English Version
This Site Is Available In English

بدون اختصاص دادن زمان کافی هیچ درمانی محقق نمی‌شود

بدون اختصاص دادن زمان کافی هیچ درمانی محقق نمی‌شود

شیطان به زیباترین شکل وارد افکار و اندیشه انسان می‌شود و شکار گوهر جان را به هر شیوه‌ای انجام می‌دهد. افیون و خمر، آخرین تیر شیطان هستند، تیرهایی که از هر سحر و جادویی قوی‌تر رشد می‌کنند و سبب خرابی شهر وجود و نفس می‌شوند و هستی و وجود انسان را تا مرز نابودی می‌کشانند.

همسفر مهین و مسافر ایشان با آنتی‌ایکس هروئین و شیشه وارد کنگره شدند. به راهنمایی مسافر مسعود و همسفر پروین، در حال سفر هستند.
ورزش مسافر در کنگره باستانی و ورزش همسفر در کنگره شطرنج است.

شما معجزه‌ زمان را چگونه تفسیر می‌کنید؟

به نظر من زمان همان فرصت‌هایی است که در هر لحظه در اختیار ما قرار می‌گیرد، گاهی زمان ما را از مسیر اشتباه بازمی‌گرداند و فرصت می‌دهد تا در مسیر درست قدم برداریم. حضور من در کنگره و یادگیری آموزش‌هایی که باعث فاصله گرفتنم از ضد‌ارزش‌ها شد، خود معجزه زمان است؛ زیرا پیش از این هرگز نمی‌دانستم چنین ویژگی‌هایی در وجودم نهفته است. در کنگره با شناخت ضد‌ارزش‌های بزرگی همچون دروغ، غیبت، سرزنش و عجول بودن، به ارزش واقعی زمان پی بردم. با ورود به کنگره متوجه شدم زمان چقدر ارزشمند است در اینجا حتی برای یک دقیقه نیز ارزش قائل هستند. برای شروع جلسات و هر فعالیت دیگری، زمان یک اصل ضروری است، حتی برای درمان اعتیاد، سیگار یا چاقی که نیاز به گذشت یازده ماه زمان دارند. بدون اختصاص دادن زمان کافی، هیچ درمانی محقق نمی‌شود و این خود، معجزه‌ زمان است.

در کتاب عشق آمده است که پله‌های رسیدن به عشق خالق، عشق بلاعوض به مخلوقین او است برداشت شما از این متن چیست؟

برداشت من این است که عشق الهی به مخلوقات، عشقی بی‌قید و شرط است. بنابراین ما نیز باید به دیگران با محبت و بدون منت عشق بورزیم؛ چراکه در برابر این عشق مسئول هستیم. عشق خالق، منبعی بی‌پایان از محبت است و ما با تقویت پیوند درونی خود می‌توانیم به جریان این عشق متصل شویم؛ اما چگونه؟
با خدمت کردن به مخلوقینی که نیازمند هستند، البته در حد توان خودمان خدمتی که در کنگره، چه مالی و چه جانی انجام می‌دهیم؛ باید بدون کوچک‌ترین چشم‌داشتی و حتی بدون انتظار برای یک تشویق باشد. در غیر این صورت، این کار دیگر عشق نیست، بلکه ترحم، ریا و یا برای دیده شدن است. خدمت در کنگره صرفاً محدود به جایگاه‌هایی مثل راهنمایی، نگهبانی یا مرزبانی نیست، اگر چه این‌ها خدمت‌های بزرگی هستند؛ اما وقتی دست ما به این جایگاه‌ها نمی‌رسد، باید از کارهای ساده‌تر شروع کنیم مثل مرتب کردن صندلی‌ها، شستن سرویس‌های بهداشتی، جارو کردن کف سالن‌ یا پذیرایی کردن. نباید از انجام این کارها هراسی داشته باشیم یا بپرسیم چرا باید این کار را انجام دهم. بلکه باید با عطوفت و عدالت عمل کنیم؛ زیرا از طریق همین خدمت‌ها به هم‌نوعان خودمان است که می‌توانیم در مسیر رسیدن به عشق خالق گام برداریم.

چطور یک همسفر می‌تواند در کنار مسافری که گریززده زندگی آرامی داشته باشد؟

وقتی متوجه شدم که پسرم مصرف‌کننده شده است، با راهنمایی یکی از آشنایان وارد کنگره شدم و به عنوان یک همسفر با این تصور که باید بال پرواز مسافرم باشم تا حالش خوب شود؛ اما بعد از سه ماه سفر ایشان گریز زدند و دیگر به کنگره نیامدند. با این حال، من اصلاً جا نزدم و بدون هیچ غیبتی، مرتب به جلساتم ادامه دادم، سی‌دی‌هایم را نوشتم و روزبه‌روز حال دلم بهتر و بهتر شد و واقعاً بسیار حالم بهتر شد. در همان اوایل سفرم، وارد لژیون وایت شدم و چون خودم نیز مصرف‌کننده نیکوتین بودم، توانستم سیگارم را درمان کنم. آن‌جا بود که به این نتیجه رسیدم شاید خواست خدا این بوده است که من وارد کنگره شوم و به جای این‌که من بال پرواز او باشم، در اصل او بال پرواز من شد و باعث ارتقای من شد. وقتی دیدم در کنار دوستانم در کنگره، در پارک، لژیون و جلسات کارگاهی، این‌قدر حال دلم خوب است و این همه انرژی دریافت می‌کنم، دیگر دلیلی برای نیامدنم ندیدم.
بعضی وقت‌ها اطرافیان به من می‌گویند: الان سه سال و چند ماه است که می‌روی، در حالی‌که پسرت ادامه نداد، چه فایده‌ای دارد؟
اما من در پاسخ می‌گویم من برای خودم می‌روم تا آموزش بگیرم، راه درست زیستن را یاد بگیرم و درست زندگی کردن را بیاموزم.
وقتی در کنگره، صورت‌مسئله اعتیاد برایم باز شد و فهمیدم که اعتیاد یک بیماری است، بسیار راحت‌تر توانستم با مسافری که مصرف می‌کند و گریز می‌زند کنار بیایم. اگر در کنگره نبودم، اصلاً امکان نداشت بتوانم این مسیر را ادامه بدهم؛ چون آموزش‌های کنگره را دریافت کرده بودم و آن‌ها را در زندگی‌ام به کار برده بودم، به‌جای این‌که مسافرم را سرزنش یا کنترل کنم و مدام بپرسم چرا کنگره نمی‌آید، توانستم تا حد زیادی او را بپذیرم و متوجه شدم که او یک بیمار است. امیدوارم همه مسافران سفر اولی بسیار زود به نتیجه برسند، حالشان خوب شود و درمان شوند و ما همسفران نیز مزد تمام تلاش‌هایی را که برای آن‌ها انجام داده‌ایم و می‌دهیم، دریافت کنیم.

پیام اصلی خدمت مالی برای شما چیست؟

من معتقدم خدمت مالی، زیرساخت‌های کنگره را حفظ می‌کند تا امکانات لازم برای مسافران و همسفران آینده فراهم شود. خدمت مالی در واقع هدیه‌ای از سر عشق است، نه برای دریافت پاداش یا دیده شدن، بلکه با هدف تداوم رشد و پیشبرد یک زندگی شرافتمندانه است. در این مسیر، مسئولیت‌پذیری اقتصادی وظیفه‌ای است که بر دوش همه قرار دارد و بخشی از تعهد ما به قوانین عشق بلاعوض محسوب می‌شود.
من وقتی وارد لژیون سردار شدم، حس بسیار ناب و لذت‌بخشی از بخشندگی در وجودم شکل گرفت. این تجربه، برکت بسیاری را به زندگی من آورد. به ویژه زمانی که دنوری‌ خود را اعلام کردم، آن بخشندگی دلنشین، آرامش عجیبی برایم به ارمغان آورد.
وقتی با عضویت در لژیون سردار و شرکت در گلریزان، خدمت مالی کوچکی انجام می‌دهیم، همین اقدامات اندک در کنار همدیگر جمع می‌شوند تا در آینده به افرادی که در عذاب و دام اعتیاد گرفتار هستند کمک شود؛ چراکه ما با تمام وجود درک می‌کنیم که اعتیاد برای یکی از اعضای خانواده، چه سختی و عذابی دارد.

اگر بخواهید به همسفری که در گوشه لژیون با حس خجالت نشسته و مصرف‌کننده قلیان یا سیگار است، یک جمله بگویید که تمام دیوارهای ترسش را فرو بریزد، چه می‌گویید؟

راستش را بخواهید، من هنیزم وقتی وارد کنگره شدم، دقیقاً همین ترس را داشتم، می‌ترسیدم فردی متوجه شود که سیگار می‌کشم و واقعاً هم خجالت می‌کشیدم؛ اما این خجالت و ترس، بسیار کوتاه بود. زمانی تمام شد که فهمیدم برای درمان سیگار، همسفران راهنمای جداگانه و لژیون مخصوص خودشان را دارند و می‌توانم به راحتی آن را کنار بگذارم. من سال‌ها مصرف‌کننده نیکوتین بودم و بارها برای ترک سیگار اقدام و تلاش کرده بودم؛ اما هیچ‌گاه با روش‌های ناگهانی موفق نشده بودم. وقتی فهمیدم با آدامس نیکوتین، درمان سیگار ممکن است، بدون هیچ ترس و خجالتی به لژیون وایت رفتم. خجالت من موقع زمان مصرف بود؛ اما وقتی درمان شدم، خجالتم تمام شد. حالا با افتخار و به راحتی در کنگره اعلام سفر می‌کنم و می‌گویم که توانسته‌ام سیگار را کنار بگذارم و در این مسیر موفق شدم و از این بابت واقعاً خوشحال هستم.

شطرنج به شما یاد داده قبل از هر حرکت فکر کنید. چگونه این مهارت را در زندگی و روابطتان به‌ کار گرفته‌اید؟

بله، شطرنج به ما یاد داده‌ است که قبل از هر اقدام و حرکت، موقعیت را بسنجیم؛ یعنی با صبر و تدبیر رفتار کنیم، تصمیمات عجولانه نگیریم و از تاکتیک‌های درست استفاده کنیم. همین موضوع را در روابط اجتماعی و خانوادگی نیز باید به کار برد تا تعادل‌مان را حفظ کنیم، مثلاً قبل از صحبت کردن، اول فکر کنیم تا مجبور به عذرخواهی نشویم یا با یک کلمه فردی را نرنجانیم. همان‌طور که شطرنج به من یاد داد قبل از حرکت اول فکر کنم، در زندگی هم قبل از هر کاری باید اول فکر کنم،گ؛ چون هر عملی یک عکس‌العملی دارد. شطرنج به ما می‌آموزد که تنها به حرکت فعلی فکر نکنیم؛ در زندگی و روابط هم نباید فقط به همان لحظه نگاه کرد؛ بلکه باید به عواقب هر کاری و به روابط بلندمدت با دوستان و خانواده فکر کرد. در واقع با مدیریت زمان و صبر، به جای واکنش سریع باید به خودمان، زندگی و انسان‌های اطرافمان فرصت بدهیم.

کلام آخر

در پایان از خدای مهربان سپاسگزارم که دستم را گرفت و من را به کنگره آورد تا در کنار دوستان با محبت، به حال خوش برسم. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان، بسیار تشکر می‌کنم که چنین فضای خوب و مناسبی را برای مسافران و همسفران فراهم کردند تا بتوانند در مسیر رسیدن به حال خوش قدم بردارند. همچنین از راهنمایم همسفر پروین، از مرزبانان و ایجنت‌ همسفر شقایق و از همه خدمتگزاران سایت، صمیمانه تشکر می‌کنم.

مصاحبه کننده و طراح سوال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیست و سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .