نهمین جلسه از دور اولین جلسات لژیون سردار نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر حمید رضا، نگهبانی مسافر مهران، دبیر مسافر رضا و خزانهداری مسافر محمدرضا، با دستور جلسه «تخریب های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متدد DST» در روز پنجشنبه مورخ ۲۵ تیرماه ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۵:۳۰ شروع به کار کرد.
سخنان استاد
شکرگزار خداوند هستم که سعادتی داد که امروز در خدمت شما باشم. از نگهبان، دبیر، خزانهدار، لژیون سردار، ایجنت و همه خدمتگزاران نمایندگی سالار سپاسگزارم که به من اعتماد کردند.
به نظر من، لژیون سردار یکی از بزرگترین دایرههای عشق و محبت در هستی است و اعضای لژیون سردار میگویند ما خواستههایی را که یک روز برایمان آرزو بود، در لژیون سردار پیدا کردیم و صندلی لژیون سردار برای ما لایق شده که ما روی آن قرار گرفتیم؛ اما به شرطها و شروطها، مجموع رفتار و کرداری که آقای مهندس برای ما در نظر گرفته، اگر انجام بدهیم، روزبهروز روی این صندلی بزرگ میشویم.
دستور این جلسه شیشه و مخدرهای جدید است. مواد مخدر به جسم تخریب نمیزند، بلکه روی فکر، احساسات و مسئولیتپذیری ما تأثیر دارد. وقتی مواد مخدر روی ما مسلط میشود، ما را از خانواده و جامعه و هستی جدا میکند. در واقع ما را از بخشیدن به گرفتن سوق میدهد.
حالا کنگره میآید جسم و روان و جهانبینی مرا بازسازی میکند. یواشیواش میآید و دید و نگرش مرا نسبت به خودم و پیرامون اطرافم تغییر میدهد و بعد از درمان، مرحله بعدی خدمت کردن است که شخصیت ما را میسازد. شخصیت من، موقعی که در کنگره ساخته میشود، مرا تبدیل به انسانی قدرتمند میکند و مسئولیتپذیر میشوم.
لژیون سردار، لژیون مالی نیست، لژیون تکامل است. وظیفه من این است که در نگهداری این چراغی که برای دیگران است، سهیم باشم. ما بهراحتی میگوییم شیشه درمان شد، کراک درمان شد، انواع قرصها درمان میشود؛ ولی ما اگر کلاه خودمان را قاضی کنیم، آیا زکات رهایی و حال خوش خودمان را پرداخت میکنیم یا نه؟
آقای مهندس ۲۷ سال پیش، توسط اساتیدش و خانواده، در گسترش این علم سهیم شدند و ما الان میآییم روی این صندلیها مینشینیم و آموزش میگیریم و به حال خوش میرسیم. آیا جایی هست، به غیر از کنگره، که به این راحتی و مجانی آدم به تعادل برسد؟
اگر آقای مهندس بعد از درمانشان عشق و محبت درونشان نبود، من و هزاران خانواده الان درگیر مواد مخدر بودیم و آسایش و آرامش و حال خوش نداشتیم.
هر عملی یک عکسالعملی دارد. الان موقعش است که جبران خسارت کنیم و پایههای این جبران خسارت، عضویت در لژیون سردار است و به من میگوید تو باید قدرت بخشش را یاد بگیری.
اگر من درگیر مواد مخدر بودم، با شرایط امروز باید ماهی ۸۰ میلیون هزینه مواد میکردم، به غیر از هزینههای جانبی و هزینههای بیماری که در اثر مصرف مواد مخدر داشتم. حالا آیا من چقدر برای استحکام پایههای مالی کنگره هزینه میکنم؟
یک زمانی بود که میگفتند مواد دارد کم میشود، از همهجا میزدم که ۱۰۰ گرم مواد تهیه کنم. من رفتم پیش دندانپزشک، گفت همه دندانهایت خراب است و برای ایمپلنت کردن دندانهایت باید ۴۵۰ میلیون تومان بدهی.
در شرایط الان به هیچکس رحم نمیکنند. توی جنگ و شرایط اقتصادی میخواهند از مردم بدزدند. من یک زمانی میگفتم اگر درمان بشوم، هر خرجی بخواهند میدهم. حاضر بودم هستیام را بدهم که یک شب راحت بخوابم. پیش بهترین روانشناس در تهران رفتم، فایدهای نداشت.
کنگره همهچیز به من داد، زندگی مرا تبدیل به بهترینها کرد. امیدوارم قدر این مکان مقدس را بدانم.



عکاس: مسافر احمد
تایپ: مسافر رضا
ویرایش،تنظیم ،ارسال: مسافر احمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
275