دهمین جلسه از دور ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن با استادی راهنمای محترم مسافر محمد، نگهبانی مسافر یدالله و دبیری مسافر خداکرم با دستور جلسه: «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با روش DST» روز سهشنبه 23 تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر.

خداوند را شاکر هستم که اجازه خدمت به من داد تا آموزش بگیرم. از گروه مرزبانی، ایجنت محترم و سایر خدمتگزاران سپاسگزارم. بحث من درباره شیشه در انواع مخدرها و صحبت از یک فرمانده است؛ فرماندهای که جنس آن از آمفتامین است. آمفتامین خودِ شیشه نیست، بلکه مادهای ضدخواب است که در جامعه پزشکی به نام ریتالین یا در داروی ب۲ وجود دارد و برای پیشفعالی یا کاهش وزن استفاده میشود، اما اتفاقات شدیدی در بدن ایجاد میکند. شیشه یعنی متآمفتامین که اگر در فرمول شیمیایی آمفتامین تغییر جزئی ایجاد شود، به متآمفتامین تبدیل میشود. ماده اصلی شیشه سیلیکا است که با نامهای آیس یا کریستال هم شناخته میشود. پس از مصرف شیشه، تولید دوپامین در مغز در عرض سه تا پنج ثانیه پانزده برابر میشود و این دوپامین مستقیماً بر چاکراهای بدن تأثیر میگذارد. حس شخص کاملاً عوض میشود و در دنیایی زندگی میکند که دنیای خاکی نیست، اما چون کسی او را درک نمیکند، فکر میکنند دچار توهم شده است؛ در حالی که تمام آن دیدهها برای فرد حقیقت محض است. در زمان مصرف فکر میکردم چرا همسر و فرزندم مرا دوست ندارند، در حالی که نمیدانستم شیشه چه تخریبی بر من وارد کرده است. زمانی که تریاک و شیره مصرف میکردم، شغلم را داشتم و زندگیام روال عادی داشت، اما ورود شیشه به زندگی همهچیز را تغییر داد، چون شیشه تمام صفات ابلیس را دارد و فرماندهی وجود انسان را به دست میگیرد. یادم نمیرود روزی که پس از تهیه مواد به خانه برگشتم، در را به روی من باز نکردند و گفتند هر کاری میخواهی انجام بده؛ از آن روز با وجود داشتن خانه و ماشین، به یک کارتنخواب واقعی تبدیل شدم. هیچ علم یا جایی نتوانست به من کمک کند مگر علم کنگره، چرا که همهجا میگفتند شیشه درمان ندارد. من انسانی بسیار پرخاشگر و بدبین نسبت به همسر و دخترم شده بودم و قضاوتهای نادرستی میکردم، اما در کنگره گفتند شیشه با متد دیاستی (DST) و داروی اپیوم درمان دارد. اشتباهی که برخی عزیزان مرتکب میشوند این است که فکر میکنند اگر راهنما مصرفکننده شیشه نبوده، نمیتواند به آنها کمک کند، در حالی که متد همان متد است و راهنما کاملاً آموزشدیده است. راهنمای خودم آقای اسماعیل مصرفکننده شیشه نبوده و الکل و تریاک مصرف میکرده، اما چون نحوه درمان شیشه را به خوبی آموخته بود، به من آموزش داد. من نمیدانستم بوی بد عرق بدن من ناشی از تولید مواد زرد رنگی است که با باکتریها ترکیب میشود و از همه طلبکار بودم، تا اینکه با آموزشها فهمیدم تمامی مشکلات از طرف خودم بوده است. شیشه مانند شمشیری دو لبه است؛ ورود به تاریکی دست خود انسان است اما خروج از آن نه. اگر با اختیار وارد شدی، خروج از آن دیگر دست تو نیست و باید تاوان سنگینی بدهی. الان همسفرم از توهمات آن دوران میگوید که باور نمیکنم انجام دادهام؛ مثل شنود از پریز برق، دوربین نصب کردن، یا پذیرایی از مهمانهای خیالی. شیشه مخدر یا محرک نیست، بلکه شیشه مخرب است و تخریب آن مانند یک لودر در مقابل یک هیلتی برای تریاک است که تمام زندگی انسان را ویران میکند. در کنگره درمان این مخرب فراهم شده است. در مورد لژیون سردار هم بگویم که در سفر اول با وجود استفاده از امکانات کنگره، به فکر هزینهها و مخارج نبودم، اما بعدها دیدم کسانی که پیمان میبندند، حتی اگر دستشان خالی باشد به عهد خود وفا میکنند. یاد گرفتم عهدی را که در طوفان بستم در زمان آرامش فراموش نکنم و وقتی قولی دادم، آن پول دیگر متعلق به من نیست و اگر پرداخت نکنم، زندگیام دچار مشکل میشود. کنگره مخارج زیادی دارد؛ مثل هزینه برگه صندلی، پول برق، کولر و کرایه مکان. بسیاری هستند که با وجود مشکلات مالی، به خاطر پیمانی که بستهاند آن را پرداخت میکنند. امیدوارم خداوند توفیق وفاداری به پیمانی که بستم را به من بدهد. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، خودتان و خدمتگزاران را تشویق کنید.

تایپ: مسافر امیرعباس (لژیون یکم)
عکاس: مسافر احسان (لژیون هفتم)
ویرایش، تنظیم و ارسال خبر: مسافر کرامت (مسئول سایت)
با تشکر: مرزبان خبری مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
640