دومین جلسه از دوره هشتاد و پنجم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه آقایان نمایندگی شادآباد با استادی مسافر معراج، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن به روش DST» در روز چهارشنبه 24 تیر ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان:
سلام دوستان، مجتبی هستم یک مسافر. سپاسگزار خداوند و آقای مهندس هستم و از اینکه امروز در جمع شما حضور دارم، خوشحالم. امیدوارم جلسهای نیک و پربار داشته باشیم.
در مورد دستور جلسه، موضوعی مطرح است به نام «سوختن». این سوختن، اثری از خود بر جای میگذارد که «سوختگی» نام دارد و معمولاً با درصدهایی همچون ۱۰ یا ۲۰ درصد سنجیده میشود و میزان تخریب را مشخص میکند؛ درصدهای بالاتر که متأسفانه در نهایت به مرگ منجر میشوند. دقیقاً مشابه اعتیاد که تخریبهای گوناگونی به جای میگذارد. به فرمودهٔ آقای مهندس، بالاترین میزان تخریب مربوط به خانوادهٔ مورفین است با درصدهای متفاوت. خوشبختانه کنگره ۶۰ روشی ابداع کرده است که بهخوبی انواع تخریبها را درمان میکند و حاصل آن، درمان اعتیاد است.
من سابقهٔ اعتیاد به شیره و هروئین داشتم و حدود سه سال نیز شیشه مصرف میکردم. پیش از ورود به کنگره، مصرف را ترک کرده بودم، اما حال مساعدی نداشتم تا اینکه به کنگره آمدم و با روش DST توانستم درمان شوم و به تعادل نسبی برسم. شیشه تخریبهای بسیار زیادی در من ایجاد کرد؛ بهگونهای که زمان و مکان برایم معنا و مفهومی نداشت. برای نمونه، همسرم با من تماس میگرفت و میگفت شام منتظریم، من قول میدادم حتماً میآیم، اما ناگهان به خود میآمدم و میدیدم ساعت ۴ صبح است و من در کارگاه مشغول مصرف شیشه هستم. همچنین اگر با دوستانم قرار میگذاشتم، معمولاً نیم ساعت آنها منتظر من میماندند تا کارهایم را انجام دهم. مشکل دیگرم آن بود که هنگام خروج از منزل، نمیدانستم چه بپوشم و چگونه بیرون بروم. خداوند را بسیار شاکرم که با روش DST، این تخریبها ذرهذره در من بهبود یافت.
در پیامهای کنگره آمده است که این سفر، هم سهل است و هم سخت. این سختبودن برای افراد مختلف، معانی گوناگونی دارد. از نگاه من، سهل بودن آن به دلیل آموزشهای ناب، ساده و روانی است که بهراحتی در اختیار مسافران قرار میگیرد؛ آموزشهایی که توسط آقای مهندس و همچنین راهنماها ارائه میشوند. اما سختترین جای آن، جایی است که من آموزشها را دریافت میکنم و میخواهم آنها را بهکار ببندم.
امروزه هر سو که بنگریم آثار و برکات تلاشهای آقای مهندس را میبینیم. آموزشهای کنگره، به واسطهٔ وجود راهنماها، سیدیها و لژیونهایی که ایشان طراحی کردهاند، به آسانی در دسترس همگان قرار دارد. اما چالش اصلی از جایی آغاز میشود که من بخواهم این آموزشها را در زندگی به مرحله عمل برسانم. برای برخی، عبور از این مرحله نیز آسان است؛ آن دسته از افرادی که بخشش مالی را در کنگره آموختهاند و بازی بخشش را بهدرستی انجام میدهند.
نکتهٔ مهم دیگر آن است که من چقدر از این آموزهها را با خود به بیرون از کنگره میبرم؛ با خانوادهام چگونه رفتار میکنم، در جامعه چگونه ظاهر میشوم و در محیط کار چگونه برخورد مینمایم. اگر بتوانم در بیرون از کنگره نیز راهنما باشم و درست رفتار کنم، یعنی توانستهام از آموزشهای کنگره بهرهمند شوم.
اگر میخواهم بیاموزم و آموزشها را کاربردی کنم، باید به وادی بخشش وارد شوم. لژیون سردار را وادی چهاردهم، یعنی وادی عشق و محبت نامیدهاند. کسانی که به این مرحله گام مینهند، در حقیقت پای در وادی عشق و محبت گذاشتهاند. هر کس باید به اندازهٔ توان خویش در این بازی مشارکت کند و نقش خود را ایفا نماید.
در سیستم کنگره، دو وظیفهٔ اساسی وجود دارد: حفظ و بقا، و رشد و توسعه. این سیستم را گذشتگان به دست ما سپردهاند و وظیفهٔ ماست که آن را به آیندگان برسانیم. یکی از راههای انجام این رسالت، عمل به تعهدات خویش است.
از زمان پیش از عید نوروز تا اکنون ارزش همه چیز چندین برابر شده است ولی من از خودم میپرسم آیا ارزش من هم چند برابر شده است؟ امیدوارم که در این مسیر ثابت قدم باشیم و بتوانیم درست حرکت کنیم. ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.
.jpg)
تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
74