همسفران لژیون یازدهم در مشارکت خود در خصوص دستورجلسه « وادی پنجم و تأثیر آن روی من » اینچنین بیان کردند:
.jpg)
راهنما تازهواردین همسفر ارغوان؛
«در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.»
پس از طی چهار وادی اول، اکنون به وادی پنجم رسیدهایم. وادی اول با تفکر ساختارها آغاز میگردد و بدون تفکر آنچه هست رو به زوال میرود؛ به این معنی است که ما به چه چیزهایی باید فکر کنیم و به چه چیزهایی نباید فکر کنیم؛ زیرا تفکر نقش حیاتی و کلیدی را در زندگی ما دارد. وادی دوم بیان میکند که ما پوچ و بیهوده آفریده نشدهایم و بهطورحتم هدفی اساسی و بزرگ پشت این خلقت بوده و نباید ناامید باشیم.
وادی سوم به ما آموزش داد که هیچکس به اندازه خود من، من را نمیشناسد و من باید به خودم کمک کنم. وادی چهارم نیز بار مسولیت زندگی را به عهده خود ما گذاشته تا دیگران را مقصر مشکلات و مسائل خود ندانیم؛ اما وادی پنجم فرمان حرکت را صادر کرد. این وادی با صراحت تمام میگوید که بایستی حرکت کنی و تا حرکت نکنی، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. فکر و تفکر، به تنهایی حلال مشکلات نیست. برای رسیدن به نتیجه و حل مشکلات و یا درمان اعتیاد، بایستی حرکت کنیم.
حرکت، تفکراتمان را کامل کرده و ما را به مقصد میرساند. در جهان ما و بُعد فیزیکی، نقش مهم و حیاتی تفکر را نمیشود نادیده گرفت، اما همچنان این تفکر بهتنهایی قدرتمطلق حل نیست. قدرتمطلق حل مشکلات، در تفکر صحیح و سالم بر مبنا آموزش، دانایی، حرکت و عمل سالم است.
یکی از عمیقترین مفاهیم در مسیر رشد و درمان انسان همین یک جمله ساده و پرمفهوم است. تفکر بدون شک نقطه شروع هر تغییر و تحولی است، اما این آغاز تنها یک مرحله از حرکت است. در این وادی به صراحت بیان میکند که تنها با نشستن و فکر کردن هیچ مسئلهای در زندگی حل نخواهد شد، مگر اینکه به دنبال آن حرکت صورت گیرد.
تفکر مانند چراغی است که مسیر را روشن میکند، اما این روشنایی بهتنهایی ما را به مقصد نمیرساند. بسیاری از انسانها در چرخه فکرکردن گرفتار میشوند؛ بنابراین بعد از تفکر باید حرکت کرد که این رفتن میتواند در قالب تغییر سبک زندگی باشد. در کنگره۶۰ اعضا پس از رسیدن به باور درمان، با حرکت در مسیر آموزش و خدمت، گامبهگام به تعادل و سلامتی نزدیک میشوند.
وادی پنجم میخواهد به ما بگوید که تفکرات ما تا زمانی که حرکت نکنیم، از قوه به فعل تبدیل نمیشوند. ما با استفاده از تفکراتمان و نیز قدرت تصویرسازی ذهن، هرچیز، حتی غیرممکنها را میتوانیم در یک لحظه در ذهن خود خلق کنیم. این توانایی همان قدرت کنفیکون است که خداوند، آن را تمام و کمال در اختیار داشته و هرچه را بخواهد میتواند در لحظه خلق کند.
در ادامه وادی به سه جهان خاکی، خواب و ذهنی اشاره شده است که ما بهصورت خودآگاه در جهان خاکی و بهصورت ناخودآگاه در جهان خواب زندگی میکنیم و جهان ذهنی که مقدمه یا عمل تمرینی برای چگونه زندگی کردن در این جهان و یا سایر جهانهای دیگر است.
میدانیم که ساختار اصلی این جهان بهوسیله تفکر بهوجودآمده است که این تفکر باید به مرحله اجرایی و عملیاتی برسد تا ساختار جدیدی بهوجود آید. ما در این وادی برای بهاجرادرآوردن ساختارهای فکری و تبدیل آن به ساختارهای عملی، بایستی از حالت اضطراب، ترس، عدم اعتمادبهنفس، ناامیدی و سایر نکات منفی خارج شده، پاکسازی و سازندگی را از خود آغاز کنیم تا به آرامش برسیم.

همسفر خدیجه؛
ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزار هستم که مسیر کنگره را برای من بازکرد. سپس از آقای مهندس تشکر میکنم که چنین بستری را برای من فراهم کرده تا بتوانم آموزشهای دریافتی را در زندگی خود استفاده کنم.
در چهار وادی اول آموختم که ابتدا باید تفکر کنم و بدانم که بیهوده قدم به حیات نگذاشتهام و هیچکس به اندازه خود انسان نمیتواند به خود انسان کمک کند؛ همچنین باید مسئولیتهای خود را بپذیرم نه اینکه آنها را به خداوند واگذار کنم.
در وادی پنجم مطرح میشود که تفکر بهتنهایی قدرت مطلق حل نیست؛ بنابراین آموختم که باید حرکتکرده و ساختارهای فکری خود را به ساختارهای عملی تبدیل کرده و آن دسته از افکاری که منطقی و درست هستند را اجرایی کنم. تأثیر این وادی بر من این بود که بهمنظور حرکت کردن باید ابتدا از انجام کارهای ضدارزش دوری کنم و کاری که نمیدانم درست است یا اشتباه، از انجام دادن آن خودداری کنم.
آموختم که از کمترین فرصتها و امکانات، بیشترین بهره را ببرم؛ بهویژه در درمان اعتیاد که باید بدانیم باورمان تمام مشکلات را حل نخواهد کرد، بلکه با صبر و در نظر داشتن زمان، تمامی مسائل خود را یکی پس از دیگری از سر راه خود برداریم.
ما نباید در زندگی دیگران تجسس کرده و یا غیبت و قضاوت کنیم؛ چراکه باانجام این کارها، اولین کسی که متضرر میشود خود ما هستیم. من باوجود حقوق ماهانه اندک، آموختم که بخشی از آن را پسانداز کرده تا در مواقع ضروری بتوانم از آن استفاده کنم. من باید درهمهحال تلاش و کوشش خود را انجام دهم و با توکل به خداوند، به رضایت او راضی بوده و تسلیم امر رب خود باشم. تسلیم شدن و رضا بودن کاری بس سخت و دشوار است که با تزکیه و پالایش بهدست میآید.
این وادی به من آموخت که نباید در برابر مشکلات و بحرانها کوتاه بیایم و با یکی دو مرتبه شکست ناامید شوم؛ بلکه باید با اجرایی کردن ساختارهای فکری، به حرکت خود ادامه داده و ذرهذره مشکلات را حل کنم؛ زیرا همین سختیها و مشکلات هستند که ما را میسازند.
من بهعنوان یک عضو سفر اولی، باید خود را به راهنما بسپارم و او را وکیل خود قرار داده و تسلیم باشم؛ زیرا راهنما تکلیف اضافهای از منِ رهجو نمیخواهد؛ در نتیجه من با فرمانبرداری و استفاده از آموزشهای کنگره میتوانم تخریبهای جسمی و روانی خود را برطرف کرده، در مسیر ارزشها قرار بگیرم تا به آرامش، صلح، دوستی و محبت برسم و زندگی سرشار از آرامش برای خود و خانوادهام به وجود آورم.
.jpg)
همسفر فیروزه؛
همانطور که میدانیم، وادیهای اول تا چهارم ساختار فکری و ذهنی ما را میسازند و در راستا تفکر حرکت میکنند. طبق آموزشهای دریافتی از این چهار وادی که روی خودمان مانور میدهد، ابتدا بایستی خود را اصلاح کنیم، سپس با تفکر درست و در نهایت تکیه بر توان خودمان و نداشتن هیچ انتظاری از دیگران و حتی خداوند، صراط مستقیم را که منوط به افکار، گفتار و کردار ما است، پیدا کنیم.
وادی پنجم راهکارهای مناسبی را برای به عمل درآوردن تمام ساختارهای ذهنی به ما نشان میدهد که مهمترین نکته در رابطه با عملیاتی کردن ساختارهای ذهنی و رسیدن به آرامش، این است که از فاکتورهای منفی درونی خود خارج شده و با پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم آنها را عملی کنیم. در این وادی برای رسیدن به آرامش و اهداف خود، هفت پله ذکر شده که بهواسطه اجرایی کردن آنها حرکت درست و اصولی داشته باشیم تا به هدفمان برسیم.
این هفت پله عبارتند از: ۱- برگشت از ضدارزشها که باید از انجام اعمال ضدارزش دوری کنیم؛ زیرا ضدارزشها تأثیر بهسزایی در مسیر حرکت ما خواهند داشت و بهراحتی میتوانند ما را از صراط مستقیم دور کنند. ۲- خودداری که اگر از درست یا غلط بودن کاری آگاه نیستیم، عقل سالم حکم میکند که بهترین راه خودداری از انجام آن است. ۳- قناعت بیان میکند که با کمترین امکاناتی که در اختیار ما است، بهترین زندگی را برای خود فراهم کرده و قدر داشتههایمان را بدانیم.
۴- صبر به این مفهوم که باید پارامتر زمان را در نظر گرفته و با تلاش و کوشش مستمر به راه خودمان ادامه دهیم. ۵- تجسس، قضاوت، غیبت که ما را از صراط مستقیم دور میکنند. ۶- پسانداز کردن که مقوله بسیار مهمی است و اگر آن را بهخوبی کاربردی کنیم، میتوانیم در شرایط بحرانی و خاص، تاحدودی مشکلاتمان را حل کنیم. ۷- توکل، رضا و تسلیم که ما، در حیات مادی با تفکر درست، تلاش و کوشش حرکت میکنیم و با توکل به خداوند و تسلیم شدن در برابر خواسته او به راهمان ادامه میدهیم.
من با مطالعه کتاب «عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود» و حضور در جلسات، متوجه شدم تا قبل از آشنایی و ورود به کنگره۶۰ خلأهای بسیاری در زندگیام وجود داشت؛ چرا که قبل از انجام هرکار، پارامترهایی لازم است که باید در نظر گرفته شود.
وادی پنجم به من آموخت که برای کسب موفقیت و پیروزی باید پلههای مطرح شده در این وادی را طی کنم؛ بهعبارتی ضدارزشها را که تا قبل از ورود به کنگره با من عجین شده بودند کنار بگذارم. صبر و استقامت خود را در برابر مسائل پیش رو بالا ببرم. با قناعت کردن به داشتههایم در زندگی دلخوش بوده و آهسته و پیوسته روبهجلو حرکت کنم. از آموزههای این وادی دریافتم که راجعبه هر موضوعی اظهار نظر نکرده و بیشتر سکوت کنم. تجسس، قضاوت و غیبت را که عامل بهوجودآمدن بسیاری از مشکلات است کنار بگذارم. درهمهحال تصور من این بود که چون درآمد آنچنانی ندارم نباید پسانداز کنم؛ اما با شنیدن صحبتهای آقای مهندس حسین دژاکام متوجه شدم پساندازکردن نیاز واقعی هر انسانی است.
خداوند را سپاسگزار هستم که با قرارگرفتن در مسیر کنگره۶۰، زندگیام تغییر کرده است؛ همچنین با توکل به خداوند و تلاش و کوشش خود و نیز تسلیم در مقابل خواسته پروردگار، سعی در پیدا کردن راه روشن و جدید در زندگی کردهام.
رابط خبری: راهنما همسفر آسیه (لژیون یازدهم)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)، نگهبانسایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
161