English Version
This Site Is Available In English

یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌هایی که خداوند به ما داده، وجود آقای مهندس و روش DST است. این روش، یک رحمت الهی است

یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌هایی که خداوند به ما داده، وجود آقای مهندس و روش DST است. این روش، یک رحمت الهی است

 

جلسه ششم از دوره سی و ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ با استادی راهنما مسافر ابوالفضل، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر حسین با دستورجلسه " تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن DST " در روز پنج شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۲۵ راس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، ابوالفضل هستم یک مسافر.

سلام و خداقوت می‌گویم به همه عزیزان؛  

به تازه‌واردان، مسافران سفر اول، مسافران و هم‌سفران سفر دوم، راهنمایان، ایجنت‌ها و مرزبان‌ها خوش‌آمد می‌گویم. همچنین به مرزبان‌هایی که در دوره‌های قبل خدمت کرده‌اند خداقوت می‌گویم و آرزو می‌کنم بهترین‌ها برایشان رقم بخورد. ان‌شاءالله راهنمای عزیزم آقا امیرحسین هرجا که هستند، خودشان و خانواده محترمشان، به‌ویژه خانم اعظم، در سلامت و حال خوش باشند

دستور جلسه اول؛

من امروز اینجا هستم تا هم درباره دستور جلسه شیشه و مخدرهای جدید و روش DST صحبت کنم و هم تولد جواد عزیز را تبریک بگویم.

در طول سال‌ها درباره شیشه و عوارض آن زیاد صحبت شده و تقریباً همه ما می‌دانیم که این ماده چه آسیب‌های سنگینی به انسان وارد می‌کند. اما اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم که پشت این ماجرا فقط خودِ ماده نیست؛ بلکه جهانی از مادیات، وسوسه‌ها و ضد ارزش‌ها قرار دارد که انسان را از مسیر اصلی دور می‌کند. مواد مخدر، به‌ویژه شیشه، ابزار بسیار قدرتمندی هستند برای کشاندن انسان به دروغ، اضطراب، افسردگی، خیانت، فروپاشی خانواده، طلاق، بی‌اعتمادی و دوری از ارزش‌ها.

شیشه واقعاً ماده‌ای بسیار مخرب و قدرتمند است و هرکسی که تجربه‌اش کرده باشد، این موضوع را به‌خوبی می‌فهمد. همه چیزهایی که درباره توهم‌ها و تخریب‌های آن شنیده‌ایم، واقعی است. حتی ممکن است در آینده موادی بیایند که از این هم مخرب‌تر باشند. اما مسئله مهم این است که ما در برابر این تاریکی، بدون پناه بردن به رحمت خداوند، راهی نداریم.

یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌هایی که خداوند به ما داده، وجود آقای مهندس و روش DST است. این روش، یک رحمت الهی است؛ چون فرقی نمی‌کند کسی با چه ماده‌ای، با چه مقدار مصرفی و با چه میزان تخریبی وارد کنگره شود، تا وقتی هنوز خواسته داشته باشد، می‌تواند نجات پیدا کند. کسی که شیشه مصرف می‌کند، تا وقتی هنوز قدرت انجام کارهای عادی زندگی را دارد، هنوز می‌شود روی او حساب کرد؛ فقط باید بخواهد و در مسیر بایستد.

به نظر من، شرط اول در درمان،استقامت است. ما بر اثر مصرف مواد، از جاده اصلی خارج شده‌ایم و وارد بیراهه شده‌ایم. اگر امروز متوجه شدیم که مسیر اشتباه بوده و خودمان را در کویری سوزان دیدیم، باید سختی بازگشت را هم بپذیریم. این‌طور نیست که کسی بخواهد بدون تحمل سختی، دوباره به جاده اصلی برگردد. آمدن به جلسات، ورزش، سی‌دی نوشتن و انجام دادن آموزش‌ها، همه بخشی از همین بازگشت است.

ما در کنگره زیاد روی تخریب‌ها مکث نمی‌کنیم؛ چون اصل ماجرا، آغوش باز خداوند است. خداوند هر لحظه که انسان واقعاً تصمیم به بازگشت بگیرد، او را می‌پذیرد. اما بازگشت فقط با گفتنِ «معذرت می‌خواهم» اتفاق نمی‌افتد. توبه، یعنی برگشت واقعی از گناه و دوری از ضد ارزش‌ها؛ یعنی انسان پشتش را به ضد ارزش‌ها کند و در مسیر دیگری قدم بگذارد. عذرخواهی زمانی معنا پیدا می‌کند که تکرار خطا کمتر شود و فرد واقعاً در جهت تغییر حرکت کند.

ما وقت زیادی نداریم که مدام تجربه‌های تکراری را دوباره امتحان کنیم. هزاران نفر قبل از ما این راه را رفته‌اند و نتیجه آن مشخص است. هیچ‌وقت نمی‌شود از مسیر ضد ارزش‌ها به ارزش‌ها رسید. برای رسیدن به درمان، اولین قدم قطع مصرف و قرار گرفتن روی داروی درمان است و بعد از آن باید با پایداری و استقامت مسیر را ادامه داد تا به نتیجه رسید.

دستور جلسه دوم؛

تولد جواد عزیز، این رهایی را به خودِ جواد، هم‌سفر محترمشان، دختر عزیزشان، راهنمای سفر اول، راهنمای سفر دوم و راهنمای وایت ایشان تبریک می‌گویم.

جواد زمانی که سفرش را شروع کرده بود، حدود چهار ماه از سفرش گذشته بود که خدمت در لژیون یازده به من واگذار شد. اوایل آرام‌آرام حرکت کردیم، اما جلوتر که رفتیم دیدم در نوشتن سی‌دی مشکل دارد. چند هفته فرصت دادم، اما وقتی دیدم با زبان نرم متوجه نمی‌شود، روی موضوع پافشاری کردم؛ چون برایم مهم بود که جواد بماند و به تولد یک‌سالگی اش برسد. مدتی از کنگره رفت، اما بعد از فکر کردن برگشت و دوباره نوشتن سی‌دی‌ها را شروع کرد و مسیرش را ادامه داد.

جواد در خدمت‌گزاری هم همیشه خوب عمل کرده است. در هر جایگاهی که بوده، وظیفه‌اش را به‌خوبی انجام داده؛ چه در لژیون، چه در پارک و چه در سایر بخش‌ها. انسانی مسئولیت‌پذیر، مؤدب و اهل همکاری است. در کنار این‌ها، از او انتظار دارم که در آموزش، سی‌دی‌نویسی و آزمون‌ها باز هم قوی‌تر عمل کند؛ چون به نظر من، در مسیر رشد، هیچ‌وقت نباید به وضع موجود قانع شد.

هم‌سفر ایشان هم واقعاً در این مسیر خیلی کمکش کرده و حضور و همراهی‌اش مؤثر بوده است. برای جواد و خانواده‌اش آرزوی سلامتی و حال خوش دارم و امیدوارم بتوانیم جشن پنج‌سالگی‌اش را هم در بهترین شرایط کنار هم برگزار کنیم.

ممنونم که به صحبت‌های من توجه کردید.

اعلام سفر مسافر جواد:

آنتی‌ایکس مصرفی؛ الکل، شیره و تریاک.

مدت سفر؛ ۱۲ ماه و ۱۸ روز .

رهایی؛ ۱ سال ۶ ماه .

نام راهنما؛ آقای ابوالفضل ایران نژاد.

در ادامه سفر نیکوتین داشتم؛

نام راهنما: آقا عباس نوروزی.

مدت سفر: ۱۰ ماه و ۱۲ روز

رشته ورزشی؛ بدمينتون. 

آرزوی مسافر جواد :

امیدوارم بمانم و به کسانی مثل خودم خدمت کنم و آموزش بگیرم.

سخنان مسافر جواد:

سلام دوستان، جواد هستم، یک مسافر.

خیلی خوشحالم که اینجا در خدمت شما هستم. از آقای مهندس، آقا ابوالفضل، آقا یدالله، آقای مهدی حاجیان، آقای مهدی بنائیان، آقای امیرحسین ساسانی، آقای عباس نوروزی و همه عزیزانی که در این مسیر کنارم بودند صمیمانه تشکر می‌کنم. اگر بخواهم از مسیر خودم بگویم، روزهایی را گذراندم که در تاریکی و مصرف الکل گرفتار بودم، اما با آشنایی با کنگره و حمایت راهنمایانم کم‌کم فهمیدم که می‌شود از این مسیر بیرون آمد. حرف‌های آقای ابوالفضل برای من خیلی کلیدی بود؛ این‌که هرچه گذشته، مهم این است که امروز اینجا هستم و می‌توانم درمان را ادامه بدهم. حال خوب امروز من نتیجه همان خواستن، صبوری و همراهی عزیزانی است که دستم را گرفتند.

سخنان راهنما همسفر زینب:

سلام دوستان، زینب هستم، یک همسفر

 از خداوند بابت این‌که اجازه حضور و خدمت در کنگره را به من داد، بی‌نهایت سپاسگزارم. افتخار دارم که در اولین جشن رهایی خانم زکیه عزیز کنارشان حضور دارم و این رهایی را به خودشان، مسافر محترمشان آقا جواد، آقا ابوالفضل، خانم لیلای عزیز و همه عزیزانی که در این مسیر همراهشان بودند تبریک می‌گویم. از نگاه من، تولدهای کنگره برای سفر اولی‌ها پیام امید و پایداری دارد؛ این‌که درمان یک مسیر تدریجی است و هرکس برای رسیدن به پختگی باید از حرارتِ این مسیر عبور کند. وقتی خانم زکیه را دیدم، ایمان و خواستن را در وجودشان دیدم؛ انسانی که با وجود همه سختی‌ها ایستاد، خدمت کرد و قدر رهایی خود را دانست. برایشان آرزو می‌کنم این مسیر پر از برکت، استقامت و خدمت ادامه پیدا کند.

آرزوی همسفر زکیه:

آرزو دارم در هیچ خانه ای تاریکی اعتیاد وجود نداشته باشد.

سخنان همسفر زکیه:

سلام دوستان، زکیه هستم، یک همسفر.

خداوند بزرگ را سپاسگزارم که امروز در اینجا این جایگاه قرار دارم و از آقای مهندس و خانواده محترمشان، آقا ابوالفضل، آقا مهدی حاجیان، آقای مهدی بنائیان، خانم زینب، خانم لیلای عزیز، خانم شقایق و همه مرزبان‌ها و ایجنت‌های محترم تشکر می‌کنم. اگر بخواهم از جواد بگویم، او همیشه انسانی منطقی بود و من سال‌ها فقط می‌دانستم که الکل مصرف می‌کند، اما کم‌کم رفتارهای مشکوک، دروغ‌های پی‌درپی و حال بدش نشان داد که با مسئله‌ای جدی روبه‌رو هستیم. وقتی حقیقت را گفت، تصمیم گرفتم کنارش بمانم، چون ایمان داشتم اگر خواسته‌اش واقعی باشد، می‌تواند خوب شود. من در تمام این مسیر همراهش بودم و با عشق و صبوری کنارش ماندم تا به کنگره بیاید و درمانش را شروع کند. امروز خوشحالم که این مسیر را با کمک آموزش‌های کنگره طی کردیم و به حال خوش رسیدیم.

سخنان همسفر:

از آقای مهندس، آقا ابوالفضل، آقا مهدی بنائیان،آقا عباس، خانم زینب، خانم لیلای عزیز، خانم شقایق و همه شما تشکر می‌کنم. 

رهایی

خدمتگزاران

عکس: گروه سایت

تهیه ، تنظیم و ارسال : مسافر محمد لژیون نهم 

نمایندگی خواجو .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .