English Version
This Site Is Available In English

سیستم ایکس به تدریج بازسازی می‌شود

سیستم ایکس به تدریج بازسازی می‌شود

جلسه پنجم از دوره چهل‌و‌چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ابوریحان به استادی مرزبان همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر زهره و دبیری همسفر الهه با دستور جلسه: «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» روز سه‌شنبه ۲۳ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحال هستم  که از این بالا همهٔ شما را می‌بینم. چهره‌هایتان قشنگ و نورانی است. خیلی خوشحالم که این فرصت به من داده شد تا خدمت کنم. دستور جلسهٔ این هفته «شیشه» است. خوب است بدانیم چرا شیشه را یک مادهٔ مخدر خطرناک می‌دانند. آیا به دلیل تخریب زیادی است که در جسم فرد مصرف‌کننده ایجاد می‌کند، یا به دلیل اینکه خانواده را نیز درگیر می‌کند؟ می‌توانیم بگوییم خطر واقعی شیشه فقط جسمی نیست. به خاطر اثر سریعی که شیشه بر مغز و سیستم عصبی مرکزی می‌گذارد و شخص را از حالت تعادل خارج می‌کند، یکی از علت‌های خطرناک بودن آن همین موضوع است.

فرمول شیمیایی شیشه C₁₀H₁₅N است. متا آمفتامین ماده‌ای محرک است که به‌سرعت بر سیستم عصبی مرکزی مغز تأثیر می‌گذارد. اثر آن حدود ۱۲ ساعت ادامه دارد و شدت آن به‌صورت سینوسی کم‌ و زیاد می‌شود. پس از این مدت، حدود ۵۰ درصد آن از بدن دفع می‌شود. این ماده به شکل دودی، خوراکی و تزریقی مصرف می‌شود، اما روش رایج مصرف در میان مصرف‌کنندگان، استفاده از پایپ و مصرف دودی است.

شیشه نخستین بار در قرن نوزدهم تولید شد و طی یک فرایند شیمیایی و آزمایشگاهی به دست آمد. به سربازها دادند تا حالت خستگی را کاهش دهد و در جنگ موفق شوند.

شیشه در ابتدا انرژی اضافه‌ای به فرد می‌دهد. به دلیل مقدار زیاد دوپامینی که به‌سرعت در مغز ترشح می‌شود، شخص احساس سرخوشی و انرژی فراوان می‌کند. خواب و اشتهای او به‌شدت کاهش پیدا می‌کند. به دلیل ترشح دوپامین که گفته می‌شود تا ۱۱ برابر حالت طبیعی افزایش می‌یابد، فرد در ابتدا متوجه تخریب‌هایی که به خود وارد می‌کند، نیست.

برای روشن شدن این موضوع، مثال یک حساب پس‌انداز را می‌زنم. اگر موجودی حساب من صد میلیون تومان باشد و هر روز ۱۵۰ میلیون تومان از آن برداشت کنم، بعد از مدتی چه اتفاقی می‌افتد؟ نه‌تنها موجودی حسابم تمام می‌شود، بلکه بدهکار هم می‌شوم. شیشه نیز دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد؛ از ذخایر شیمیایی مغز استفاده می‌کند و مقدار دوپامینی را که قرار است طی یک ماه مصرف شود، در مدت یک یا دو ساعت مصرف می‌کند.

در روان‌شناسی می‌گویند هیچ مادهٔ مخدری بدون هزینه به انسان احساس سرخوشی و لذت نمی‌دهد و شیشه نیز از این قاعده مستثنا نیست. این ماده اثر بسیار زیادی بر مغز می‌گذارد. کنگره ۶۰ می‌گوید اعتیاد باعث تخریب جسم، روان و جهان‌بینی می‌شود و شیشه را نیز در همین مقوله قرار می‌دهد و توضیح می‌دهد که در هر سه بخش چه تأثیری می‌گذارد. در بخش جسم، ضربان قلب را افزایش می‌دهد، هیجان کاذب ایجاد می‌کند، فشار خون را بالا می‌برد، بی‌خوابی طولانی‌مدت و کم‌اشتهایی به وجود می‌آورد. سال‌های اولی که شیشه وارد جامعه شده بود، یادم هست خانم‌ها از آن برای کاهش وزن استفاده می‌کردند. یکی از آشنایان ما نیز این کار را انجام داد و به‌سختی توانست از آن فاصله بگیرد، اما اثری که بر مغز او گذاشت، سال‌ها همراهش باقی ماند. شیشه همچنین باعث کاهش وزن، تضعیف سیستم ایمنی بدن، پوسیدگی دندان و مشکلات پوستی می‌شود و در نهایت، به دلیل فشار زیادی که به قلب و عروق وارد می‌کند، موجب سکتهٔ قلبی و مغزی می‌شود.

در بخش روان هم وقتی جسم فرد مصرف‌کننده تحت تأثیر مواد قرار می‌گیرد، به‌طبع روان او نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. فرد دچار استرس، بی‌قراری و تحریک‌پذیری می‌شود، آرامش ندارد و نمی‌تواند یک‌جا بنشیند. سوءظن شدید و توهم‌های فراوان پیدا می‌کند. گاهی آن‌قدر با خودش صحبت می‌کند که حتی با حیوانات نیز حرف می‌زند. معتقد است عده‌ای برای او خبر می‌آورند یا از او خبر می‌برند. این موارد را ما همسفرانی که مصرف‌کنندگان شیشه داریم، دیده‌ایم.

این‌ها مواردی هستند که به چشم دیده می‌شوند؛ اما شکاف اصلی، اتفاقی است که در بخش جهان‌بینی فرد مصرف‌کننده ایجاد می‌شود؛ بخشی که یکی از ارکان مهم کنگره ۶۰ است. تغییراتی که در جسم و روان ایجاد می‌شود، قابل مشاهده است؛ اما تغییراتی که در جهان‌بینی رخ می‌دهد، به‌راحتی دیده نمی‌شود. می‌دانیم جهان‌بینی یعنی نوع نگاه من به خودم، جهان پیرامونم، هستی و محیط اطرافم. وقتی این بخش دچار اختلال شود، دیگر نمی‌توانم با شخصیت واقعی خودم در جامعه حضور داشته باشم و شکاف عمیقی میان من، خانواده‌ام و جامعه ایجاد می‌شود.

به همین دلیل، شیشه را صرفاً یک مادهٔ محرک نمی‌دانیم. به قول آقای مهندس، شیشه فقط یک مادهٔ محرک نیست، بلکه یک مادهٔ مخرب است؛ زیرا فرد را وارد مرحلهٔ اسکیزوفرنی می‌کند. اسکیزوفرنی یعنی دیدن خواب در بیداری.

حالا با ماهیت شیشه و آنچه علم دربارهٔ آن می‌گوید آشنا شدیم و دیدیم که چه تخریب‌هایی در فرد مصرف‌کننده ایجاد می‌کند. بخشی از این تخریب‌ها مربوط به خود فرد است؛ زیرا به واسطهٔ مصرف شیشه، ناقل‌های عصبی و سیستم ایکس بدن او دچار آسیب می‌شوند و ممکن است برخی از این آسیب‌ها تا پایان عمر همراه او باقی بمانند. چیزی که اهمیت بیشتری دارد، اثری است که شیشه بر افراد نزدیک مصرف‌کننده می‌گذارد. کسانی که همسر و فرزند دارند، آسیب‌های فراوانی می‌بینند. آقای مهندس می‌فرمودند: «وای به حال همسفری که مصرف‌کنندهٔ شیشه دارد؛ او دائماً با ترس، اضطراب و بدون آرامش و آسایش زندگی می‌کند.» مصرف‌کننده در کار و فعالیت اجتماعی خود دچار شکست‌های مالی می‌شود و در بسیاری از مواقع، فشار این مشکلات را بر خانواده وارد می‌کند و زورش به آن‌ها می‌رسد. شاید بتوان گفت همسر و فرزندان نیز به نوعی شبه مصرف‌کنندهٔ هستند؛ زیرا اگرچه سابقهٔ مصرف مواد ندارند، اما اثر شیشه و اثر بخار شیشه در خانه‌ای که مصرف می‌شود روی خانواده، چه بسا بیشتر از فرد مصرف کننده است.

حالا این سؤال پیش می‌آید که چرا بعضی افراد به سمت مصرف شیشه می‌روند؟ یکی از دلایل، باور غلطی بود که در دههٔ ۸۰ میان مردم رواج پیدا کرد که شیشه انرژی زیادی تولید می‌کند. برخی دانشجویان نیز برای کمتر خوابیدن و بیشتر درس خواندن به سراغ آن رفتند، در حالی که این انرژی، انرژی دروغین و ناپاک بود. گروهی دیگر نیز مصرف‌کنندهٔ مواد سنتی بودند و برای رهایی از بی‌حالی ناشی از آن مواد، به سمت شیشه رفتند؛ ولی در اصل این دو قطب رو به رو هم هستند. مواد سنتی فرد را به سمت گوشه‌گیری می‌برد و انرژی را پایین می‌آورد؛ اما شیشه، دوپامین مغز را بالا می‌برد.

حال این سؤال مطرح می‌شود که با وجود این همه آسیب، آیا درمانی وجود دارد؟ در کنگره ۶۰ پاسخ این سؤال «بله» است، اما با نگاهی متفاوت. ما در کنگره ۶۰ معتقدیم هیچ‌کس محکوم نیست تا پایان عمر مصرف‌کننده باقی بماند. با آموزش‌ها و تجربه‌هایی که در کنگره به دست آمده است، می‌توان به درمان فرد مصرف‌کنندهٔ شیشه کمک کرد. با متد DST و شربت OT، این افراد می‌توانند در سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی به سمت درمان حرکت کنند.

ما در کنگره یاد گرفته‌ایم که درمان، فوق ترک است و تعادل، فوق درمان است. در بخش جسم، سیستم ایکس به‌تدریج بازسازی می‌شود و با بازسازی جسم، روان فرد نیز به تعادل می‌رسد. سپس در کنار آموزش‌ها، حضور در کنگره و صبر، جهان‌بینی او نیز به تعادل خواهد رسید.

مهم‌ترین پیام کنگره برای ما همسفرها این است که درست است مسافران ما در اینجا درمان می‌شوند، اما مهم‌ترین پیام کنگره، احیای خانواده است. امیدوارم همهٔ ما در مسیری که قدم برمی‌داریم، بتوانیم خانواده‌های خود را نیز احیا کنیم.

خیلی خوشحالم که این فرصت به من داده شد تا به‌عنوان همسفری که مصرف‌کنندهٔ شیشه داشته است، صحبت کنم. هر سال نگاه من به دستور جلسهٔ شیشه شکل دیگری بود و هر سال حالم بد می‌شد و بارها هنگام مشارکت همسفران گریه می‌کردم. اما امروز می‌بینم که ساده‌ترین راه برای درمان شیشه در کنگره ۶۰ وجود دارد و چقدر خوشبخت هستیم که پایمان به کنگره ۶۰ باز شد و توانستیم به درمان مسافرانمان برسیم. امیدوارم این تعادل نصیب همهٔ ما همسفرها نیز شود.

بخش دوم تجلیل خانم معصومه عزیز است. امیدوارم خیر خدمتی که در کنگره انجام داده‌اند، همیشه در زندگی ایشان جاری و ساری باشد. ما خانم معصومه را همیشه در شعبه داشته‌ایم؛ یک همسفر فعال با جذب بالا، همیشه پر از انرژی و با مشاوره‌های خوب هستند. من هر موقع کارهای خانم معصومه را وارد اکسل می‌کردم، می‌دیدم اکثر رهجویانی که گرفته‌است را توانسته وصل کند. بسیار شاهد بودم که خیلی از همسفران حال خوبی نداشتند، ولی وقتی با آن‌ها صحبت می‌کردند، بعد از چند جلسه که می‌آمدند، با یک آرامش خاصی قبول می‌کردند و سر لژیون می‌رفتند. ما بدین وسیله از خانم معصومه عزیز تشکر می‌کنیم. امیدوارم که همیشه در کنگره مانا باشند و خیر این خدمت در زندگی ایشان جاری و ساری باشد.

تجلیل راهنما تازه‌واردین همسفر معصومه 

سخنان راهنما تازه‌واردین همسفر معصومه:

نمی‌دانم از کجا بگویم. امروز که روی صندلی نشستم، از روز اولی که وارد کنگره شدم و تمام این ماه‌ها و سال‌ها جلوی چشمم بود. من با ناامیدی تمام وارد کنگره شدم، ولی عاشق جایگاه راهنما تازه‌واردین بودم. هرچه راهنمایم سؤال می‌کرد، می‌گفتم راهنمای شال سبز را دوست دارم، نه به خاطر رنگش، شاید به خاطر اینکه خودم ناامید وارد شدم، دوست داشتم امیدی باشم برای عزیزان تازه‌وارد. کنگره جایی هست که به ما عشق و محبت داد و ما توسط عشق و محبت وصل شدیم. بعد از رهایی نمی‌خواستم بیام، ولی وقتی برای رهایی به آکادمی رفته بودیم، آن عشق و محبت آقای مهندس و حس مسئولیت او را که دیدم ماندگارم کرد. خدا را شکر می‌کنم که این جایگاه را تجربه کردم و خدمت کردم. ان‌شاءالله باز هم اذن آن صادر شود، باز هم در کنگره بمانم و باز هم خدمتگزار کنگره ۶۰ بمانم. ممنون از همه، ممنون از مشارکت‌های قشنگ شما که به من انرژی دادید و ممنونم از راهنمای خوبم که آمدند و زحمت کشیدند. از زحمات راهنمای خوبم بود که این جایگاه را تجربه کردم. ان‌شاءالله هر عزیزی که خواسته‌اش را دارد، این جایگاه را تجربه کند.

پایان دوره خدمتی نگهبانی صوتی همسفر زهرا و شروع دوره نگهبانی صوتی همسفر اعظم 

رهایی ۳۰ سی‌دی همسفر اکرم و همسفر معصومه، رهایی ۴۰ سی‌دی و ۳۰ سی‌دی همسفر سحر، رهجویان راهنما همسفر فاطمه 

مرزبانان کشیک: همسفر سعیده و مسافر عباسعلی  
تایپ: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم)
عکاس، ویرایش و ارسال: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول) نگهبان سایت 
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .