آقای مهندس در سیدی «گذرگاه» ابتدا صحبتهای خود را با مثال پرواز و اوج گرفتن عقاب آغاز کردند. این مثال برای من نشانه این است که انسان برای شروع هر کاری باید از قبل با آن کار آشنایی داشته باشد و به خوبی تمرین کند؛ حالا آن کار میتواند درس خواندن، کسبوکار یا خودسازی و جهانبینی باشد. دو نیرو در انسان حاکم است: ۱ـ نیروی مثبت ۲ـ نیروی منفی؛ این دو نیرو مکمل یکدیگرند؛ زیرا اگر تاریکی نباشد، ما قدر روشنایی را نمیفهمیم و اگر بدی نباشد، خوبی را درک نمیکنیم.
نیروهای مخالف همیشه باهم در جنگ و ستیزند؛ مثل کسی که به خدمت سربازی میرود و سختی میکشد تا پخته شود و قدر رفاه و آسایش را بداند یا حیواناتی مثل آهو و گوزن که مورد حمله حیواناتی مانند شیر، پلنگ و کفتار قرار میگیرند تا خوب بدوند، چابک باشند و دچار بیماری نشوند. این مثال درس خوبی برای انسانهاست که اگر تنبلی کنند و حرکت نکنند، همیشه عقب میمانند.
این موضوع برای مصرفکنندهها نیز صدق میکند که با مصرف مواد، هم خودشان از زندگی عقب ماندهاند و هم خانواده را درگیر کارهای اشتباه خود کردهاند. جناب مهندس درباره لانهسازی عقاب گفتند که در گذرگاههای سخت، لانه میسازد تا هیچ حیوانی به تخمها و بچههایش آسیب نرساند و برای آنها محیطی امن فراهم شود.
به آن گذرگاهها «عقبه» گفته میشود که نام عقاب نیز از همان گرفته شده است. همچنین از سرعت پرواز و چشمان تیزبین عقاب تعریف کردند تا من از عقاب یاد بگیرم چگونه زندگی کنم و از کارهایی که به من آسیب میرساند، دوری کنم. در مورد سوره «بلد» توضیح دادند و گفتند قرآن سراسر برای ما انسانها مثال است تا از گذشتگان درس بگیریم و اشتباهات آنها را تکرار نکنیم.
«بلد» به معنای شهر است که میتواند شهر وجودی ما باشد و «کبد» به معنای رنج؛ یعنی انسان در رنج آفریده شده است و برای به دست آوردن هدفهایش باید رنج بکشد و تلاش کند تا به آنها برسد. حتی پیامبران و ائمه نیز سختیهای زیادی کشیدند تا به نتیجه رسیدند. عقبه، همان گذشته انسان است که اعتیاد نیز یک عقبه محسوب میشود. مصرف مواد و مشروبات الکلی نیز عقبه هستند که یک فرد سالم و عاقل از مصرف آنها دوری میکند.
«فک رقبه» یعنی گذشتن از چیزهایی که باید پشت سر گذاشته شوند؛ مانند اعتیاد به مواد و الکل، چاقی، رشوه، دزدی، غیبت، تهمت و... گذر از خیلی چیزها برای انسان سخت است و جزئی از زندگی به شمار میرود؛ مانند زندگی کردن با فردی که اعتیاد دارد، از دست دادن عزیز و یا تنهایی؛ اما اگر انسانی در سختی زندگی کند و باز هم شاکر خدا باشد و ناشکری نکند، به آرامش و آسایش میرسد.
این وعده خداست که فرموده است: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا»؛ یعنی بعد از هر سختی، آسانی و راحتی است؛ خدا مصلحت ما را بهتر از خودمان میداند. چهارده وادی به ما میآموزد که چگونه از گذرگاهها عبور کنیم و به آسایش برسیم. انسان وقتی میخواهد کاری را انجام دهد، لزومی ندارد آن را به کسی اعلام کند؛ میتواند بعد از انجام آن کار، درباره آن با دیگران صحبت کند. این موضوع شخصاً برای من پیش آمده است که هر وقت هدف یا کاری را از قبل به دیگران گفتهام، آن کار انجام نشده و به هدفم نرسیدهام.
به نظر من قوه خیال و ذهن ما وقتی کاری را درون خود پرورش میدهد، آن کار به کمک نیروهای ماورایی انجام میشود. در کنگره هم همهچیز با الگوسازی انجام میشود؛ مثلاً من از تجربیات راهنما استفاده میکنم و به هدفم میرسم. انسان باید آنقدر روی خودش کار کند تا به آگاهی برسد و بداند چرا نباید خیلی از کارها را انجام دهد؛ مانند سیگار نکشیدن، مصرف نکردن مواد و پرخوری نکردن.
با مطالعه وادی چهاردهم درمییابیم که عشق و محبت، همان مسیر توحید و راه رسیدن به خداوند است. هرچه انسان خود را بهتر بشناسد، به پروردگار نزدیکتر میشود و هدف از آفرینش خویش را عمیقتر درک میکند. امیدوارم به لطف و یاری خداوند، همه ما بتوانیم در این مسیر گام برداریم و به این جایگاه ارزشمند دست پیدا کنیم.
منبع: سیدی گذرگاه
نویسنده: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون دهم)
رابط خبری: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون دهم)
ارسال: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هفدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
57