همه ما انسانها ترسهای مختلفی را تجربه کردهایم؛ مثل ترس از دست دادن عزیزی، ترس از امتحان، ترس از ارتفاع بلند یا ترس ازدست دادن جان و مال و ..... که ترس حس خیلی بدی در انسان بهوجود میآورد؛ مخصوصاً زمانی که در انسان رشد کند و تشدید شود. در هر صورت ترسها همیشه همراه ما هستند و باید به درس تبدیل شوند.
آقای مهندس در سیدی «ترس» میگویند که ما میتوانیم ترس را به دو قسمت ترسهای باز دارنده و ترسهای نگهدارنده تقسیمبندی کنیم؛ ترسهای بازدارنده نقش بازدارندگی از رسیدن به هدف و تخریب را بازی میکنند که در آن زمان انسان هیچ اختیاری از خودش ندارد و ترس به او فرمان میدهد؛ ولی ترسهای نگهدارنده طبیعی هستند و انسان را از آسیب و خطر حفظ کرده و باعث ایمنی انسان میشوند؛ در نتیجه ترسها همیشه منفی نیستند.
ترس همیشه دریک شرایطی به وجود میآید که ما در مقابل یک فعلی قرار داریم؛ یعنی یک کاری در شرف به انجام رسیدن است؛ مانند مسابقه یا امتحان دادن و این ترس در درون ما وجود دارد؛ ولی اگر به ترس خودمان بها بدهیم، قوی شده، در صور آشکار ظاهر میشود و جلوی پیشرفت انسان را میگیرد.
ما برای انجام دادن کارها به یک نیروی بیرونی و یک نیرو درونی نیاز داریم که تحت هیچ شرایطی قابل حذف شدن نیست؛ اگر نیروی درون انسان تحت اختیار و فرمان خودش باشد، این قابلیت را دارد که بر نیرو بیرون غلبه کند و یا بتواند آن نیرو را خنثی نماید؛در آن لحظه است که انسان قادر به انجام دادن آن کار میشود و دیگر چیزی به نام ترس درون او به وجود نمیآید.
در واقع مکانیزم ترس اینگونه است که باید در انسان نیرویی وجود داشته باشد که ترس تحت اختیار انسان قرار بگیرد و بتواند آن را کنترل کند، در این صورت است که ترس، در صور آشکار ظاهر نمیشود.
اگر انسان آن نیروهایی که خداوند در درونش قرار داده، پس نگیرد؛ هیچ وقت به آرامش نمیرسد؛ پس اگر آرامش دارد؛ یعنی از یک سری خواستههای نامعقول و حتی معقول خودش چشم پوشی کرده که به این آسایش رسیده است.
ترس هیچوقت به صورت انفرادی وارد نمیشود؛ زیرا ترس یک نیروی بازدارنده است و انسان را از حالت تعادل خارج میکند؛ قطعاً درون هر انسانی که ترس وجود دارد، خشم و نفرت هم هست؛ چون ترس خودش محرومیت به وجود می آورد؛ مثلاً ترس از مشارکت کردن، فردی که دو سال است در کنگره حضور دارد؛ ولی نمیتواند مشارکت کند، فرار کرده و خود را محروم میکند؛ پس عصبانیتر و خشمگینتر شده و به ترس خودش قدرت میدهد.
وقتی انسان به ترس خودش ارزش میدهد، خشم هم در درونش شروع به قویتر شدن میکند. شجاعترین انسانها کسانی هستند که بیشترین ترسها را تجربه کردهاند؛ ولی آنها را یکییکی ازبین برده و با ترسهایشان روبهرو شدهاند.
هرکس بخواهد ترسهایش را از بین ببرد؛ باید جهانبینی یاد بگیرد که بتواند ترس، نفرت و خشم خود را شناسایی کرده و با آنها مبارزه کند.
در پایان نتیجه میگیریم که خشم، ترس را و ترس خشم را حمایت میکند و آبروی همدیگر را میخرند و به یکدیگر متعهد هستند. اینکه من بگویم که من از فردا دیگر از چیزی نمیترسم و ترسم را کنار بگذارم، امکانپذیر نیست؛ بلکه باید ذره ذره لایه خشم، نفرت و ترس را از درون و بیرون خودم کم کرده که به آن نتیجه مطلوب و مرحله تزکیه و پالایش برسم.
منبع: سیدی ترس
نویسنده: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون دهم)
عکاس و رابط خبری: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
111