English Version
This Site Is Available In English

کنگره ۶۰ چگونه بر اعتیادِ درمان‌ناپذیر مخدر شیشه غلبه کرد؟

کنگره ۶۰ چگونه بر اعتیادِ درمان‌ناپذیر مخدر شیشه غلبه کرد؟

راهنما همسفر مریم و راهنمای تازه‌واردین همسفر نگار، به‌عنوان مادر و دختر، پس از بیست سال تخریب آنتی‌ایکس شیشه و تریاک مسافرشان، وارد کنگره شدند و پس از حدود یازده ماه و ده روز سفر، ده سال و دو ماه است که آزاد و رها هستند. برای درک بهتر در خصوص دستور جلسه «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» با این دو همسفر در نمایندگی ارتش گفت‌وگو کرده‌ایم؛ کسانی که تاریکیِ مصرف شیشه مسافرشان را با تمام وجود لمس کرده‌اند و امروز، آن تجربه‌ی سخت را با آموزش‌های راهگشای کنگره، گره زده‌اند.

علم پزشکی جهان، اعتیاد به شیشه را به دلیل نداشتن مرفین «غیرقابل درمان» می‌داند، در حالی که کنگره ۶۰ به درمان قطعی آن دست یافته است. بزرگ‌ترین «نقطه کور» یا حلقه‌ی مفقوده‌ای که مجامع علمی جهان در شناخت اعتیاد به شیشه و عملکرد مغز متوجه آن نشده‌اند، چیست؟
علم پزشکی پیشرفت‌های بسیاری داشته و امروزه اطلاعات گسترده‌ای درباره‌ی بیماری‌های مختلف، به‌ویژه اعتیاد، در دسترس دارد و شناخت قابل‌توجهی از علائم، پیامدها و عوارض اعتیاد وجود دارد. با این حال، هنوز علت اصلی اعتیاد به‌طور کامل شناخته نشده و درمان آن با چالش‌های اساسی روبه‌رو است.
در علم پزشکی، اعتیاد عمدتاً یک بیماری روانی و ذهنی تلقی می‌شود، اما در نگرش کنگره ۶۰، اعتیاد پیش از هر چیز یک بیماری جسمی است؛ بنابراین درمان باید ابتدا از جسم آغاز شود و در ادامه، ابعاد روانی نیز مورد توجه و درمان قرار گیرند. در درمان اعتیاد، توجه به جهان‌بینی بسیار مهم می‌باشد و به نظر من یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در درمان اعتیاد کمتر مورد توجه قرار گرفته، درمان جسم و اصلاح فیزیولوژی بدن است.

برای بسیاری از متخصصین این یک تناقض است: چگونه دارویی با پایه‌ی مخدر و آرام‌بخش (شربت تریاک یا OT)، می‌تواند تخریب‌های یک «محرک» قوی مثل شیشه را که ترشح دوپامین را ۱۱ برابر کرده، درمان کند؟ آیا OT در اینجا نقش یک داروی سرکوب‌کننده را دارد یا یک مصالحِ بازسازی‌کننده‌ی هوشمند؟
ممکن است این پرسش پیش بیاید که چگونه شیشه با شربت OT درمان می‌شود، اما باید بدانیم این به راحتی امکان‌پذیر نبوده است. دستیابی به این روش، نتیجه‌ی سال‌ها تحقیق، پژوهش و تجربه در کنگره ۶۰ بوده است. این تحقیقات نشان داد که شربت OT، در صورت استفاده‌ی صحیح، می‌تواند در درمان انواع مواد مخدر، از جمله شیشه، نقش مؤثری ایفا کند. دلیل این موضوع، وجود آلکالوئیدها در شربت OT است که با مواد شبه‌افیونی بدن همخوانی دارد.
به همین دلیل، در کنگره ۶۰ هر نوع ماده‌ی مخدری از جمله شیشه که یک ماده‌ی محرک شناخته می‌شود، به راحتی درمان می‌شود. البته نکته‌ی مهم اینجاست که درمان فقط با مصرف شربت OT انجام نمی‌شود؛ اگر این‌طور بود، هر فردی می‌توانست با تهیه‌ی این دارو، اعتیاد خود را درمان کند. آنچه باعث درمان اعتیاد می‌شود، استفاده از شربت OT به روش DST است. در واقع، این روش DST است که شربت OT را به یک داروی مؤثر برای درمان اعتیاد تبدیل کرده است.

مصرف شیشه به دلیل تخریب شدید «سیستم ایکس»، علائمی دقیقاً مشابه بیماری‌های حاد روانی مانند اسکیزوفرنی (توهم، سوءظن و رفتارهای جنون‌آمیز) ایجاد می‌کند. بر اساس تجربه‌ی شما، وقتی مسافر در مسیر متد DST قرار می‌گیرد، این توهمات و سایکوزهای شدید در چه مقطعی و چگونه بدون نیاز به آرام‌بخش‌ها، خودبه‌خود محو و خاموش می‌شوند؟
مصرف شیشه معمولاً با توهمات شدیدی همراه است و مسافر من نیز از این موضوع مستثنا نبود. این توهمات بیش از هر چیز خود او را آزار می‌داد. اما همان‌طور که می‌دانیم، بدن انسان از هوشمندی بالایی برخوردار است؛ زمانی که دچار بیماری یا اختلالی می‌شود، اگر ماده و داروی مناسب در اختیارش قرار گیرد، به‌تدریج می‌تواند خود را بازسازی کند. در درمان اعتیاد هم این موضوع صدق می‌کند.
فرقی نمی‌کند فرد مصرف‌کننده‌ی شیشه باشد یا هر ماده‌ی مخدر دیگری؛ زمانی که وارد کنگره ۶۰ می‌شود و مصرف شربت OT را به روش DST آغاز می‌کند، چون ماده‌ی مناسب در اختیار جسم قرار می‌گیرد، فرآیند جایگزینی و بازسازی به‌آرامی آغاز می‌شود. در نتیجه، توهمات و مشکلاتی که مصرف شیشه برای فرد ایجاد کرده است، به‌تدریج کاهش پیدا کرده و از بین می‌رود. در مورد مسافر من، توهمات در حدود یک‌ونیم تا دو ماهِ نخستِ سفر وجود داشت و او را آزار می‌داد؛ اما به‌مرور و با بازسازی جسم، این مشکلات برطرف شد. فکر می‌کنم پس از حدود دو ماه، توهمات کاملاً از بین رفت و روند طبیعی درمان ادامه پیدا کرد.

در درمان شیشه با متد DST، علاوه بر داروی مناسب، موضوع زمان (حداقل ۱۰ ماه) بسیار حیاتی است. چرا برای بازسازی سیستم ایکسِ فردی که مصرف شیشه دارد، نمی‌توان این پروسه را کوتاه کرد و اصرار کنگره بر طی شدن این پارامتر زمانی چیست؟
همان‌طور که اشاره کردید، زمان در روش DST نقش بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای دارد. همان‌طور که برای برداشت گندم یک دوره‌ی زمانی حدود هشت‌ماهه لازم است، بازسازی سیستم ایکس و فیزیولوژی جسم نیز به حداقل ۱۰ ماه زمان نیاز دارد. بنابراین تفاوتی ندارد که فرد چه نوع ماده‌ی مخدری مصرف کرده باشد؛ وقتی درمان آغاز می‌شود، حداقل ۱۰ ماه باید سپری شود تا فرد به تعادل برسد. در غیر این صورت، بازسازی سیستم ایکس کامل نخواهد شد و درمان به سرانجام نمی‌رسد. به همین دلیل، در روش DST باید این فرآیند حداقل در ۱۰ ماه طی شود.

در اوایل ورود شیشه، شایعاتی مبنی بر اینکه «شیشه مرفین ندارد پس اعتیادآور نیست» یا استفاده از آن برای «کاهش وزن در آرایشگاه‌ها و باشگاه‌ها» و «تمرکز در شب‌های امتحان» به شدت رواج یافت. این باورهای غلط چگونه به‌مثابه‌ی یک تله عمل کردند و از دیدگاه فیزیولوژی کنگره ۶۰، چرا تخریب این ماده به‌ظاهر «انرژی‌زا»، بسیار ویرانگرتر از مخدرهای سنتی است؟
مسافر من نیز دقیقاً به دلیل همین باور نادرست که شیشه اعتیاد ندارد و می‌تواند به ترک تریاک کمک کند، به مصرف شیشه روی آورده بود. اما واقعیت این است که هر ماده‌ی مخدر برای اثرگذاری، انرژی مورد نیاز خود را از جسم مصرف‌کننده تأمین می‌کند. هرچه این ماده قوی‌تر و شیمیایی‌تر باشد، انرژی بیشتری نیاز دارد و در نتیجه، تخریب بیشتری نیز به‌جا می‌گذارد.
به همین دلیل، میزان تخریب ناشی از مصرف شیشه در مقایسه با بسیاری از مواد مخدر سنتی بیشتر است؛ زیرا انرژی بسیار بیشتری از جسم می‌گیرد و آسیب‌های عمیق‌تری در سیستم‌های بدن به وجود می‌آورد.

مثلث درمان شامل جسم، روان و جهان‌بینی است. ما می‌دانیم OT جسم را ترمیم می‌کند؛ اما آیا تغییر نگرش و آموزش‌های «جهان‌بینی» (مثل نوشتن سی‌دی‌ها)، صرفاً جنبه‌ی اخلاقی و رفتاری دارد، یا از نظر علمی مستقیماً روی ترشحات سیستم ایکس و بازسازی نورون‌های مغزی تأثیر می‌گذارد؟
به اعتقاد من، درمان زمانی صورت می‌گیرد که به هر سه ضلع درمان یعنی جسم، روان و جهان‌بینی به‌صورت متعادل پرداخته شود و این سه در کنار هم رشد کنند. نقص در هر ضلع از این مثلث، باعث می‌شود که درمان به‌طور کامل صورت نگیرد. این سه ضلع، ارتباط تنگاتنگی با هم دارند؛ چرا که هر سه با هم تعادل را به وجود می‌آورند. همان‌طور که جسمِ سالم می‌تواند تفکر و رفتار سالم را به وجود آورد، تغییر نگرش و تفکر نیز به‌طور قطع می‌تواند روی جسم اثر بگذارد. این تغییرات می‌تواند روی ترشح هورمون‌ها، سیستم ایکس و در نهایت بازسازی جسم اثرگذار باشد.

تفاوت اصلی میان «ترک شیشه» (که در کمپ‌ها و کلینیک‌ها رخ می‌دهد) با «درمان قطعی» در کنگره ۶۰ چیست؟ آیا این ادعا صحت دارد که اگر یک فرد درمان‌شده در کنگره را در یک لابراتوار تولید شیشه رها کنند، هیچ وسوسه و نیازی در خود احساس نمی‌کند؟ دلیل این بی‌تفاوتی فیزیولوژیک چیست؟
تفاوت اصلی بین ترک شیشه و درمان قطعی آن، زمانی مشخص می‌شود که فردی که فقط مصرف شیشه را ترک کرده است، ممکن است با دیدن این ماده یا قرار گرفتن در محیط مصرف، دچار وسوسه و میل شدید به مصرف شود و علائم آن را نیز تجربه کند؛ اما در «درمان»، شرایط کاملاً متفاوت است. مسافر من این موضوع را به‌خوبی تجربه کرد؛ پس از درمان در کنگره ۶۰، در محیط کار خود هر روز با افرادی که شیشه مصرف می‌کردند در ارتباط بود، اما هیچ‌گونه میل یا وسوسه‌ای برای مصرف در او به وجود نمی‌آمد. دلیل این موضوع، درمان جسم و بازسازی سیستم شبه‌افیونی است. زمانی که این سیستم به تعادل می‌رسد، جسم دیگر نیازی به دریافت مواد مخدر از بیرون احساس نمی‌کند؛ به همین دلیل با برطرف شدن نیاز جسم، وسوسه نیز از بین می‌رود و فیزیولوژی بدن دیگر نسبت به مواد مخدر واکنشی نشان نمی‌دهد. در نتیجه فرد نسبت به مواد مخدر کاملاً بی‌تفاوت می‌شود.

با پیشرفت مافیای مواد مخدر، هر روز شاهد ورود ترکیبات شیمیایی و مخدرهای صنعتی ناشناخته‌تری به بازار هستیم. آیا تئوری «سیستم ایکس» و «متد DST» به اندازه‌ای جامعیت دارد که بتواند به‌عنوان یک فرمول جهان‌شمول، درمان قطعی برای مواد مخدر خطرناکی که در آینده خلق می‌شوند نیز باشد؟
به اعتقاد من، روش DST به‌عنوان یک فرمول، حتی برای مواد مخدری که ممکن است در آینده تولید شوند نیز می‌تواند کاربرد داشته باشد. دلیل آن این است که جناب مهندس دژاکام با شناخت انسان، تئوری ایکس و «زبان بدن»، موفق به کشف روش DST شدند. این روش در کنار داروی OT، باعث شد کنگره ۶۰ به درمان قطعی اعتیاد دست پیدا کند. نکته‌ی مهم این است که DST فقط یک روش برای درمان اعتیاد نیست، بلکه یک روش الگویی است و می‌تواند در درمان بسیاری از بیماری‌های دیگر نیز مؤثر باشد.

زندگی در کنار یک مصرف‌کننده شیشه که دچار توهم و بدبینی است، تخریب‌های روانی وحشتناکی برای اعضای خانواده (همسفران) به همراه دارد. کنگره ۶۰ چه آموزش‌ها و استراتژی‌هایی به همسفران می‌دهد تا به جای درگیری و تقابل، نقش یک «بال پرواز» و همراهِ آگاه را برای عبور از این بحران ایفا کنند؟
زمانی که پدرم مصرف‌کننده بود، من کودک بودم. وقتی ۱۰ سال داشتم، سفرشان را شروع کردند و حدوداً در ۱۱ سالگی من، سفرشان به پایان رسید؛ به همین دلیل، خاطرات زیادی از زندگی با یک مصرف‌کننده ندارم. اما دوست دارم درباره‌ی مادرم صحبت کنم، چرا که ایشان برای من یک الگو هستند.
وقتی روانِ یک انسان در وضعیت سلامت قرار ندارد، مقابله کردن و ایستادن در برابر او، راه درستی نیست. کاری که مادرم انجام داد، دقیقاً همان چیزی بود که بارها از استاد امین و خانم شانی شنیده‌ام: اینکه همسفرها، به‌ویژه اگر فرزند دارند، نباید جایگاه پدر یا مادر را در ذهن فرزند پایین بیاورند و نباید بار تخریبِ مسافر را به دوش فرزندان بیندازند.
مادرم این کار را به بهترین شکل انجام داد. با وجود تمام سختی‌هایی که پدرم در دوران مصرف داشت، هیچ‌وقت اجازه نداد جایگاه ایشان در ذهن من و خواهرم پایین بیاید. حتی با اینکه گاهی رفتارهای عجیبی از پدرم می‌دیدیم یا بعدها درباره‌ی آن دوران از زبان خودشان می‌شنیدیم، هیچ‌وقت احساس نکردیم که پدرمان با دیگر پدرها متفاوت است یا نسبت به او احساس بدی پیدا کنیم.
من این آرامش را مدیون مادرم هستم. ایشان هیچ‌وقت در مقابل پدرم قرار نگرفت و به‌خوبی می‌دانست که رفتارهای او از روی اختیار نیست. همین نگاه باعث شد من و خواهرم آسیب کمتری ببینیم و همیشه جایگاه پدرمان برایمان حفظ شود. از صمیم قلب از مادرم تشکر می‌کنم و همچنین به تمام همسفرانی که بار سخت اعتیاد را در کنار مسافرشان به دوش می‌کشند، خدا قوت می‌گویم. واقعاً تحمل این شرایط کار آسانی نیست؛ امیدوارم همه این عزیزان مسیر درست را پیدا کنند و در کنار مسافرانشان، به رهایی و آرامش برسند.

به عنوان حسن ختام مصاحبه؛ برای مصرف‌کنندگان شیشه و خانواده‌هایشان که در چرخه‌ی باطلِ ترک‌های نافرجام خسته شده‌اند، تمام هستی خود را باخته‌اند و به این باور تاریک رسیده‌اند که «شیشه درمان ندارد و آخر خط است»، بر اساس مستندات علمی و عملی کنگره ۶۰ چه پیامی دارید؟
پدر من واقعاً یک نمونه‌ی کامل و کافی از تأثیر درمان در کنگره ۶۰ است. ایشان تا امروز دو بار در شعبه تولد گرفته‌اند و هر بار که مطالب مربوط به تولدشان را در سایت می‌خوانم، می‌بینم که راهنمای ایشان در ابتدای صحبت‌هایشان یک جمله را تکرار می‌کنند: اینکه «درمان مسافر ما از معجزات کنگره است».
اتفاقی که برای پدرم افتاد، تنها درمان اعتیاد نبود؛ بلکه طرز فکر، رفتار و شیوه زندگی ایشان و کل خانواده تغییر کرد و می‌توانم بگویم زندگی ما ۱۸۰ درجه تغییر کرد. پدرم سفرشان را به‌خوبی انجام دادند، درمان شدند و آرامش به خانواده‌ی ما بازگشت. کنگره ۶۰ برای خانواده‌ی ما معجزه کرد.
امیدوارم همه همسفران و مسافرانی که در انتظار رهایی هستند، هرچه زودتر این مسیر را پیدا کنند و طعم درمان را بچشند. همچنین امیدوارم روش DST و علم کنگره ۶۰ روز به روز بیشتر شناخته شود و روزی در سراسر جهان در دسترس تمام کسانی قرار بگیرد که به آن نیاز دارند.

طراح سؤال و مصاحبه‌کننده: همسفر یاسمن، رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر نیکی، رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارتش

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .