در وادی چهارم به این نکته اشاره میشود که در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند، به معنای سلب مسئولیت از خویشتن است. اینجاست که مرز بین ما و خداوند مشخص میشود؛ یعنی روشن میگردد که چه مسئولیتهایی بر عهده ماست و چه مسئولیتهایی بر عهده خداوند است. خداوند انسان را خلق کرد، اختیار نیز به او داد و گفت: «این راه است و این چاه؛ حال هر کدام را که میخواهی انتخاب کن.» اگر انسان راه اشتباه را انتخاب کند، دیگر نباید دائماً از خداوند گلایهمند باشد و منتظر بماند تا مشکلاتی را که خود به وجود آورده است، خداوند حل کند. اگر بخواهیم این مرز را پیدا کنیم، ابتدا باید خودمان را بشناسیم و این همان خودشناسی است. خودشناسی یعنی انسان «صور آشکار» و «صور پنهان» خود را بشناسد. صور آشکار، شناخت اعضا و اندامهای بدن، مانند مغز، قلب، ریه و... است. صور پنهان نیز شامل روح، نفس و عقل میشود. انسان باید بداند روح چیست، نفس چیست و حس چیست. اینها مقدمات شناخت خویشتن هستند و تا زمانی که آنها را نشناسیم، نخواهیم توانست خداوند را بشناسیم.
انسان از دو بخش تشکیل شده است؛ یکی «هسته جسم» که قابل رؤیت است و دیگری «هسته خارج از جسم» که همان بقایای جسم خاکی است و به صورت انرژی درمیآید و در راهها و مکانهای مختلف سفر میکند. به کمک عقل میتوانیم به مجهولات بُعد جسمی خود و هسته خارج از جسم پی ببریم و متوجه شویم که خارج از جسم ما جهانهای متعددی وجود دارد که آخرت نیز بخشی از آنهاست. هر انسانی برای دست یافتن به این مراحل، باید مشمول لطف الهی شود و تزکیه و پاکسازی را از خود آغاز کند. تنها عاملی که میتواند انسان را به این مراحل برساند، پالایش و تزکیه خویشتن است؛ یعنی انسان خود را از مجموعه ضدارزشها پاکسازی کند. هسته در جهانهای مختلف، به قدری متنوع است که در تصور نمیگنجد. هسته جسم یا «صور آشکار» انسان، همان «شهر وجودی» انسان است که قابل رؤیت بوده و ظاهر انسان را تشکیل میدهد. هسته پنهان نیز شامل نفس، حس، خارج از جسم، عقل، روح، ذهن و آرشیو جسمهای مجازی است. جسم مجازی همان چیزهایی است که انسان در خواب مشاهده میکند.
حواس انسان شامل پنج حس درون و پنج حس برون است. حسهای درون، همان حسهای ظاهری مانند بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه هستند. حسهای برون نیز مربوط به خارج از جسم، ذهن و آرشیو جسمهای مجازیاند. یک حس مشترک نیز میان این دو گروه وجود دارد که «حس ششم» نامیده میشود و ارتباط بین حسهای درون و برون را برقرار میکند. زمانی که بیدار هستیم، حسهای ظاهری ما فعالیت میکنند؛ اما هنگامی که به خواب میرویم، حسهای ظاهری از کار میافتند، چشمها و گوشها به خواب میروند و سیستم عصبی مغز فعال میشود؛ در نتیجه، انسان خواب میبیند. در این حالت، حسهای برون فعال میشوند. برای اینکه بتوانیم انسان را بهخوبی بشناسیم، باید به مراحل نفس و تکامل آن پی ببریم. هنگامی که مرگ انسان فرا میرسد، فرشتگان مرگ، نفس او را تحویل میگیرند و آن شخص از دنیا میرود. روح، سمبل الهی و نماد پاکی است و هرگز شیطانی نمیشود؛ این نفس است که ممکن است شیطانی شود. بنابراین، نفس، تعیینکننده موجودیتی است که در هر صورت، ظاهر و باطن انسان را، چه در بیداری و چه در خواب، نمایان میکند. پس نفس نه جسم است و نه روح. نفس هر انسان، بر مبنای دانایی و خواستههای او، در درجه و مرتبهای قرار میگیرد و مجموعهای از خواستههای معقول و نامعقول را در بر میگیرد.
نویسنده: همسفر آمنه، رهجوی راهنما همسفر زینت (لژیون سوم)
منبع: برداشت از وادی چهارم، بخش دوم
رابط خبری: همسفر صنم، رهجوی راهنما همسفر زینت (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمانه، رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)، دبیر سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
33