جلسه هشتم از دوره چهل و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی با استادی راهنما مسافر حسن، نگهبانی مسافر علی اکبر و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه: «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» دوشنبه 22 تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداروشکر شکر میکنم، یکبار دیگه این فرصت به من داده شد که در کنگره ۶۰ حضور داشته باشم و بتوانم بر روی ایرادت خودم کار کنم و از شما عزیزان آموزش بگیرم.
قبل از پرداختن به دستور جلسه، میخواهم بگویم که ؛ چون همهچیز را دوره میکنم ، حتی مشکلات را ؛ اصلا هر روز که از خواب بیدار میشویم ، بصورت ناخودآگاه ، مشکلات را دوره میکنیم، در واقع به سراغمان میآیند، مشکلات مادی ، خانوادگی و غیره ؛ بنابراین من هم مجبورم ، صراط مستقیم را برای خودم دوره کنم ، اگر بخواهم منتظر دوره کردن توسط راهنما باشم ، این کم است و کافی نیست.
من با خود دوره میکنم که چرا الآن اینجا هستم و از وقتم و کارم گذشتم و در این مکان حاضر شدم ؟ برای احیای انسانی.
اصلا چرا درمان ؟ ابتدا باید پرسید ، چرا آسیب ؟
اگر من در بدترین شرایط روحی باشم ، حتی اگر حادترین نوع افسردگی را داشته باشم ؛ اما بازهم بمحض اینکه چاقویی بسمت من پرتاب شود ، فورا خودم را کنار کشیده و جاخالی میدهم ؛ یا هیچوقت دستم را داخل آتش نمیبرم، اما متأسفانه خیلی از مواقع ، بخاطر مشکلات یا حتی بدهیهای خیلی جزئی و کوچک ، سیستم ایکس خودم را وارد آتش میکنیم ، چرا ؟ چون سیستم ایکس را نمیبینیم .
من هیچوقت خود را داخل یک اتوبان که اتومبیلها با سرعت بسیار زیاد در حال تردد هستند ،حتی مواقعی که حالم بد است ، نمیاندازم ؛ بنابراین جواب " چرا آسیب؟ " اینجاست که: چون من ماشینها را روئیت میکنم ، جسمم را نیز همینطور ، و آسیب این کار را هم میتوانم درک کنم و ببینم ؛ ولی متأسفانه در مورد سیستم ایکس اینطور نیست.
شاید باتوجه به پیچیدگیهای زندگی و انواع بسیار زیاد آسیبهایی که میتواند به سیستم ایکس وارد شود ، من مجبورم که دید خودم را وسیعتر کنم ؛ بعنوان مثال من با کشیدن سیگار آسیب زیادی به جسمم وارد میکنم ، اما چون همانند مثال ماشین و اتوبان ، آسیب آن قابل روئیت نیست ، متأسفانه این کار را انجام میدهم.
بنابراین باید گفت که ، من نمیدانم و آسیب میزنم. در مورد درمان نیز همینطور است. من باید از خودم بپرسم که چرا به کنگره ۶۰ میآیم ؟
تبدیل شدن به یک مصرفکننده سریع اتفاق میافتد ، چون بلافاصله پس از مصرف مواد ، حس آنرا دريافت میکنیم ولی برای درمان خیر ؛ باید مسیری طی شود تا به حس خوب آن برسیم و این کار و رسیدن به آن حال خوب مستلزم صرف زمان است.
شايد خراب کردن سیستم ایکس راحت باشد ، مثل شکستن شیشه ؛ اما درست کردنش سخت است مثل بنا کردن یک ساختمان، مصالح میخواهد ، مهندس ناظر میخواهد و زمان میبرد.
من چون فهمیدم که نمیتوانم ، پس مجبورم که ، سر تعظیم فرود آورم ؛ شاید این سختترین مرحله درمان باشد . اینکه من آن انتخاب و اختیارم را کنار بگذارم و بگویم : آقای راهنما ، شما چه میگوید، و من ، فقط چشم بگویم .
البته انجام این کار واقعا سخت است و برای همین جناب مهندس در سی دس وضایف رهجو میگوید : ایمان به کنگره ۶۰ ؛ که بنظر من ، الآن ایمان آوردن به کنگره ۶۰ کار راحتی شده ، چون حدود ۱۵۰ هزار نفر به درمان رسیدهاند ، در واقع کار ۲۰ نفر اولی که وارد کنگره شدند خیلی سخت بوده است .
اگر بدانیم که با رهایی از مواد مخدر و به درمان رسیدن ، قرار است چهچیزهایی به ما هدیه گردد ، هیچوقت با کوچکترین مشکلات و اتفاقات مثل شروع جنگ یا تعطیلی موقت جلسات ، ریزشی بوجود نمیآمد؛ شاید دلیل حرکت خود را کامل نمیدانیم.
اگر صبح بین ساعت ۴ الی ۶ بیدار نمیشوم ، چون نمیدانم پاداش برخواستن در این زمان چیست ؛ اگر در سفر اول ، سفر سیگار نمیکنم ، چون نمیدانم که با سیگار کشیدن، چقدر در فرآیند خوردن اوتی خلل ایجاد میکنم و اثر آن را کم میکنم .
اما در مورد دستور جلسه، من خودم شیشه ، گل و ترامادول مصرف میکردم و این سؤال برایم پیش آمده بود که ، چرا باید اوتی بخورم ؟ شاید دلیلش این بود که ، خود مواد هیچکاری درون بدن انجام نمیدهد و هیچ چیز تعریف شدهای نیست.
مرفین یا متاآنفتامین اصلا درون بدن تعریف نشده و کاری انجام نمیدهد ؛ در حقیقت چه چیزی حال من را خوب میکند ؟ سروتونین و دینورفین؛ و این یعنی چه ؟ به گونای ، اینها شبیه نسخههایی هستند که به خودی خود ، کاری انجام نمیدهند و فقط با مراجعه به مغز ، آنرا درخواست میکنند . مغز به خود جسم دستور میداد و آنها را ترشح میکرد؛ به نوعی از سوی چشم ما ، از مغز استخوان ما و مایع جوانی ما میگرفت و به ما حال خوب را میداد ، و چون ما نمیدانستیم ، میگفتیم که ، چقدر لذتبخش است ؛ مثل اینکه وسایل خانه را بفروشی و برای یک مسافرت هزینه کنی، خوب ، خود سفر خوب است و لذت دارد ، اما بعداز برگشت از مسافرت ، با خانهی بدون وسایل چه باید کرد.
اوتی با وارد کردن شوک به غدد بدن باعث میگردد ، مجددأ فعالیت خود را شروع کرده و بخشهایی که توسط موادمخدر تخریب شده است را بازسازی کنند، حتی قسمتهایی که بخاطر نوع زندگی غلط ، تخریب شده باشد را نیز بازسازی میکند؛ به همین دلیل برای خیلی از افراد که دارای بیماریهای دیگری نیز بودند ، بعداز رهایی از موادمخدر، به درمان رسیدند و دیگر از آن بیماریها خبری نیست؛ و بزرگترین نعمت را ، که رسیدن به حال خوش است را ، دريافت میکنند.
بنظر من خیلی میارزد که چند ماه را تحمل کنیم و در نهایت به این حال خوش دست پیدا کنیم .
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید بسیار سپاسگزارم .

تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک
تایپ و عکاسی: مسافر ابوالفضل و مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
21