در جهان ما" تفکر "قدرت مطلق حل نیست.بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می نمایم.
به طور کلی از وادی یک تا چهار روی تفکر کار شده است .که با تفکر ساختارها آغاز می گردند.و هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نگذاشت است.
باید بدانیم که هیچ موجودی به اندازه خودمان راجب به خودمان فکر نمی کند ؛و در وادی چهارم که مسئله ی مسئولیت را به خداوند نسبت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویش.
حالا در این وادی گفته می شود که اگر تفکر کردیم و به اندازه بسیار زیاد اطلاعات و آگاهی حفظ بودیم .ولی آن را به مرحله ی عمل در نیاوریم پشیزی ارزش ندارد، و این روند از پای بند ویران است؛
وگر برای نهادن است ؛چه سنگ و چه زر
وقتی شما پول و طلا و ثروتی را پنهان کنید و از آن استفاده نکنید ؛هیچ فرقی با سنگ ندارد.
علم بی عمل به هیچ دردی نمیخورد.
در سی دی وادی پنجم ذکر می شود که بلد بودن موقعی ارزشمند است ؛ که ما آن را به کار بگیریم ، و از آن استفاده کنیم .اگر نتواند به مرحله ی عمل در بیاید هیج ارزشی ندارد.
انسان قدرت کن فیکون را دارد، و در جهان ذهنی هر چیزی را می تواند متصور شود ، و خلق کند ولی اگر از جهان ذهن خارج شویم و پارامتر زمان را لحاظ کنیم مسئله کاملا متفاوت میشود.
مهندس بیان می کنند که :
۴ وادی اول وادی های مقدمه ی برای وادی پنجم هستند و در تاریخ۹۱/۰۶/۱۱ من این وادی ها را مجدداً نوشته ام که الان وادی ها شامل دو بخش هست ،و مناسب برای همه ی افراد.
انسان در همین حیات زمینی خودش در چند جهان زندگی می کند ؟
۱.جهان خاکی و فیزیکی که در آن به صورت خود آگاه در حال زیستن هستیم .
۲.جهان خواب
۳.جهان ذهنی
جهان ذهنی در جایگاه خودش می تواند گاهی خطرناک باشد.به مانند افرادی که دست به خود کشی می زنند ،آنها ابتدا در جهان ذهنی دچار افسردگی شده اند و بعد خودش را کشتن .و بعد جهان بیرون این عمل را انجام داده اند.
جهان ذهنی جهان خیلی مهمی هستش که حیات های دیگری در آن وجود دارد که قابل رویت نیست.به مانند هفت اندام در هفت طبقه ی آسمان و غیره .
((جهان ذهنی مقدمه ی برنامه ریزی و یا عمل تمرین برای چگونه زیستن در جهان خاکی و یا سایر جهان ها می باشد.))
تفکر هست که ساختارهای جهان ذهنی را شکل می دهد.
و اگر ما نتوانیم که ساختارهای ذهنی و تفکراتی خود را تبدیل به ساختارهای عملیاتی برسانیم هیچگاه به نتیجه نمیرسیم.
"مسائل را باید از بلقوه به بلفعل درآوریم."
و برای تبدیل ساختار فکری و ذهنی به ساختار عملیاتی به بستر مناسب احتیاج داریم.و باید حالت اضطراب و ترس از بین برود و عدم اعتماد به نفس ،نا امیدی ؛و سایر نکات منفی خارج بشوند تا به مرحله ی آرامش قدم بگذاریم ؛اگر میخواهیم به آرامش برسیم.بایستی پاکسازی و سازندگی را از خود آغاز نماییم ، و برای اصلاح اخلاق و کردار و منش خود ؛در کل باید سه اصل پندار سالم ؛کردار سالم را همیشه در نظر داشته باشیم .و خواسته های منطقی داشته باشیم.
برای تبدیل آب آلوده و کثیف به آب سالم و زلال فقط یک راه وجود دارد و آن هم تصفیه هست.
(( برای تبدیل انسان بی تعادل و کاملا بهم ریخته به انسان با تعادل و موجه فقط یک راه وجود دارد و آن هم تزکیه و پالایش انسان هست ؛یعنی دوری از ضد ارزشها و رفتن به طرف ارزشها.))
برای خروج و یا صعود از اضطراب و نگرانی و پریشانی و ناامیدی و بیماری و.... به طرف رهایی باید پله های را طی کنیم.این پله ها شامل :
۱.برگشت از ضد ارزش ها :
توبه یعنی بازگشت .یعنی از اعماق تاریکی خارج شدن و اینخارج شدن به یک مرتبه امکان پذیر نمی باشد،و باید ذره ذره بازگشت.
ضد ارزش چیزهای هستند که خرد جهانی آن ها را به رسمیت می شناسد.
کلیه ی ادیان و دیندار ها و بی دین ها .و حتی قبایل دور افتاده آن ها را به عنوان ضد ارزش میشناسند به مانند :دروغ گفتن ،پیمان شکنی ، دزدی ، رشوه دادن و رشوه گرفتن ،خیانت ؛شهادت دروغ دادن ، به حریم دیگران تجاوز کردن ، در کار دیگران تجسس کردن و....
۲.خود داری
کاری را که نمی دانی درست است یا غلط بهتر است انجام ندهیم.
۳.قناعت
۴.صبر
۵.تجسس ،قضاوت ،غیبت
۶.پس انداز :دانه دانه است غله در انبار
۷.توکل ،رضا،تسلیم
نویسنده و ارسال:همسفر مرجان رهجوی همسفرزهره لژیون اول،دبیرسایت
ویرایش :همسفر ساره رهجوی همسفر ساره لژیون اول،نگهبان سایت
همسفراننمایندگی کارون
- تعداد بازدید از این مطلب :
19