«در جهان ما تفکر؛ قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.» تا وادی چهارم ما هرچه داریم بهصورت تئوری است یعنی داریم نقشه راه را میدهیم از وادی پنجم وارد مسئله عمل میشویم. انسان سه مرحله است ۱- در اندیشه ۲- به زبان و سخن ۳- به عمل، تا وادی چهارم در اندیشه است و بعد سخن، ما ممکن است خیلی چیزها را بدانیم؛ ولی مهمترین مسئله عمل کردن به آن است از سخن تا عمل راه بسیار طولانی و بسیار مشکل است بعضی افکار در ذهن شما است اگر بخواهید آنها را به زبان بیاوری کار مشکلی است.
وادی پنجم به ما میگوید چکار کنید، وادی یک، دو، سه و چهار تفکر است عنوانها را میگویند وادی چهارم وادی شاهکار است و ما را از گمراهی نجات میدهد که من مسئولیت کار خودم را بپذیرم و به گردن خداوند یا دیگران نیندازم میگویند: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» صدا کنید من را تا اجابت کنم شما را؛ ولی باید اسباب آن را هم فراهم کنید، مثلاً کسی که میخواهد در کنکور شرکت کند اصلاً درس نخواند و فقط دعا کند که من در کنکور قبول شوم تو هرگز قبول نمیشوی و دعایت مستجاب نمیشود دعایی اجابت میشود که شما در جهت آن دعا حرکت هم کنید، اگر حرکت نکنید با التماس و دعا درست نمیشود.
کسی برای شما دعا میکند دعا استجاب میشود نه اینکه بگویید من برای تو دعا میکنم تو برای من دعا کن مفتی و الکی چیزی نمیشود من اگر بخواهم حالم خوب شود باید آموزشها را کاربردی کنم و آنها را عملیاتی کنم در وادی پنجم میگوید: توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل میکند و این خیلی مهم است مثقالی، ذرهای عمل خیر انجام بدهید پاداش آن را میگیرید و ذرهای و مثقالی عمل شر انجام بدهید پاداش آن را میگیرید ردخور ندارد در وادی پنجم متوجه میشویم انسان در حیات زمینی خودش در چند جهان دیگر زندگی میکند جهان خاکی، جهان خواب و جهان ذهن، جهان خاکی، که برای همه ما کاملاً محسوس است و بهصورت خودآگاه در حال زیستن در آن هستیم.
جهان خواب، که ظاهراً بهصورت ناخودآگاه در آن زندگی میکنیم. جهان ذهن، مقدمه برنامهریزی و یا مقدمه عمل تمرین برای چگونه زیستن در جهان خاکی و سایر جهانها میباشد که این برنامهریزی به وسیله تفکر بهوجود میآید، وقتی تصمیم میگیریم یک ساندویچ بخوریم اول باید تمام مراحل از چگونگی تهیه تا خوردن ساندویچ را در ذهن خودمان برنامهریزی کنیم و آن را به مرحله عمل برسانیم؛ بنابراین در این وادی اگر ما نتوانیم ساختار ذهنی و ساختار تفکر خود را تبدیل به ساختار عملیاتی کنیم هیچگاه به نتیجه نخواهیم رسید برای رسیدن به آرامش بایستی پاکسازی و سازندگی را از خود آغاز کنیم و برای اصلاح اخلاق، رفتار و کردار خود بایستی سه اصل پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم را همیشه در نظر داشته باشیم.
باید این را بدانیم که دانستن تنها بدون این که دانستههای ما مورد استفاده عملی قرار بگیرند هیچ ارزشی ندارد و اینکه انسانی که تعادل ندارد و کاملاً بههم ریخته است اگر بخواهیم آن را تبدیل به انسانی با تعادل و موجه کنیم فقط یک راه وجود دارد و آن هم تزکیه و پالایش است، یعنی دوری از ضدارزشها و رفتن بهطرف ارزشها، برای خروج یا صعود از اضطراب، نگرانی، پریشانی، ناامیدی، بیماری و رسیدن به آرامش بایستی پلههایی را به مرور زمان طی کنیم که آن پلهها هفت پله میباشند: ۱- برگشت از ضدارزشها: یعنی توبه، برگشت یعنی راهی را رفتید باید برگردید رفتی ته چاه حالا تصمیم میگیری برگردی باید ذرهذره بالا بیایی و خدا هم کمکت میکند در جهان هستی انجام عمل بسیار مهم است.
۲- خودداری: یعنی در کارهایی که شک داریم که درست است یا نادرست است آن را انجام ندهیم ۳- قناعت: یعنی از چیزهای ساده و از کمترین امکانات بهترینها را بهوجود بیاوریم و این را بدانیم که تفاوت بسیاری است بین خسیس بودن و قناعت کردن ۴- صبر: صبر عبارت است از پشت سر گذاشتن و یا طی کردن یا تحمل زمان همراه با تلاش و کوشش است، برای رسیدن به اهداف تعیین شده. ۵- تجسس، قضاوت، غیبت: در کار کسی غیبت و تجسس و قضاوت نکنیم غیبت یعنی حکم اجرا میکنیم. ۶-پس انداز: «دانهدانه است غله در انبار» بسیار نقش مهمی دارد که آقای مهندس در این سیدی توصیه میکنند سیدی طلا را گوش دهید همیشه طلا هر چقدر هم ارزان باشد باز هم گران است زمان خودش گران میشود همه ما باید پسانداز داشته باشیم خانمها حکم صندوق ذخیره ارزی هستند.
قدیمها پسانداز میکردند و طلا میخریدند و بانک کارگشایی بود ذرهذره جمع میکردند و پایه اقتصادی خانواده را محکم میکردند پسانداز کردن خود حکمت و معجزهای دارد که تا به آن دست نیابیم متوجه قدرت و برکت آن نخواهیم شد بایستی آن را حفظ کنیم و به فرزندانمان نیز بیاموزیم. ۷ـ توکل، رضا، تسلیم: همواره باید به قدرت مطلق توکل داشته باشیم و با قلب، زبان و عمل نسبت به آن چه از اطراف او برای ما تقدیر میشود رضایت داشته باشیم. برای باورها ارزشی نیست باور زمانی ارزش دارد که به عمل برسد. خداوند سرنوشت ما را داده است دست خودمان نباید مسئولیتش را به خداوند بسپاریم تسلیم یعنی چه خوب و چه بد من تسلیم خداوند هستم به هر حال در وادی پنجم آموختیم؛ بایستی ساختارهای فکری خود را به ساختارهای عملی و اجرایی تبدیل کنیم.
نویسنده: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سیما(لژیون چهارم)
رابط خبری و ویراستاری: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر سیما(لژیون چهارم)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کریمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
65