English Version
This Site Is Available In English

وقتی که شیشه را مصرف کردم متوجه شدم که تمام رحمت های خداوند به روی من بسته شد

وقتی که شیشه را مصرف کردم متوجه شدم که تمام رحمت های خداوند به روی من بسته شد

چهاردهمین جلسه از دوره دوم کارگاه های آموزش خصوصی کنگره60، ویژه مسافران با استادی مسافر اسماعیل، نگهبانی مسافر محمدرضا و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه: تخریب های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST روز چهارشنبه 24 تیرماه 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

 

سخنان استاد:

سلام دوستان اسماعیل هستم یک مسافر، خدارو صدهزار مرتبه شکر می کنم که در این جایگاه قرار گرفتم و حس و حال خیلی خوبی دارم.
از آقا یاسر و آقا مرتضی شاهسون تشکر می کنم اجازه دادند این جایگاه را تجربه کنم.
راجع به دستور جلسه بخواهم صحبت کنم من قبل از اینکه بخواهم شیشه را تجربه کنم تا سال 1398 انواع مواد مخدر را مصرف می کردم و زندگیم خیلی هم بد نبود ولی وقتی که مصرف شیشه را شروع کردم و اگر بخواهم مثال بزنم من وقتی کتاب ادموند و هلیا را مطالعه می کردم و وقتی آنها صندوقچه را باز می کردند و انواع مواد مخدر را مصرف کردند دنیای روشن شان تاریک می شد و برای من هم همینطور بود، وقتی که شیشه را مصرف کردم متوجه شدم که تمام رحمت های خداوند به روی من بسته شد.
من سال 1401 هم من یک بار سفر کردم ولی متاسفانه چون زیاد جدی نگرفته بودم و خدمتگزار نبودم برگشت کردم ولی خوشبختانه سریع برگشتم و سعی کردم اشتباهات سری اولم را  تکرار نکنم؛
یکی از نکات مهم که تو مصرف شیشه انسان درک نمی کند این است که قدر داشته هایش را نمی داند و اگر خدمتی در کنگره می کند با جان و دل انجام بدهد و اگر خدمتگزار خوبی نباشیم مانند مصرف شیشه رحمت های خدا به رویمان بسته می شود.
من هنوز فکر می کنم تخریب های شیشه در من مانده است و یک سری خاطرات تازه برایم تداعی می شود،
دو ماه پیش که داشتم با آقا مسعود صحبت می کردم می گفتند که ما در شعبه مسعود کرج باهم سفر می کردیم و برادر لژیونی بودیم و از این قبیل خاطرات برایم تعریف می کنند و من به خاطر نمی اورم.
خداروشکر می کنم که در مسیر هستم و باید تلاشم را خیلی بیشتر کنم و قطعا می توانم آن تخریبی که به صور پنهان و جسم و روانم زدم را جبران و بازسازی کنم.
خودم را لایق این جایگاه نمی دانم و فرق من و شما این است که من چند دقیقه ای بیشتر می خواهم صحبت کنم و اینکه بازیگر باشم در کنگره و تماشاچی نباشم.
یکی از نکاتی که به من خیلی کمک کرد در سفر اول همیشه زود به شعبه می آمدم و اگر خدمتی بود انجام می دادم در حد صندلی چیدن و جارو کردن و از حال خوبی برخوردار می شدم، ولی وقتی که صرفا تماشاچی هستم و عیب جو قطعا به سمت معرکه گیری می روم، آقا عطا راهنمای محترم جمله ای فرمودند قبلا که انسان هرچه به سمت شکرگزاری می رود از عیب جویی دور می شود و اگر کمی تامل کنم می بینم که خداوند چقدر به من لطف کرده که به کنگره می آیم و بیرون از اینجا چقدر زندگی سخت است هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ رفتاری، من صبح رفته بودم پمپ بنزین و از متصدی آنجا یک سوال ساده کردم و حالش خراب شد و من آنجا را سریع ترک کردم.
حرفم این است که کنگره یک بستری است که من به اینجا می آیم و حال خوش را تجربه می کنم و بی انصافی است که نخواهم آن حال خوب را برگردانم و در درجه اول بخاطر خودم که سطحم را بالاتر ببرم و درجا نزنم ، و صرفا نیایم کنگره که وقتم را بگذرانم،
باید حال خوب بگیرم و بیرون از کنگره همان کارهای قبلی را انجام ندهم و رشدی هم نکنم.
نکته آخر را هم بگوییم داشتم پروفایل یکی از استادان را نگاه می کردم که تصویر زیبایی داشت و جمله ای از استاد امین بود که فرموده بودند آفت سفر دوم این است که خدمتی نداشته باشی، بنده بنا به دلایلی یک ماهی هست که خدمت نمی کنم و الان به معنی آن جمله پی می برم و واقعا آفت است، امیدوار هستم که هرچه زودتر خدمت را دوباره بگیرم و خدمتگزار خوبی باشم و از خطاهای گذشته ام درس بگیرم و آنها را تکرار نکنم، انسان نباید ناسپاس باشد و اگر بهمان خدمتی دادند با جان و دل انجام بدهیم.
از اینکه  به صحبت هایم گوش کردید ممنونم.

 


عکس: مسافر فرهاد
تایپ و بارگذاری: مسافر فرامرز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .