English Version
This Site Is Available In English

روایتی از تاریک‌ترین روزهای مصرف شیشه

روایتی از تاریک‌ترین روزهای مصرف شیشه

سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر

آنتی ایکس متادون شیشه، مدت سفر سه ماه، راهنما آقا رسول از لژیون یکم غزالی مشهد، ورزش پیاده روی، tds مصرفی 4 سی سی هر وعده

مسافر مصطفی در باب دستور جلسه اینگونه نوشت: 

به نام خدا

سلام دوستان، مصطفی هستم یک مسافر،  هشت سال مصرف شیشه داشتم. راننده پایه‌یک بودم و در بندر ماهشهر روی کامیون‌های حمل سوخت کار می‌کردم. بر اثر مصرف شدید شیشه، حافظه‌ام را از دست دادم. سه ماه کارتن‌خواب شدم و وزنم به ۴۵ کیلوگرم رسید. خانواده‌ام مرا در حالی که بیشتر به یک جنازه شبیه بودم به مشهد آوردند.

ابتدا به کمپ رفتم، اما نتیجه‌ای نگرفتم و سپس مرا به بیمارستان ابن‌سینا منتقل کردند. ۴۰ شبانه‌روز بستری بودم و شش بار تحت درمان با شوک الکتریکی (ECT) قرار گرفتم تا حالم بهتر شد. اما متأسفانه چهار ماه بعد دوباره مصرف را شروع کردم و در نهایت سر از زندان درآوردم.

تا اینکه با کنگره ۶۰ آشنا شدم. وقتی وارد کنگره شدم، افرادی را دیدم که مثل خودم شیشه مصرف کرده بودند؛ کسانی که مانند من سابقه بستری شدن در بیمارستان ابن‌سینا و حتی زندان را داشتند، اما حالا هفت یا هشت سال بود که در رهایی و درمان زندگی می‌کردند.

برایم باورکردنی نبود که جایی وجود داشته باشد که بتواند شیشه را درمان کند. دیدن این افراد به من امید و دلگرمی داد. با خودم گفتم اگر همان کارهایی را که آن‌ها انجام داده‌اند، من هم انجام بدهم، حتماً می‌توانم مانند آن‌ها به رهایی و درمان برسم و دوباره جایگاه و زندگی گذشته‌ام را به دست بیاورم.

مرزبان خبری: مسافر مهدی

ویرایش و ارسال: مسافر مرتضی لژیون یکم

نمایندگی غزالی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .