English Version
This Site Is Available In English

به‌خاطر تخریبی که داشتم خیلی از سلول‌های خاکستری مغز که به جهت یادگیری بود از بین رفته بود

به‌خاطر تخریبی که داشتم خیلی از سلول‌های خاکستری مغز که به جهت یادگیری بود از بین رفته بود

 سیزدهمین جلسه از دور سوم سری جلسات عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی علی عصارزاده با نگهبانی مسافر علیرضا، استادی راهنمای محترم مسافر مهدی و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «تخریب‌های شیشه، مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» روز پنجشنبه بیست پنجم تیرماه ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز گردید.

 خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم مسافر.
خدای بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که یک‌بار دیگر توفیق حضور در این جایگاه داده شد تا خدمت کنم و آموزش بگیرم، ممنون از همه عزیزان ایجنت محترم، گروه مرزبانی که این وقت را در اختیار بنده گذاشتند.
خب دستور جلسه مختص من است؛ چون که حدود ده سال از عمرم را با آن زندگی کردم، در ابتدای مصرف هیچ‌کس همان ابتدا سراغ مواد صنعتی نمی‌رود بلکه به‌مرورزمان این اتفاق روی می‌دهد و به‌صورت پله‌پله از مخدرهای سنتی به سمت مخدرهای جدید می‌رویم.
درگذشته یک مسئله‌ای که در بین جوانان رواج داشت و اصطلاحاً به آن تریپ کردن می‌گفتند که یکسری برنامه‌های خاصی برای آن وجود داشت به‌عنوان‌مثال اوایل مصرف گل و معجون بود و در ادامه افرادی که مصرف بیشتری داشتند از توهمات مواد دیگر و بازکردن پیک می‌گفتند که به عبارتی این نیروهای منفی چون جذابیت رو به این شکل به ما نشان می‌داد.
اولین ماده‌ای که از مشتقات شیشه مصرف کردم ال‌اس‌دی بود که بعد از یک شبانه‌روز نخوابیدن استفاده کردم که متأسفانه واقعیت را به کل گم‌کرده بودم و متوجه اتفاقاتی که پیرامون خودم شکل می‌گرفت نبودم به‌عنوان‌مثال در آسمان اشکال مختلفی رویت می‌کردم یا دیوارها در حال حرکت بودند و زمانی که وقایع را برای اطرافیان خودم تعریف می‌کردم این مسئله برای آنها غیرقابل‌باور بود.
خب آن زمان متوجه نشده بودم که چه اتفاقی برای من افتاده بود که جناب مهندس در همین سی دی آخر مجدد مسئله را باز می‌کنند که ما دارای پنج حس ظاهری و پنج حس خارجی هستیم، در حس خارجی ما هیچ‌گونه دخل و تصرفی نداریم اما پنج حس ظاهری با مصرف یکسری از مخدرهای صنعتی دچار اختلال می‌شوند و جای آنها را حس‌های خارجی می‌گیرند و باعث می‌شوند ما چیزهایی را مشاهده کنیم که در واقعیت غیرممکن است و به عبارتی واقعیت پیرامون خودمان را گم می‌کنیم که باعث بروز یکسری مشکلات در من شده بود.

اولین مشکلی که سراغ من آمد افسردگی بود چون زمانی که این حواس بهم می‌ریزد غدد درون‌ریز از حالت تعادل خارج می‌شود و چیزهایی که ما نباید تو آن شرایط و مقطع تجربه کنیم را تجربه می‌کردم، ما در جهان‌بینی داریم که میگه:  اگر ظرفیت درشخص نباشد دچار انفجار سلولی در شخص می‌شود که درون من این انفجار در حال وقوع بود و من متوجه آن نبودم و تا جایی این موضوع پیش رفت که دیگر امیدی به زندگی نداشتم و من بارها در مشارکت‌های خودم گفتم که برای یک انسان سخت‌ترین لحظه در زندگی زمانی است که دیگرهیچ امید و توانی برای زندگی نداشته باشد و به‌نوعی عملاً می‌شود یک زامبی، زامبی‌ها صرفاً به فکر سیرکردن شکم خودشان هستند و هر چیزی که گیر بیاورند شروع به خوردن آن می‌کنند و من هم همین شده بودم و هیچ مسئله‌ای حال من رو خوب نمی‌کرد نه پول نه کار نه خانواده عملاً یک‌مرده متحرک بودم خدا رو شکر با کنگره آشنا شدم.

اینها همه رو گفتم تا برسم به متد و روش درمان DST تا رهجوی سفر اولی که تازه‌وارد کنگره شده یا یک سفر دومی به این مسئله اهمیت بیشتری بده، من خودم جزوه افرادی بودم که در لژیون خواسته بسیار زیادی داشتم چون تجربه‌ای داشتم که حاضر بودم هر کاری بکنم و بها اون کار رو پرداخت کنم تا لذت حال خوب‌رو تجربه کنم، من هنوز سه جلسه تازه‌واردین خودم و نگهبان و استادی که نشسته بودند رو فراموش نکردم چون اولین چیزی که دیدم حال خوش بچه‌های سفر دومی بود که باعث شد یک نقطه امید در من شکل بگیرد و با خودم گفتم اینجا همان‌جایی است که من به تمام خواسته‌های خودم می‌رسم.
یک مشکل من این بود که به‌خاطر تخریبی که داشتم خیلی از سلول‌های خاکستری مغز که به جهت یادگیری بود از بین رفته بود درحالی‌که دوستان دیگر در لژیون به‌راحتی آموزش‌ها را فرامی‌گرفتند مانند زمانی که جهت مشارکت در لژیون شروع می‌کردم و بعد از گذشت ۵ ثانیه همه چیز را فراموش می‌کردم اما چه اتفاقی روی داد که بعد از گذشت ۵ سال در حال حاضر در این جایگاه هستم؟
اول‌ازهمه از جناب مهندس و خانواده محترمشان به‌خاطر این بستر سپاسگزارم و بعد از آن هم راهنمای خودم هادی آقا که خیلی به بنده کمک کردند، در این مکان نسبت به خواسته‌ای که داری به آن چیزی که بخواهی دست پیدا می‌کنی من خواسته داشتم که تبدیل به مهدی بشم که قبل از مصرف مخدر بود همان شاگرداول دانشگاه، خدا را شکر می‌کنم که کنگره ای است که سر راه من قرار بگیره و متوجه یک چیزهایی بشم و یادبگیرم که در هیچ جای دنیا به ما نمی‌دهند. شما با هر مصرف و هر میزان مصرف که باشی با این متد راحت به درمان می‌رسی به‌شرط اینکه خواسته داشته باشی و بدانی که بابت چه موضوعی آمده‌ای به کنگره؟ آمده‌ای که فقط قطع مصرف کنی یا به درمان قطعی برسی.
از اینکه با سکوتتان به حرف‌های من گوش کردین متشکرم.

 

تصویربردار: مسافر یدالله لژیون
تایپ: مسافر عطا لژیون چهارم
ارسال خبر: مسافر مصطفی
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی علی عصارزاده

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .