 
تایپ:مسافر بهنام (لژیون سوم)
تایپ:مسافر محمدرضا (لژیون ششم)
تنظیم و ارسال:مسافر روح الله (مرزبان خبری)
نمایندگی مسافران و همسفران نمایندگی دکتر احمد اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
145