English Version
This Site Is Available In English

بیرون از کنگره 60 شیشه درمان ندارد

بیرون از کنگره 60 شیشه درمان ندارد

ششمین جلسه از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی رفسنجان با استادی،ایجنت محترم مسافر محسن، نگهبانی،مسافر جواد و دبیری، مسافر علی اصغر با دستور جلسه اول «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متدDST» پجشنبه 25 تیر 1405 ساعت 16 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که خداوند اجازه داد یک بار دیگر در کنگره باشم و در جمع شما دوستان تشکر می‌کنم از بنیان کنگره آقای مهندس و خانواده محترمشان و تمامی دیده‌بانان و راهنمایان بزرگوارم و همه کسانی که با جان و دل بدون منت خدمت می‌کنند تا فضا فراهم شود که من محسن بتوانم بیایم آموزش بگیرم و به آرامش برسم.امروز دو تا دستور جلسه داریم دستور جلسه اول دستور جلسه هفتگی می‌باشد شیشه و مخدرهای صنعتی و تخریب آن و دستور جلسه دوم تولد یک سال رهایی مسافر رضا در مورد دستور جلسه اول اگر بخواهم صحبت کنم من مصرف شیشه نداشتم ولی اکثر مواد را تجربه کردم تریاک شیره، گل، حشیش، مشروبات الکلی، کراک، هرویین ولی شیشه را تجربه نداشتم ولی چیزهایی از شیشه دیدم رهجوهایی داشتم که مصرف کننده شیشه بودند به کنگره آمدند و از تخریب‌هایشان گفتند و آنان که خواسته داشتند توانستند خیلی راحت به درمان برسند.

یادم است یکی از دوستان داداشش  مصرف کننده شیشه بود به من گفتند که با داداش بنده صحبت می‌کنید داداشم خیلی  هذیون می‌گوید توهم می‌زند حدود یک ساعت من با ایشان صحبت کردم و در انتهای صحبتمان به جایی رسیدیم که ایشان گفتند که من امام دوازدهم هستم و به زودی ظهور خواهم کرد جو طوری پیش می‌رفت که حتی بنده هم نتوانستم بگویم که نه و صحبت‌هایشان را تایید کردم

صحبت‌هایی که ما اسمش را توهم می‌گذاریم و می‌خندیم به این صحبت‌ها، در سی دی مغز آقای مهندس این موضوع را بازگو می‌کنند و می‌فرمایند اگر شما خواستید بدون مجوز (تزکیه و پالایش) با مواد مخدر از ۵ حس درونی که دارید رد شوید و پنج حس بیرونی را تجربه کنید صحبت‌هایی را می‌گویید و موضوعاتی را می‌بینید و بازگو می‌کنید که برای افراد طبیعی شما حکم یک فرد روانی را دارید.

یک فردی که از تعادل خارج شده است تمام انسان‌هایی که نزدیکشان مصرف کننده شیشه وجود داشته مطمئناً تخریب‌های شیشه را دیدند موضوع مهمی که اینجا وجود دارد این است بیرون از کنگره شیشه درمان ندارد اما وقتی که وارد کنگره می‌شوید سندهایی را می‌بینید انسان‌هایی را می‌بینید که سال‌ها مصرف کننده شیشه بودند و امروز حتی اگر قسم یاد کنند که من یک سال پیش مصرف کننده شیشه بودم کسی باور نمی‌کند الآن مثل یک فرد عادی زندگ می‌کند در آن شغلی که داشته است ارتقا پیدا کرده است فردی که قبلاً حتی فرزندش هم او را قبول نداشته است ولی امروز ک شعبه او را می‌بیند و این نشان می‌دهد که روشDST و داروی OT این اتفاق عظیم را رقم زد.

فقط شرطش این است که آن شخص خواسته این موضوع را داشته باشد پس باید قدر بدانیم ببینیم کجا هستیم قبلاً کجا قرار داشتیم ممکن بود که کنگره را پیدا نکنیم ممکن بود که وارد کنگره بشویم اما پایدار نباشیم می‌توانستیم بیاییم و برویم مثل خیلی از دوستان پیامی که برای آقای رضا نوشتم این موضوع مشخص است در اینکه باید تجربه کنم خیلی از مسائل را خیلی باید تکرار کنم و دلیلش این است آن ایمان و آن باور را ندارم خواست قوی را ندارم و اگر کسی در کنگره ۶۰ با هر ماده، مخدری با هر ماده، مخربی با هر ماده،محرکی با هرگونه مصرفی وارد شود فقط خواسته درمان داشته باشد بدون اینکه خماری بکشد بدون اینکه اذیت شود و بدون اینکه از زندگی ساقط شود می‌تواند به درمان و به حال خوش برسد.

قسمت دوم تولد یک سال‌ رهایی مسافر رضا:

اما به دستور جلسه دوم بپردازیم تولد یک سال‌ رهایی مسافر رضا در مورد تولد یک موضوع را مطرح کنم اینکه ما برای اشخاصی تولد می‌گیریم که آن شخص خدمتگزار باشد سی دی بنویسد و حضور داشته باشد در کنگره و خدمت می‌کند و وقتی که یک سال از رهایی آن شخص گذشت می‌خواهیم پیام کنگره را برسانیم که یک سال بدون مصرف مواد بدون مصرف دارو یک فرد به زندگی خود برگشته است و این یک سند بدون نقص است.

من به رضای عزیز تبریک می‌گویم همینطور به خانواده‌‌اش به آقای مهندس خانواده آقای مهندس و تمامی اعضای شعبه نیز تبریک می‌گویم رضا از رفسنجان برای درمان به کرمان می‌آمد و در لژیون آقای داوود در گنجعلی‌خان روی یک سی‌سی یا هشت دهم بود که ما از نوزدهم برج پنج آمدیم پارک که آقا رضا هم آمد و از آنجا شد رهجوی ما و بقیه سفرش را در رفسنجان ادامه داد و وقتی رها شد در قسمت OT مشغول به خدمت شد الان هم مبصر کلینیک است.

این‌که یک شخص تا قبلاً داروی درمانش OT بوده ولی امروز به عنوان خدمتگزار در کلینیک همان OTرا دست مسافران کنگره می‌دهد و هیچ حسی نه حس نفرت و نه علاقه به مصرف این مواد داشته باشد این معجزه کنگره است رضا خدمتگزار است و یک خدمتگزار صادق و یک شخص مطالبه‌گر است امیدوارم رفسنجان هم این مطالبه‌گریش ادامه پیدا کند و محکم قدم بردارد کمک کند ما یک شعبه از خودمان در رفسنجان داشته باشیم انشالله خود رفسنجان انقدر تلاش داشته باشند و محکم قدم بردارند که راهنما و ایجنت از خود رفسنجان باشد که نیازمند شهرهای دیگر نباشیم و من مطمئنم این اتفاق رخ خواهد داد باز همآقا رضا تبریک می‌گویم و نکته آخراینکه حضور همسفر کمک می‌کند در خانه آرامش باشد و مسافر با خیال آسوده بتواند خدمتش را انجام دهد و اینکه کسانی تعهد دارند در لژیون سردار تا تاریخ ۳۰ مرداد وقت دارند تعهد خودشان را پرداخت کنند انشالله ما با همت تک تک شما دوستان شاهد این اتفاق خوب باشیم تا بتوانیم با این عمل یک مکان خوب از خودمان داشته باشیم.

خلاصه سخنان مسافر رضا 

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر

تشکر و قدردانی می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان و تشکر می‌کنم از تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ مخصوصاً شعبه رفسنجان و تشکر می‌کنم از استاد بزرگوارم آقا محسن، که در این مدت زحمت زیادی برای من کشیدند. من از اصفهان معرفی شدم برای درمانم در شعبه کرمان، بعد از سه جلسه تازه واردین وارد لژیون شدم حدود چهل روز می‌رفتم ولی آن زمان کلینیک باز نمی‌شد تا بتوانم دارو بگیرم. داشتم زده می‌شدم. بالاخره دوباره آمدم به شعبه، وقتی اولین نامه دارو به من داده شده وقت داشتم به جلسه برسم، رفتم میدان مشتاق و بعد بروم کنگره، آنجا با یک بنده خدایی که فال حافظ می‌فروخت رو‌‌برو شدم و نیت کردم راهکاری جلوی من بگذارد و یک عدد فال از او گرفتم.

متنش این بود؛ بزرگترین لذت زندگی انجام کاری است که دیگران می‌گویند تو برای خودت نمی‌توانی انجام بدهی. این جمله را از دیگران شنیدم این جمله مصداق این بود که می‌خواستم به کنگره نیایم. دو ماه سفر بودم به مجلسی رفتم با چند نفر از دوستانی که مصرف می‌کردیم. آنها نشستند به مصرف کردن، من هم با دوستان بازی می‌کردم. یکی از بچه ها گفت رضا چرا رفته گوشه‌ای نشسته و نمی‌آید مصرف کند؟!! یکی دیگر از دوستانم گفت رضا دو ماه است که مصرف نمی‌کند و در حال درمان است. او جواب داد اگر بتواند مصرفش را کنار بگذارد من فلان جایزه را می‌دهم. من هم یاد فال حافظ افتادم و از آن موقع خیلی محکم قدم برداشتم و تا امروز برای من رقم خورد. خدا را شکر به رهایی رسیدم خودم و خانواده‌ام خیلی حال خوشی داریم. ممنون از اینکه به صحبت های من گوش کردید.

 

عکس: راهنما مسافر محمد 

تایپ و بارگذاری: مسافر محسن 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .