English Version
This Site Is Available In English

من باید تسلیم راهِ راهنما و کنگره۶۰ باشم

 من باید تسلیم راهِ راهنما و کنگره۶۰ باشم

همسفر سمیه:
وادی‌های ۱ تا ۴، وادی‌های تفکر بودند و روی ساختارهای فکری ما کار می‌کردند، ولی در وادی پنجم و تأثیر آن روی من می‌گوید: «تفکر، قدرت مطلق حل نیست، توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌نماید.» در این وادی، ساختارهای ذهنی را باید به عمل تبدیل کنیم. برای حل مسائل زندگی، تفکر کردن و اندیشه کردن به‌تنهایی کارساز نیست. من زمانی می‌توانم از این تفکرات و اندیشه‌ها به‌خوبی استفاده کنم که آن‌ها را به عمل تبدیل کنم. این اندیشه و عمل، تا زمانی که به مرحله عمل تبدیل نشود، هیچ ارزشی ندارد.

استاد فرمودند: وادی پنجم به ما می‌گوید مطالبی را که در کنگره۶۰ جمعیت احیای انسانی یاد گرفته‌ایم، باید از قوه به فعل دربیاوریم. اگر این کار را نکنیم و انجام ندهیم، هیچ کاری را نمی‌توانیم به‌درستی انجام دهیم. در این وادی به هفت پله اشاره شده است. منِ همسفر که سفر اول را سپری کرده‌ام، باید این پله‌ها را آگاهانه انجام دهم. اکنون که در سفر دوم هستم، باید راه مستقیم را برای خود انتخاب کنم. اگر تصمیمی می‌گیرم، کار ضدارزشی انجام ندهم؛ یعنی توبه کنم. فقط به‌صورت زبانی نباید باشد. اگر توبه می‌کنم، باید رفتار و عملکردم حاکی از این تغییر باشد و نشان دهد که واقعاً چیزی در من عوض شده است.

دومین پله، خودداری است. اگر در مسئله‌ای به دانایی نرسیده‌ام و نمی‌دانم که انجام آن کار به صلاح است یا نه، از انجام آن خودداری می‌کنم. سومین پله، قناعت است. باید برای داشته‌هایم قناعت کنم و نباید قناعت را با تنبلی و کاهلی اشتباه بگیریم. قناعتی که بدون پس‌انداز باشد، فایده‌ای ندارد. پس‌انداز می‌تواند مالی یا معنوی باشد. چهارمین پله، صبر است. منِ همسفر باید صبور باشم و با صبر کردن، در گذر زمان بتوانم از مراحل و مشکلات به‌خوبی عبور کنم.

پنجمین پله، وکالت است. منِ همسفر که در سفر اول هستم، باید راهنما را وکیل خود قرار دهم و خود را به راهنما بسپارم و در مسائل بالاتر، خداوند را وکیل خود قرار دهم. ششمین پله، تجسس، قضاوت و غیبت است. ما اجازه نداریم در زندگی دیگران تجسس کنیم، در زندگی آن‌ها سرک بکشیم و بعد آن‌ها را قضاوت کنیم. سپس بعد از قضاوت کردن، شروع به غیبت کنیم. هیچ ضدارزشی انجام نمی‌گیرد، مگر اینکه لباس ارزش و تقوا به تن آن پوشانده شود.

و هفتمین پله، توکل، رضا و تسلیم است. من باید تسلیم راه، راهنما و کنگره۶۰ باشم؛ چون راهنما چیز اضافه‌ای از منِ رهجو نمی‌خواهد. منِ رهجو، بدون اینکه چیزی از علم کنگره۶۰ را کم یا زیاد کنم، باید بتوانم آن را به دیگران انتقال دهم و طالب دریافت علم کنگره۶۰ باشم. در کنگره۶۰ کسانی می‌توانند پیشرفت کنند که خواستار درمان و رهایی باشند. به هر حال، وادی پنجم به ما می‌گوید بایستی ساختارهای فکری خود را به ساختارهای عملی و اجرایی تبدیل کنیم.

همسفر مریم:
از وادی یک تا چهار روی تفکر کار کردیم که همه ساختارها با فکر به وجود می‌آیند و هیچ موجودی بیهوده به دنیا نیامده است. ما باید در مورد خودمان تفکر کنیم، مسئولیت خودمان را بپذیریم و آن را به گردن خداوند و دیگران نیندازیم. نباید با «اگر» و «کاشکی» زندگی کرد. باید روی خودمان حساب باز کنیم، بار مسئولیت خودمان را بپذیریم و به تفکری که می‌کنیم، عمل کنیم. از معلوماتی که داریم، بهترین استفاده را بکنیم. از چیزهایی که آموزش دیده‌ایم، استفاده کنیم و آن‌ها را در زندگی‌مان به کار ببریم. دانستنِ خالی به هیچ دردی نمی‌خورد.

ما در چند جهان زندگی می‌کنیم. در جهان اول، همه بیدار هستیم و مشغول دیدن، شنیدن و انجام کارهای دیگر هستیم. جهان دوم، جهان خواب است که در آن خواب‌هایی می‌بینیم که یک سری از آن‌ها را به خاطر داریم و یک سری در خاطره‌مان نمی‌مانند. جهان سوم، جهان ذهنی است که خیلی پیچیده و مهم است؛ همانند کره زمین که روی آن راه می‌رویم و آن را نمی‌بینیم، بزرگ و عظیم است.

در وادی پنجم آمده است که هر تفکر سالمی که در ذهنمان است، باید به اجرا درآوریم. برای اینکه بدانیم مثلاً فلان غذا از چه موادی درست شده است یا چه چیزهایی در آن وجود دارد، دو نکته مهم و ضروری است: اول، در مورد غذایی که درست شده است فکر کنیم و ببینیم مواد تشکیل‌دهنده آن چیست. دوم، در ذهنمان مواد تشکیل‌دهنده آن را بشناسیم، بعد آن‌ها را تهیه کنیم، اقدام به درست کردن آن غذا کنیم و سپس آن را میل کنیم.

برای اینکه به آرامش برسیم، باید پاک‌سازی انجام دهیم و آن را از خودمان شروع کنیم؛ در اخلاق و رفتار خودمان، پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم را در نظر بگیریم. یک سری انسان‌ها هستند که تعادل ندارند و به هم ریخته‌اند. وقتی بخواهند به تعادل برسند، باید تزکیه و پالایش انجام دهند؛ یعنی از ضدارزش‌ها دوری کنند و به سمت ارزش‌ها بروند. ضدارزش‌ها مثل: دروغ گفتن، دزدی کردن، رشوه دادن و رشوه گرفتن، غیبت، تجسس در کار دیگران، دخالت کردن در زندگی دیگران و خیلی از موارد دیگر هستند. در زندگی‌مان باید قناعت هم داشته باشیم. قناعت یعنی از کمترین امکانات، بیشترین بهره یا استفاده را ببریم.

وقتی از ضدارزش‌ها برگشتیم و به سمت ارزش‌ها حرکت کردیم، برای رسیدن به هدفمان باید همواره تفکر، تلاش، کوشش و صبر داشته باشیم. گرچه رسیدن به خواسته‌هایمان بسیار سخت و طاقت‌فرسا است و ممکن است مدت زمانی طول بکشد تا به خواسته‌هایمان برسیم، ولی با توکل به قدرت مطلق‌الله و با کمی صبر، حتماً به آن‌ها می‌رسیم. مسئولیت کارهایمان را خودمان به عهده بگیریم و آن را به گردن خداوند و دیگران نیندازیم. خداوند را شاهد و ناظر خودمان بدانیم و از او بخواهیم که ما را هدایت کند و اگر صلاح خداوند در این بود که خواسته ما اجابت نشود، تسلیم امر قدرت مطلق باشیم و نگران، غمگین و ناامید نشویم.

رابط خبری: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) 
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبان‌ سایت
همسفران نمایندگی ارم کرج

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .