سومین جلسه از دور هفتم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن، با استادی راهنمای محترم مسافر فرزاد، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر مسلم با دستور جلسه «تخریب شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد دی اس تی» روز پنجشنبه 25 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، فرزاد هستم یک مسافر.

خیلی خوشحالم که خداوند توفیق و اجازه حضور در این جایگاه خدمتی را به من داد تا در خدمت شما عزیزان باشم. دستور جلسه در مورد شیشه، مخدرهای جدید و درمان با روش DST است. شیشه از مخدرهایی است که بیس آن محرکزا است و بسیار آسیبزننده میباشد. با شروع جنگ جهانی دوم، کارخانه «ملک» آلمان آمفتامین را تولید کرد و به دلیل اینکه سربازان آلمانی و ژاپنی در یک جبهه میجنگیدند و تعداد آنها نسبت به نیروهای دشمن کمتر بود، لذا برای کارایی سربازان، بهجای ۲۴ ساعت پست، با مصرف شیشه یکباره ۴ تا ۵ روز بیدار میماندند و با این روش، راندمان آنها بالا میرفت. بعد از جنگ هم این داستان وارد جوامع انسانی شد؛ آمفتامین برای بعضی از بیماریها توسط پزشکان تجویز میشد و بهعنوان دارو از آن استفاده میکردند. بنده هم مثل خیلیها در سال ۸۲ در شهر اهواز مصرف شیشه داشتم، چرا که این مخدر با اسم خوبی وارد بازار شده بود و همهجا صحبت از این ماده جادویی بود که اعتیاد ندارد و ما شب تا صبح در حال شعر خواندن و لذت بودیم. اما با همان مصرف اول، برخلاف بقیه مواد مخدر که ۱۰ تا ۱۱ ماه زمان لازم است تا بدن تخریب شود، با از بین رفتن اثر شیشه دچار ترس و وحشت شدم؛ چرا که بعدها در کنگره فهمیدم با مصرف شیشه، دوپامین بدن چندین برابر حالت طبیعی ترشح میشود و دوپامین ماده پاداش است. وقتی قرار است برای ۲۰ روز بدن دوپامین ترشح کند ولی ظرف مدت ۲۴ ساعت ترشح میشود، آن ۲۴ ساعت رؤیایی است؛ اما بهمحض از بین رفتن اثر مصرف، شخص یکباره تهی میشود و دچار ترس و حالت عصبی وحشتزا میگردد. شخص برای اینکه از این حالت خارج شود دوباره مجبور به مصرف میشود و چون فرد وارد حالت سرخوشی میشود، متوجه مصرف دوباره و چندباره خود نمیشود. مصرف شیشه باعث از بین رفتن مواد معدنی، کلسیم و چربیها میشود و کمکم پوست شروع به آسیب دیدن میکند و دچار لکههای زیادی میشود. با مصرف شیشه، انرژی انسان از مدار خارج میشود و وارد جهانهای دیگری میشود که دیگران نمیبینند و شخص مصرفکننده واقعیتی را میبیند که دیگران نمیبینند و از دید دیگران شخص دچار توهم شده است و این بسیار خطرناک است. مصرفکنندگان شیشه «مصرفکنندگان شاخدار» هستند، چرا که هم به خود آسیب میرسانند و هم به دیگران. شیشه با اسامی خوب وارد جامعه شد، ازجمله اینکه اعتیاد ندارد و در باشگاههای بدنسازی بانوان و آقایان بهشدت مورد استفاده بود و چون باعث آزاد شدن انرژی میشد، شخص لاغر میشد؛ ولی بعدها آسیب شدیدی به مصرفکنندگان وارد میکرد. همه این داستانها برای من اتفاق افتاد تا اینکه با یک حال بسیار بد وارد کنگره شدم و وقتی فضای کنگره را درک کردم، به یک آرامش رسیدم و حس کردم جواب سؤالهای من را اینجا میدهند. شیوه تخریب ساختمان مهم نیست که بهوسیله لودر انجام بگیرد یا بمب! مهم این است که کنگره ۶۰ روش ساخت آن ساختمان را بلد است. من فکر میکنم انسانها همیشه سرگردانند و دنبال راه هستند و سؤال اینجاست که انسان کِی رها میشود؟ زمانی که به آرامش و ایمان برسد، البته ایمانی که باعث آرامش انسانها میشود. ما در کنگره دوباره انسان بودن و خندیدن و زندگی کردن را یاد میگیریم و تجربه میکنیم. همه ما در زندگی شکست را تجربه کردهایم؛ خب آیا ما در کنگره احیا نشدهایم؟ و آیا توانستهایم به هدفهای خود برسیم؟ من در کنگره به همه اهداف خود رسیدم، پس کنگره خانه من است و واقعاً من این حس را دارم؛ پس همه ما برای هزینه یا خدمت به خانواده، آیا حسابوکتاب میکنیم یا منت میگذاریم؟ جمله آخر اینکه: من روزی که وارد کنگره شدم نتوانستم مدرک لیسانس خود را اخذ کنم، ولی الان با مدرک دکتری در سه دانشگاه در حال تدریس هستم. من خود را فرزند کنگره میدانم، دلیل این رشد و پیشرفت در خدمت کردن میباشد و خداوند هم پاداش خدمت را میدهد. شما که بهای سنگین اعتیاد را پرداخت کردهاید، آن را ارزان نفروشید؛ یعنی اینکه خدمت کنید و با حضور پررنگ در لژیون سردار و پارک، راه آیندگان را هموار کنیم تا آنها هم بتوانند از این فضا استفاده کنند و به رهایی برسند.

تایپ: مسافر مسلم (لژیون دوم)
عکاس: مسافر احسان (لژیون هفتم)
ویرایش، تنظیم و ارسال خبر: مسافر کرامت (مسئول سایت)
مرزبان خبری: مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
726