English Version
This Site Is Available In English

سفرنامه‌ای از شیشه تا رهایی با روش DST

 سفرنامه‌ای از شیشه تا رهایی با روش DST

نهمین جلسه از دوره پنجاه‌‍‍‌ و چهارم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد با استادی مسافر سعید؛ نگهبانی موقت مسافر عطا و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه « تخریب شیشه و درمان آن با متد DST»  روز پنج‌شنبه 25تیرماه ۱۴۰۵  ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

 

 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سعید هستم یک مسافر.
دستور جلسه امروز «تخریب شیشه و درمان  با متد DST. در واقع می‌خواهم یک سفرنامه از ابتدای ورود به کنگره تا پایان سفر را بیان کنم. قصد ندارم وارد بحث عوارض شیشه و اتفاقاتی که در بدن ایجاد می‌کند شوم، بلکه می‌خواهم از برکات ورود به کنگره 60و مسیری که پیش روی ما قرار می‌گیرد صحبت کنم. برای این منظور، تلفیقی از شعر و توضیحات را آماده کرده‌ام؛ سفری که تقریباً تا پایان مسیر را در بر می‌گیرد.
شعر معروفی هست که می‌گوید:


برای چشم تنگ دنیا‌دوست را     یا قناعت پر کند یا خاک گور.
اگر بخواهیم آن را درباره شیشه بگوییم، می‌شود:
چشم تنگ شیشه‌دوست را       یا رهایی پر کند یا خاک گور.
یعنی شیشه راه دیگری ندارد؛ یا رهایی است یا خاک گور.


در مسیری که ما مصرف‌کنندگان شیشه طی کردیم، به نوعی ریاضت کشیدیم. منظورم دفاع از آن دوران نیست، بلکه می‌خواهم بگویم ظرفیت‌هایی در وجود ما ایجاد شد. صبر کردیم، محبت‌هایی کردیم، در گروه‌هایی بودیم که دل‌مان با آن‌ها نبود و فقط به اجبار همراهی می‌کردیم. در واقع، ما عشق، محبت، صبر و توانایی‌های خود را در مسیر اشتباه اسراف می‌کردیم.
اسراف فقط آب، برق و گاز نیست؛ گاهی عشق هم اسراف می‌شود، صبر هم اسراف می‌شود و محبت هم اسراف می‌شود.
به قول شاعر:


بی‌درنگ بگذر از آن عشقی که اسرافش تویی
ساده‌دل غافل شدی، بازنده گمراهش تویی
این تلاش تو گمان بر اینکه آگه می‌کنی
من کنم آگه تو را، گرمی بازارش تویی.


حالا سؤال این است که برای اسراف نشدن این محبت‌ها، عشق‌ها، صبرها و همه توانایی‌ها چه باید کرد؟
پاسخ ساده است؛ قوانین کنگره60. مسیری که راهنما، جناب مهندس دژاکام و مرزبانی پیش روی ما می‌گذارند؛ قوانینی مانند حضور به‌موقع، نوشتن سی‌دی و رعایت حرمت‌ها. این‌ها آغاز راهی است که باعث می‌شود نیروهای ما دیگر هدر نروند.
باز هم شعری که همیشه در ذهنم است:


دل نه در این پرده، وداعش مکن
هر چه نه در پرده، سماعش مکن
دست جز این پرده به جایی نزن
خارج از این پرده نوایی نزن.


دقیقاً در سفر اول، تأکید همه راهنماها و حتی جناب مهندس این است که هیچ چیز جز سفر اول برای ما مهم نباشد. حتی اگر اتفاقات سختی در زندگی رخ دهد، اولویت، سفر اول، حضور در کلاس‌ها و نوشتن سی‌دی است.
وقتی از این مرحله عبور می‌کنیم، کم‌کم تغییرات بسیار زیبا، عمیق و دلنشینی در وجودمان ایجاد می‌شود. اما در این میان، معمولاً از خانواده، همسفران و عزیزانمان انتظار داریم که خیلی زود به ما اعتماد کنند؛ در حالی که آن‌ها اعتمادشان را یک‌شبه از دست نداده‌اند. ماه‌ها و شاید سال‌ها طول کشیده تا نسبت به ما بی‌اعتماد شوند، پس بازگشت آن اعتماد نیز نیازمند زمان است.
اعتماد را نمی‌توان با حرف و توضیح به دست آورد؛ فقط باید در مسیر کنگره پایبند بمانیم و فرصت بدهیم تا تغییرات ما را ببینند. آن وقت، باوری عمیق و ماندگار نسبت به ما پیدا خواهند کرد.
در اینجا این شعر زیبا معنا پیدا می‌کند:


ای عروس هنر، از بخت شکایت منما
حجلهٔ حسن بیارای که داماد آمد.


یعنی شکایت نکن؛ ماندگار باش، صبر کن و یقین داشته باش که به زیبایی و برکت خواهی رسید.
پس از این مرحله، وارد مرحله لذت دائم یا همان نئشگی دائم می‌شویم؛ یعنی همیشه پرانرژی، سرشار از عشق و محبت.

 

مولانا می‌فرماید:

به ماه روزه جهودانه می‌مخور تو به شب
بیا به بزم محمد، مدام نوش، مدام

.
در زمان مصرف، فقط هنگام مصرف احساس خوبی داشتیم؛ اما در کنگره، این لذت و انرژی دائمی می‌شود. از صبح که چشم باز می‌کنیم تا شب که می‌خوابیم، سرشار از عشق، آرامش و نشاط هستیم.
مرحله بعد، رهایی از غم است. دیگر هیچ غمی نمی‌تواند بهانه‌ای باشد تا ما را به تاریکی‌ها بازگرداند. در زمان مصرف، کوچک‌ترین ناراحتی بهانه‌ای بزرگ برای مصرف و انجام اشتباهات بود؛ اما اکنون دیگر چنین نیست.
همان‌طور که شاعر می‌گوید:


کای غم، از اینجا برو            زان که سرت شد گرو
رنگ شب تیره را                 تاب مه یار نیست.
دیگر غم بر ما سلطه‌ای ندارد.


از آقا جواد جمله بسیار زیبایی شنیدم. از ایشان پرسیدند: «در لژیون سردار چه امتیازی به دست می‌آوری؟»
ایشان گفتند:
از این بالاتر که با وجود همه مشکلات، حالم خوب است، به زندگی روزمره‌ام می‌رسم و با عشق زندگی می‌کنم.»
در پایان نیز این دوبیتی زیبا را تقدیم شما می‌کنم:


آفاق را گردیده‌ام، مهر بتان ورزیده‌ام
بسیار خوبان دیده‌ام، اما تو چیز دیگری.

از توجه همه شما سپاسگزارم.

 

مرزبان خبری: مسافر احمد
صوت: مسافر: مجید
عکاس: مسافر حسین ل ۱
تایپ: مسافرین رضا ل1 و  احمد ل۱۱
ارسال خبر: مسافر رضا ل1

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .