دهمین جلسه از دوره هفتاد و سوم کارگاههای آموزشـی عمومی کنگـره ۶۰، نمایندگی حکیـم هیـدجی، با استادی راهنمای محترم مسافر وحید، نگهبانی مسافر فرشاد و دبیری مسـافر علی با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متدDST» روز پنجشنبه ٢۵ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ١٧:٠٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد: سلام دوستان، وحید هستم، یک مسافر.
ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز نیز این توفیق را به من عطا کرد تا در این مکان مقدس حضور داشته باشم، آموزش بگیرم و خدمت کنم.
قبل از ورود به دستور جلسه، جا دارد از نگهبان محترم، دبیر عزیز جلسه، گروه مرزبانی، ایجنت محترم و همه خدمتگزاران عزیز، چه در بخش مسافران و چه در بخش همسفران، صمیمانه تشکر کنم. همه این عزیزان با عشق و خدمت خود تلاش میکنند تا حتی یک نفر از دنیای تاریک اعتیاد نجات پیدا کند.
امروز دو دستور جلسه داریم. دستور جلسه اول، «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن به روش DST» و دستور جلسه دوم، «تولد اولین سال رهایی مهدی عزیز» است. سعی میکنم درباره هر دو موضوع، مختصر صحبت کنم.
در مورد دستور جلسه اول، میخواهم از تجربه خودم بگویم. زمانی که شیشه وارد جامعه شد، البته شاید قبل از آن هم وجود داشت، اما من شناخت زیادی از آن نداشتم. خوشبختانه مصرف شیشه در زندگی من بسیار محدود بود و شاید پنج یا شش بار، آن هم به تعارف دوستان، مصرف کردم. خدا را شکر، هیچوقت به آن گرایش پیدا نکردم و ادامه ندادم.
آن زمان مصرفکننده تریاک بودیم و حدود سالهای ۸۳ و ۸۴ بود که شیشه با ظاهری فریبنده و حتی با عنوان «درمان اعتیاد» وارد جامعه شد. میگفتند هر کسی میخواهد تریاک را ترک کند، شیشه مصرف کند! از طرفی، بین خانمها هم بهعنوان داروی کاهش وزن تبلیغ میشد و حتی در بعضی باشگاهها رواج پیدا کرده بود. اولین بار که درباره آن شنیدم، گفتند مادهای آمده که هم وزن کم میکند، هم اعتیاد ندارد و هیچ ضرری هم ندارد. اما همین ظاهر زیبا باعث شد تخریبهای بسیار سنگینی به جامعه وارد شود.
همه مواد مخدر تنها یک کار انجام میدهند؛ آنها انرژیهای نهفته بدن را آزاد میکنند. انرژیهایی که برای شرایط اضطراری در بدن ذخیره شدهاند. شاید برای دوستان تازهوارد این سؤال پیش بیاید که انرژی نهفته چیست. همان انرژیای است که باعث میشود انسانی که چند روز در شرایط سخت، زیر آوار یا در بیابان گرفتار شده، بتواند زنده بماند. بدن در مواقع ضروری، این ذخایر را بهتدریج آزاد میکند.
اما شیشه یکی از قویترین محرکهاست که این ذخایر را بهیکباره آزاد میکند. به همین دلیل، فرد در ابتدای مصرف احساس انرژی فوقالعادهای دارد، خوابش کم میشود، اشتهایش از بین میرود و تصور میکند قدرتی عجیب پیدا کرده است؛ در حالی که در واقع سرمایه و ذخایر بدن خود را میسوزاند.
متأسفانه شیشه با همین ظاهر فریبنده وارد شد و تخریبهایی ایجاد کرد که شاید یک مصرفکننده تریاک پس از بیست سال مصرف تجربه نکرده بود. بسیاری از افراد، شغل، آبرو، خانواده و سلامت خود را در مدت کوتاهی از دست دادند. واقعاً مانند یک بمب، زندگی انسانها را ویران کرد.
همانطور که آقای مهندس همیشه میفرمایند: «هیچ ضد ارزشی انجام نمیشود، مگر اینکه لباس تقوا بر تن کند.» یعنی ضد ارزش همیشه با ظاهری زیبا و فریبنده وارد میشود. امروز هم مخدرهای جدید با اسمهای جذاب و فریبندهای مانند قارچ، اشک خدا، نیلوفر آبی و نامهای مشابه وارد بازار میشوند تا جوانان و افرادی را که آگاهی کافی ندارند، فریب دهند؛ اما نتیجه آن چیزی جز تخریب نیست.
اما بخش مهم دستور جلسه، درمان به روش DST است. روش DST محدود به یک ماده خاص نیست. هر مادهای که سیستم ایکس را به هم بریزد، با این روش قابل درمان است. این روش، سیستم ایکس را به وضعیت طبیعی و اولیه خود بازمیگرداند؛ درست مانند بازگشت به تنظیمات کارخانه. حتی اگر سیستم ایکس بهدرستی بازسازی شود، انسان از نظر تعادل و سلامت، از یک فرد عادی که هیچگاه مصرفکننده نبوده نیز وضعیت بهتری پیدا میکند.
امروز هم شاهد هستیم که آقای مهندس با تحقیقات و مقالات علمی خود، این روش را در سطح بینالمللی مطرح کردهاند و نتایج ارزشمند آن در درمان بسیاری از بیماریها مورد توجه قرار گرفته است. من خدا را شکر میکنم که مسیرم به کنگره ۶۰ افتاد و توانستم با این آموزشهای ارزشمند آشنا شوم.
اما دستور جلسه دوم، تولد اولین سال رهایی مهدی عزیز است.
این رهایی را ابتدا به آقای مهندس و خانواده محترمشان، سپس به مهدی عزیز، خانواده محترمشان و همچنین عباسآقای عزیز تبریک عرض میکنم. مهدی روزهای ابتدایی سفر خود را در لژیون عباسآقا آغاز کرد و پس از واگذاری لژیون ایشان، به لژیون ما آمد.
واقعاً سفر بسیار خوبی داشت. اگر بخواهم مهمترین ویژگی او را بگویم، فرمانبرداری از راهنما بود. نه چیزی به برنامه اضافه میکرد و نه چیزی کم میکرد. هر چه راهنما میگفت، دقیقاً همان را انجام میداد.
دوستان سفر اولی، اگر میخواهید موفق شوید، مهم نیست مصرف چه مادهای داشتهاید؛ مهم این است که گوشبهفرمان راهنمای خود باشید و دقیقاً طبق روش DST حرکت کنید. آن وقت شما هم میتوانید مانند همین عزیزانی که امروز در سفر دوم هستند، به رهایی برسید.
بار دیگر این روز ارزشمند را به مهدی عزیز، خانواده محترمشان و همه اعضای لژیون تبریک عرض میکنم. مهدی در طول سفر و پس از رهایی، هر خدمتی که از دستش برآمد انجام داد؛ از خدمت در OT گرفته تا دبیری و نگهبانی، و انشاءالله همانطور که قول داده است، در مرزبانی نیز خدمت خواهد کرد و پس از آن هم راهنمایی را خواهد گرفت.
بیش از این وقت شما را نمیگیرم.
لطفاً به افتخار مهدی عزیز و خانواده محترمشان دست بزنید.

جشن تولد یکسال رهایی مسافر مهدی، با راهنمایی راهنمای محترم مسافر وحید

اعلام سفر مسافر مهدی: آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک، به روش DST با داوری OT درمان شدم، ١١ ماه و ١ روز با راهنمایی آقا وحید عزیز سفر کردم، رهایی ١ سال و ٢٧ روز در ضمن مسافر سیگار بودم با راهنمایی آقا وحید سفر کردم، رهایی از بند سیگار ٨ ماه سال و ٢۵ روز

آرزوی مسافر مهدی: آرزو میکنم هیچ شخصی اعتیاد را تجربه نکند.

آرزوی همسفر: آرزو میکنم راه مصرف کنندهها به کنگره ۶۰ باز شود و به درمان برسند.

.jpg)

سخنان مسافر مهدی: سلام دوستان، مهدی هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که این فرصت و توفیق را نصیب من کرد تا امروز در این جایگاه باشم و جشن یکسال رهاییام را در کنار شما عزیزان برگزار کنم.
وقتی به این یک سال فکر میکنم، میبینم یک سال است که بدون مواد و سیگار زندگی کردهام. این برای من چیزی جز لطف و رحمت خداوند نیست. خداوند این مسیر را پیش روی من قرار داد و من توانستم با راهنمایی راهنمای بزرگوارم، آقا وحید، با آموزشهای خدمتگزاران کنگره ۶۰، با متد DST و به برکت بنیانگذار کنگره ۶۰، مهندس دژاکام، از آن منجلابی که در آن گرفتار بودم بیرون بیایم.
هیچوقت یادم نمیرود که در دوران مصرف، هر صبح که از خواب بیدار میشدم، اولین فکری که به ذهنم میرسید مصرف مواد بود؛ تا بتوانم سر کار بروم، کنار خانواده باشم یا حتی در یک مهمانی شرکت کنم. اما خدا را شکر امروز دیگر خبری از آن افکار نیست. امروز دغدغه من این است که چگونه زندگیام را بهتر کنم و هر روز نگرشم را اصلاح کنم. کنگره فقط اعتیاد مرا درمان نکرد، بلکه نوع نگاه مرا به زندگی تغییر داد.
حدود یک ماه است که وارد لژیون جونز شدهام و پیادهروی را شروع کردهام. قبل از آن اصلاً اهل پیادهروی نبودم، اما امروز یاد گرفتهام که باید برای جسمم ارزش قائل باشم؛ چون این جسم امانتی است که باید از آن مراقبت کنم. جا دارد از راهنمای عزیزم در لژیون جونز، آقا محمد، هم صمیمانه تشکر کنم. خدا را شکر در مدت حدود یک ماه و چند روز، نزدیک چهار کیلوگرم وزن کم کردهام و از این بابت هم بسیار خوشحالم.
از همسرم و از همسفر دومم، یعنی دختر عزیزم، نیز صمیمانه تشکر میکنم. من در دوران مصرف، آنطور که شایسته بود نتوانستم آرامش و شیرینی زندگی را به آنها هدیه بدهم و واقعاً آنها را آزار دادم. اما خدا را شکر با ورود به کنگره، کمکم توانستم زندگیمان را به سمت آرامش و آسایش هدایت کنم. از هر دوی آنها ممنونم که در این مسیر کنارم بودند، مشوقم شدند و مرا تا رسیدن به این جایگاه همراهی کردند.
از راهنمای همسفرم، خانم سمیرا، و همچنین از راهنمای همسرم، خانم سمیه، نیز صمیمانه تشکر میکنم که با آموزشهایشان در این مسیر نقش مهمی داشتند.
از راهنمای بزرگوارم، آقا وحید، بینهایت سپاسگزارم که بدون هیچ چشمداشتی به من آموزش دادند، مرا هدایت کردند و کمک کردند تا به این جایگاه برسم.
همچنین از مهندس دژاکام، بنیانگذار کنگره ۶۰، که این بستر ارزشمند را فراهم کردند، صمیمانه قدردانی میکنم. از تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ نیز تشکر میکنم. اگر بخواهم نام تکتک عزیزان را ببرم، زمان زیادی لازم است، اما واقعاً همه آنها را دوست دارم و امیدوارم روزی لیاقت خدمت در کنگره ۶۰ را پیدا کنم و بتوانم ذرهای از محبتهایی را که دریافت کردهام جبران کنم.
در پایان آرزو میکنم همه سفر اولیها طعم شیرین رهایی را تجربه کنند و سفر دومیها نیز در مسیر خدمت و آموزش، روزبهروز موفقتر و مؤثرتر باشند.
از اینکه با محبت به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.
شکوه تولدها را آغاز و پایانی نیست.

سخنان همسفر: سلام دوستان عسل هستم، همسفر پدرم
قبل از هر چیز، از بنیانگذار کنگره ۶۰، مهندس دژاکام عزیز، صمیمانه تشکر میکنم و همچنین از تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ که با عشق و اخلاص خدمت میکنند، سپاسگزارم.
از راهنمای عزیز خودم، خانم سمیه، و همچنین از راهنمای پدرم، صمیمانه تشکر میکنم. بسیار خوشحالم که امروز در کنار شما عزیزان هستم و فرا رسیدن اولین سال رهایی پدرم را از صمیم قلب به ایشان تبریک میگویم.
به پدرم افتخار میکنم و امیدوارم در مسیر رهایی، آموزش و خدمت، همواره ثابتقدم و موفق باشند.
در پایان، طبق رسم کنگره ۶۰، مهدی عزیز پاکتهایی را برای این جشن تدارک دیدهاند. از ایشان خواهش میکنیم برای تقدیم پاکتها تشریف بیاورند.
خیلی ممنون
اعلام رهایی و آغاز سفر دومی مسافر جعفر توسط راهنمای محترم مسافر سعید از لژیون هشتم

مرزبان محترم کشیک: مسافر حسن

صدابردار: مسافر علی
عکاس و تایپ: مسافر رسول
ثبت: مسافر مهدی
مسافران نمایندگی حکیم هیدجی
- تعداد بازدید از این مطلب :
192