همانطور که در عنوان وادی پنجم گفته شد تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل میکند. آقای مهندس از وادی اول میفرمایند: «باید ابتدا تفکر کنیم و سپس کاری را انجام دهیم» در وادی دوم گفته شد که هیچ مخلوقی جهت بیهودگی پا به حیات نمینهد؛ حتی اگر خود به هیچ فکر کن یعنی اینکه ناامید نباشیم و به قدرت مطلق یا خداوند رجوع کنیم و از خداوند باید کمک بگیریم و خداوند هیچوقت ما را رها نمیکند و در وادی سوم گفته شد که هیچ موجودی به میزان خود انسان برای خویشتن خویش فکر نمیکند؛ یعنی اینکه هیچکس به جز خودم به درد خودم نمیخورم و در وادی چهارم ما یاد گرفتیم که مسئولیت زندگی و کارهای خودمان را به خداوند واگذار نکنیم.
مسئولیت کارهای خودمان را به عهده بگیریم و فقط از خداوند نخواهیم که کارهای ما را انجام دهد و مسئولیت زندگیمان را به گردن خداوند بیندازیم در یکگوشه بنشینیم و هیچ کاری انجام ندهیم. بعد از آن میرسیم به وادی پنجم که عنوانش است تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل میکند؛ یعنی ما هر کاری که در زندگیمان بخواهیم انجام دهیم نباید فقط تفکر کنیم باید عمل نیز انجام دهیم؛ یعنی بعد از تفکر باید حرکت کنیم تلاش کنیم و تفکر را به عمل تبدیل کنیم تا کارهایمان انجام شود. بهعنوانمثال بزرگان ما همیشه گفتند که از تو حرکت از خدابرکت. یعنی تا حرکت نکنید تلاش نکنید خدا کمکی نمیتواند به شما کند.
بهعنوانمثال زمانی که ما به کنگره قدم میگذاریم بهعنوان تازهوارد کنار راهنمای تازهواردین مینشینیم اگر خودمان نخواسته باشیم و با اختیار خودمان انتخاب نکنیم آموزش نگیریم و شروع به درمان نکنیم به حرف راهنما گوش ندهیم خدا هم نمیتواند کمکی به ما کندو به رهایی و حال خوش نمیرسیم و شاید در جهانهای دیگر مثل جهان پس از مرگ تفکر قدرت مطلق حل باشد؛ ولی در جهان خاکی که در حال زندگی هستیم همراه با تفکر باید حرکت و تلاش نیز باشد. تا به خواستههایمان برسیم. ۱ برگشت از ضدارزشها ۲ خودداری ۳ قناعت ۴ صبر ۵ تجسس ۶ پسانداز ۷ توکل، رضا و تسلیم
برگشت از ضدارزشها یعنی خروج از بند شیطان باز کردن بند اعتیاد و بندهای ضدارزشی که در زندگی برای خودمان به وجود آوردهایم. برای اینکه به خداوند نزدیک شویم و درمان شویم چه از نظر اعتیاد و چه از نظر مشکلاتی که در زندگی وجود دارد باید از ضدارزشها دوری کنیم و بهطرف ارزشها حرکت کنیم. خودداری: همانطور که از اسمش پیداست یعنی اختیار داشتن خود انسان یعنی اگر کاری را که نمیدانیم انجام بدهیم یا ندهیم یا به نفع ماست یا به ضرر ما یا اینکه شاید برای ما ضرر داشته باشد باید خودداری کنیم و انجام ندهیم. قناعت: قناعت در زندگی ما بسیار اهمیت دارد؛ یعنی به آنچه داریم قانع باشیم و همه چیز را فکر نکنیم که باید بهسرعت به دست آوریم.
باید به داشتههایمان و نعمتهایی که خداوند به ما داده است قانع و شکرگزار باشیم، در زندگی قناعت داشته باشیم تا پایههای مالی خود را مستحکم کنیم. صبر که زیباترین موضوعات این وادی است که در طول زمان درمان اعتیاد برای مسافران یا برای همسفران که در طول سفر همراه مسافرشان هستند این موضوع را بهخوبی آموزش میگیرند به طور مثال برای درمان اعتیاد ما نمیتوانیم بگوییم که در طی ۲۰ روز میخواهم درمان شوم و اعتیاد خود را از بین ببرم باید همان ۱۰ الی ۱۱ ماه را صبر کنیم تا درمان شویم تا به پروسه درمان برسیم و حالمان خوب شود. موضوع بعدی قضاوت، تجسس و غیبت.
تجسس همان جاسوسی و اینکه کار ما جاسوسی نیست چونکه ما پلیس نیستیم و باید یاد بگیریم که مسائل اطرافیان به ما مربوط نیست و کار تجسس تنها کار پلیس است. قضاوت: ما قضاوتکردن را بلد نیستیم و قضاوت کار قاضی و وکیل است و کار ما نیست و ما نباید مردم را قضاوت کنیم؛ چون اگر مردم را قضاوت کنیم در جایی دیگر مردم نیز ما را قضاوت خواهند کرد و حالمان خراب میشود. غیبت کار بسیار ناپسندی است که حتی در قرآن هم گفته شده که غیبتکردن یعنی خوردن گوشت برادر مرده خود. این عمل بسیار زشت و ناپسندی است که در قرآن به این شکل از غیبت یاد شده است. غیبت باعث مشکلات زیادی میشود و در واقع بلای خانمانسوز است.
پسانداز: در این وادی آقای مهندس به ما یاد میدهند که پسانداز تنها برای انسانهای پولدار و ثروتمند نیست در واقع پسانداز برای کسانی است که درآمد کمتری دارند که هروقت نیاز داشتند بتوانند پولی کنار داشته باشند که از آن استفاده کنند و به ما آموزش میدهند که اگر ۱۰ هزار تومان دارید باید ۲ هزار تومانش را همیشه کنار بگذارید یا اگر در خانه تنها یک قرص نان دارید باید یکچهارم آن را کنار بگذارید تا برای روز مبادا داشته باشیم که استفاده کنیم که موضوع خیلی مهمی است که باید در زندگیمان یاد بگیریم. موضوع بعدی توکل، رضا و تسلیم است توکل یعنی خداوند را وکیل خودمان قرار میدهیم و خداوند همه چیز را درست میکند.
رضا یعنی اینکه همیشه ما شنیدیم که میگویند راضی هستیم به رضای خدا؛ ولی فقط در کلام نباشد؛ یعنی هر آنچه که خدا برای من مقدور کرده است باید من راضی باشم و رضایت من باید کامل باشد و گله و شکایت نکنم. تسلیم یعنی من کامل و جامع خودم را در اختیار امر خداوند قرار بدهم و اینکه چه خوب یا چه بد خداوند برای من مقدر کند با جانودل بپذیرم و اینکه تسلیم تنها با زبان نباشد و اینکه توکل، رضا و تسلیم هم زبانی باشد هم قلبی باشد و هم ذهنی.
ارسال: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
39