English Version
This Site Is Available In English

خدمت بزرگ

خدمت بزرگ

خداوند را شکر شکر شکر برای انجام این عمل عظیم شکر.
خداوند را شکر برای این خدمت و این دستور جلسه که قسمت لژیون ما شد؛ برایم خیلی عجیب بود .

من مرضیه که این مشارکت را می‌نویسم؛ همزمان در حال خدمت به مسافرم که همسرم است؛ هستم. به مسافری که مصرف شیشه دارد و هم‌چنین مسافر دومم که پدرم است.
مسافر من چند ماهی است به روش خودش پاک است و الان یک هفته‌ای است که دوباره شروع به مصرف کرد و من، پسرم و زندگی‌مان را رها کرد و رفت و دوباره دشمن خونی مسافرم شدیم و تخریب‌های شیشه بلای جونمان شد. توهم، شکاکی، بی‌اعتمادی مسافرم نسبت به ما، تصویرهای ترسناک و غیرواقعی نسبت به من، پسرم و خانواده‌ام،
زندگی ما دوباره زیرورو شد.

در روزهای تعطیلی دلمان گرفت، به خانه مادرم پناه آوردیم و من مرضیه با هزار جور پریشانی و آشفتگی ماندم. فقط خدا را صدا می‌زدم و آقای مهندس عزیز را صدا می‌زدم و از ایشان کمک می‌خواستم. از خدا کمک می‌خواستم که راه را به من نشون بده. واقعا دیگر نمی‌دانستم باید چه‌کاری کنم؛ سرگردان‌ترین آدم روی زمین شده بودم‌.

دوباره نگاه‌ها، حرف‌ها، آشفتگی‌ها، بلاتکلیفی‌ها و تاریکی‌های همه این سال‌ها دوباره به سراغم آمد. همه چیز برای من و خانواده‌ام تکرار می‌شد؛ تا اینکه دیشب که داشتم دیوانه‌وار در خیابان‌ها قدم می‌زدم و با خدا حرف می‌زدم، اتفاقی مسافرم را دیدم و کلی با او صحبت کردم؛ انگار که تمام صحبت‌های من را از قبل یکی نوشته بود و گفته بود که این‌ها را بگو و صحبت‌هایم که تمام شد، او رفت و من ب خانه آمدم. او به من هیچ اطمینانی نداشت که با من بیاید؛ خب طبیعی بود برای من که آگاهی داشتم ولی باز هم خیلی سخت بود. آمدم خانه مادرم و شب که می‌خواستیم؛ بخوابیم پدرم که اکثر شب‌ها خانه نمی‌آمد، به خانه آمد و با ما خوابید و صبح زنگ خانه مادرم را زدند؛ مادرم در را باز کرد؛ مسافرم بود و من و مادرم او را به آغوش باز پذیرفتیم و از او خواستیم کنار ما بماند تا حالش خوب شود؛ تا به امیدخدا به خواست خدا، مسافرم و پدرم به کنگره بیایند و سفرشان رو شروع کنند و از راه درست درمان شوند.

خدا را شکر می‌کنم که با کمک آموزش‌های ناب کنگره۶۰ یک مصرف‌کننده را می‌شناسم و برای خانواده‌هایی که اسیر اعتیاد هستند؛ آرزو می‌کنم که راه کنگره برای‌شان نمایان شود و  زندگی‌شان از تاریکی نجات پیدا کند.

مصرف‌کنندگان شیشه دچار شخصیت دو قطبی می‌شوند. آقا مهندس بنیان‌گذار کنگره۶۰ می‌فرمایند: «بیشترین تخریب شیشه روی ذهن و روان افراد مصرف‌کننده است».

خدا را شکر می‌کنم که آقای مهندس عزیز، صورت مسئله اعتیاد را کشف کردند و با آموزش‌های درست و با روش DST و داروی  OT افراد زیادی را از دام هر نوع مواد مخدر از جمله شیشه نجات می‌دهند و باعث رهایی و آرامش خانواده‌های بسیاری می‌شوند.

برای همه ی افراد و خانواده‌هایی که در اطراف جهان و هم‌چنین مسافرهای خودم که گرفتار تاریکی‌های مواد هستند درمان و رهایی را در کنگره۶۰ آرزو می‌کنم.

خدا را شکر می‌کنم برای این خدمت بزرگ و خدا را شکر می‌کنم که خداوند مرا لایق دانست که دوباره به مسافرم خدمت کنم تا بتواند دوباره به آغوش خانواده‌اش برگردد. خدا را شکر می‌کنم که مادرم هم در کنار من مرضیه در این خدمت سهیم است. ان شاءالله که از اعضای کنگره شود.

خدا را شکر می‌کنم برای حضور خداوند در لحظه‌به‌لحظه زندگیم، خدا را شکر می‌کنم برای وجود آقای مهندس دژاکام عزیزم و خانواده محترم‌شان و مکان مقدسی مثل کنگره۶۰‌.

نویسنده:همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون دهم)
رابط خبری:همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مرضیه( لژیون دهم)
ویرایش:همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه ( لژیون یازدهم) نگهبان سایت
ارسال:همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)دبیر سایت
همسفران نمایندگی پرستار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .