«در جهان ما، تفکر؛ قدرتِ مطلقِ حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.»
سلام دوستان. جواد هستم، یک مسافر
وقتی به گذشته و حال خود نگاه میکنم و زندگی و تخریبهای پیش از ورود به کنگره را با زندگی پس از کنگره مقایسه میکنم، فرصت دوبارهای که به من داده شده، برایم شبیه تولدی دوباره است. گویی با کولهباری از ظلمتها و اشتباهات از دنیا رفته بودم، اما خداوند به من فرصت داد تا بازگردم، جبران کنم و کولهبارم را از عشق و محبت سرشار سازم.
ما به خرمنگاه جان بازآمدیم
جانبِ شه همچو شهباز آمدیم
تفکرات غلط، ناآگاهی، باورهای نادرست و بسیاری عوامل دیگر، سبب میشوند انسان در موضوعاتی که نیازمند تفکر هستند، دچار شبهه، تردید و در نهایت انحراف از مسیر شود؛ مسیری که در ظاهر مستقیم به نظر میرسد.
اما زمانی که از منابع آموزشی معتبر، قابل اعتماد و هماهنگ با عقل بهره ببریم، یافتن و انتخاب مسیر درست آسانتر میشود و به آرامش نزدیکتر خواهیم شد. البته هدف نهایی ما رسیدن به آرامش نیست؛ بلکه آرامش، ابزاری برای رسیدن به هدفی بزرگتر، یعنی رهایی است. این وادی در مسیر شناخت انسان، نقشی بسیار مؤثر ایفا میکند.
اگر انسان را تنها موجودی خاکی بدانیم که مانند سایر موجودات متولد میشود، رشد میکند، تولیدمثل میکند و سپس از دنیا میرود، در حقیقت با موجودی بیثمر روبهرو هستیم؛ در حالی که بسیاری از حیوانات و گیاهان برای طبیعت سودمند و ارزشمند هستند.
اگر چنین نگرشی داشته باشیم، رشد و تعالی انسان بیاهمیت جلوه میکند و ممکن است فرد با خود بگوید: «پس در طول عمر، از انواع مواد مخدر و الکل استفاده میکنم و از زندگیام لذت میبرم.»
اما این وادی، دریچههایی تازه به سوی مقام انسانیت برای من میگشاید و به زبانی ساده میآموزد که انسان، فقط آن چیزی نیست که با چشم دیده میشود.
این وادی، وجود جهانهای دیگر را نیز برای من تبیین میکند. اما دانستن وجود جهانهای دیگر چه کمکی به انسان میکند؟
اگر انسان به وجود جهانهای دیگر اعتقاد نداشته باشد، زندگی برای او پوچ و بیمعنا میشود؛ افراد قدرتمند به ضعیفان ظلم میکنند، فساد گسترش مییابد و حتی خودکشی افزایش پیدا میکند.
البته، شناخت جهانهای دیگر، ابتدا نیازمند شناخت همین جهانی است که در آن زندگی میکنیم.
در این جهان، آنچه با چشم میبینیم، لمس میکنیم و در زندگی روزمره با آن سروکار داریم، جهان خاکی یا جهان مادی است. اما همانگونه که خورشید را در روز و ماه را در شب میبینیم یا دریای آرام را گاه طوفانی مشاهده میکنیم، انسان نیز هنگام خواب وارد جهانی دیگر میشود.
جهان خواب، دنیایی شگفتانگیز و زیباست. رؤیاها بیدلیل نیستند؛ هرکدام نشانهای در خود دارند. اگر انسان در مسیر آموزش و صراط مستقیم قرار گیرد، میتواند از این نشانهها بهره ببرد. گاهی خوابها به گذشته مربوط میشوند، گاهی پیامی برای آینده دارند؛ گاهی کابوساند، گاهی سرشار از امید؛ گاهی پیشنمایشی از جهنماند و گاهی نوید بهشت را میدهند.
جهان دیگر، جهان ذهن است. در فرد مصرفکننده، ذهن بهواسطه تصاویر منفی، درگیریها و آرشیوی از ناامیدیها، اجازه آرامش را از انسان میگیرد.
اما در کنگره میآموزیم که با تزکیه و پالایش، این ذهن را پاکسازی کنیم. این مسیر زمانبر است، اما شدنی است. در وادی اول آموختیم به چه چیزهایی فکر نکنیم. در حقیقت، یاد میگیریم این ابزار قدرتمندی را که خداوند در اختیار ما قرار داده است، دوباره تحت فرمان خود درآوریم؛ زیرا بر اثر مصرف مواد مخدر، اختیار ذهن از دست ما خارج شده و در اختیار نفس اماره و نیروهای منفی قرار گرفته است.
موضوعاتی که در این مسیر به من کمک میکنند عبارتاند از:
• در وادی اول، تمرین تفکر کردن؛
• در وادی دوم، خروج از ناامیدی؛
• در وادی سوم و چهارم، خودشناسی و پذیرش مسئولیتهای خویش؛
• و در وادی پنجم، تمرین اجرای آموختهها.
تا اینجا فقط آموزش دیدهایم، اما هنوز باید آنها را به عمل تبدیل کنیم. ساختن یک ساختار ذهنی سالم و سپس اجرای آن، همان به دست گرفتن فرماندهی ذهن است؛ ذهنی که سالها در تاریکی، ترس، اضطراب، پریشانی و جهنم زندگی کرده است.
برای خروج از این جهنم و رسیدن به آرامش، این وادی پلههایی را پیش روی ما قرار میدهد که هرکدام مرحلهای از رشد، تزکیه و پالایش انسان هستند.
چقدر خوشبختم که در کنگره ۶۰ فرصت پرداختن به خودم را پیدا کردهام؛ فرصتی که با پیمودن این پلهها، مرا به عشق نزدیکتر میکند.
توبه یا بازگشت از ضدارزشها، نیازمند خواست قلبی و رعایت قوانین و فرامین الهی است؛ یعنی دیگر آن انسان گذشته نباشم. در این مسیر، عمل به پیمان وادی هشتم کمک بزرگی به من میکند.
آیا مرد این راه هستم؟ آیا میتوانم بسیاری از لذتهایی را که سالها به آنها دل بسته بودم، کنار بگذارم؟
«اگر لذتِ ترکِ لذت بدانی
دگر لذتی را لذت ندانی.»
ما طعم این سخن را در کنگره چشیدهایم؛ لذتهایی مانند خدمت کردن، ورزش کردن، دوست داشتن انسانها و زندگی سالم.
خودداری نیز یکی دیگر از این پلههاست.
چرا دوست داشتم در هر موضوعی وارد شوم و همه چیز را تجربه کنم؟
این، ویژگی نفس است؛ نفسی که همواره خواستههای بیپایان دارد. با شناخت و مهار نفس، به خودداری میرسیم.
قناعت یعنی از داشتههای خود لذت ببریم و حسرت نداشتهها را نخوریم، اما برای رسیدن به خواستههای مشروع، آرام و در مسیر درست حرکت کنیم.
صبر نیز به معنای نشستن و منتظر ماندن نیست؛ بلکه یعنی زمینه تحقق خواستهها را با رعایت زمان فراهم کنیم.
تجسس، قضاوت، غیبت، پسانداز، توکل، رضا و تسلیم نیز ادامه همین پلههای تکامل هستند.
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچهایم
کاربردی کردن این وادی، یعنی حرکت به سوی بهشت برین.
انشاءالله از این فرصت ارزشمند بهدرستی استفاده کنیم.
شاید در نگاه اول گفته شود که اعتیاد چه ارتباطی با این مفاهیم دارد؛ اما اعتیاد بیماریای است که هم جسم و هم جان انسان را درگیر میکند. برای رهایی جان از چنگال اهریمن، تنها یک راه وجود دارد و آن، تزکیه و پالایش نفس است؛ نفسی که سالها در اعتیاد آلوده شده و در تاریکی زیسته است.
رهایی از بند اهریمن، مبارک و از توجه شما به مقاله، سپاسگزارم.
نویسنده مقاله: راهنمای محترم، مسافر جواد
تنظيم و ارسال: مسافر محمدرضا_ل-۱۲
«مسافرانِنمایندگی پرویناعتصامیِاراک»
- تعداد بازدید از این مطلب :
668