در کنگره۶۰ فقط دانستن و فهمیدن کافی نیست، بلکه باید آنچه را که میآموزیم در زندگی خود به کار ببندیم تا به نتیجه برسیم. آقای مهندس حسین دژاکام در کتاب عشق، چهارده وادی را برای رسیدن به خود نوشته است، در سه وادی اول تأکید زیادی بر تفکر کرده است، زیرا هر حرکتی که در زندگی ما شکل میگیرد، ابتدا از ذهن و تفکر ما آغاز میشود. در کنگره۶۰ هم برای درمان فقط به جسم و روان توجه نمیشود، بلکه جهانبینی نیز باید به تعادل برسد؛ چون اگر نگرش و دیدگاه ما اصلاح نشود، حتی اگر جسم و روان تا حدی سامان بگیرند، باز هم در ادامه مسیر با مشکل روبهرو خواهیم شد.
برای اینکه هر فعلی در زندگی ما بهوجود بیاید، قبل از آن یک ساختار ذهنی شکل گرفته است، یعنی ابتدا من در ذهن خود چیزی را میسازم، به آن فکر میکنم، آن را پرورش میدهم و بعد آن فکر آرامآرام به گفتار و سپس به عمل تبدیل میشود. ساختارهای ذهنی ابعاد و جهتهای مختلفی دارند و اینجاست که اهمیت تفکر مشخص میشود، تفکر دو جهت دارد؛ یکی جهت مثبت و دیگری جهت منفی. ساختارهایی که از این دو جهت بهوجود میآیند نیز بر زندگی من اثر میگذارند، گاهی من این ساختارها را از محیط و از طریق حواس خود جذب میکنم و گاهی نیز با اراده و خواسته خودم آنها را از قوه به فعل درمیآورم.
بخش مهمی از ساختارهای ذهنی ما از طریق حواس و عوامل بیرونی وارد ذهن میشوند؛ برای مثال اگر من در یک جمع دوستانه حضور داشته باشم و بیشتر صحبتها درباره بیماری، ناامیدی، ترس، دزدی یا مشکلات مختلف باشد، این موضوعات از طریق شنیدن، دیدن و حتی گفتوگو کردن وارد ذهن من میشوند، وقتی این تصاویر و کلمات بارها تکرار شوند، کمکم ذهن من به سمت همان موضوعات کشیده میشود، ممکن است ساعتها درباره آنها فکر کنم، آنها را در ذهن خود بزرگ کنم و حتی در صحبت با دیگران نیز همان مطالب را تکرار کنم، در این حالت من بدون اینکه متوجه باشم، در حال تغذیه کردن یک ساختار منفی در ذهن خود هستم. این مسئله نشان میدهد که ذهن انسان تا چه اندازه از محیط اطراف تأثیر میپذیرد.
هر تفکری که وارد ذهن من شود و من آن را بپذیرم یا جذب کنم، در نهایت روزی از زبانم جاری میشود، وقتی فکری بر زبان جاری شد، آرامآرام به مرحله عمل نزدیک میشود و وقتی به عمل رسید، نتیجه آن را در زندگی خود خواهم دید. پس اگر بخواهم زندگیام را تغییر دهم، باید از تفکراتم شروع کنم. اگر ورودیهای ذهنی من سالم باشند، طبیعتاً گفتار و کردار من هم به سمت سلامت حرکت میکند. اما اگر ذهن من دائماً درگیر ترس، قضاوت، ناامیدی و تصاویر نادرست باشد، نمیتوانم انتظار داشته باشم که در عمل نتیجه روشن و سالم به دست بیاورم.
من خودم قبل از آشنایی با کنگره۶۰ تصور دیگری از یک مصرفکننده داشتم، آنچه در رسانهها، مدرسه، جامعه و حتی در صحبتهای مردم دیده و شنیده بودم، تصویری تاریک، ناامیدکننده و ترسناک از فرد مصرفکننده و خانواده او در ذهنم ساخته بود، آموزشهایی که گرفته بودم، بیشتر بر ترس، قضاوت و ناامیدی استوار بود تا شناخت و آگاهی. به همین دلیل، بزرگترین تاریکی را در زندگی خانوادههای یک مصرفکننده میدیدم و فکر میکردم اعتیاد پایان یک زندگی طبیعی است. خوشبختانه از زمانی که با کنگره۶۰ آشنا شدم دیدگاه من بهتدریج تغییر کرده است، آموزشهای کنگره۶۰ باعث شده است من با حقیقت اعتیاد، با مسیر درمان و جهانبینی آشنا شوم، متوجه شدم که اگر درمان بهدرستی انجام شود و فرد مصرفکننده به تعادل برسد، نهتنها زندگی از بین نمیرود، بلکه حتی میتواند زیباتر، عمیقتر و آگاهانهتر از قبل شکل بگیرد. امروز باور دارم که زیباترین شکل زندگی میتواند در خانواده یک مصرفکننده ظاهر شود که راه درست درمان را پیدا کرده است و با آموزش، صبر و حرکت در مسیر صحیح به درمان واقعی رسیده است.
حالت دوم ساختارهای ذهنی زمانی است که من خودم به یک خواسته درست فکر میکنم و برای رسیدن به یک هدف مشخص، در ذهنم ساختاری میسازم. در این حالت من اسیر ورودیهای ناآگاهانه نیستم، بلکه با تفکر، دقت و هدفگذاری حرکت میکنم، اگر مسئله برایم مبهم باشد میتوانم از تجربه و نظر دیگران استفاده کنم، آگاه تر شوم، تصمیم نهایی را خودم بگیرم. این نکته بسیار مهم است، چون مسئولیت زندگی هر انسان بر عهده خود اوست.دیگران میتوانند راهنمایی کنند، اما انتخاب نهایی با خود من است. اینجا وادی پنجم معنا پیدا میکند؛ چون میگوید فقط فکر کردن کافی نیست. اگر من بهترین فکرها را هم داشته باشم، اما حرکتی نکنم، آن تفکر به نتیجه نخواهد رسید. تفکر زمانی کامل میشود که با رفتن و رسیدن همراه باشد. خیلی وقتها ممکن است انسان فکرهای خوبی داشته باشد، آرزوهای بزرگی در سر بپروراند و حتی مسیر درست را هم تا حدی بشناسد، اما چون اقدام نمیکند، در همان مرحله فکر باقی میماند. در این حالت، دانایی به کار نمیآید، چون به عمل تبدیل نشده است. کنگره۶۰ دقیقاً همین را به ما آموزش میدهد که دانایی وقتی ارزشمند است که به دانایی مؤثر برسد؛ یعنی در رفتار، انتخاب، نوع نگاه و سبک زندگی ما دیده شود.
نویسنده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر هایده رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
52