جلسه هشتم از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ارم به استادی همسفر طاهره، نگهبانی همسفر الهه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» روز دوشنبه ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم از اینکه در جمع شما عزیزان هستم. از ایجنت شعبه، گروه مرزبانی، نگهبان، دبیر جلسه و راهنمایم همسفر ترانه خیلی ممنون هستم که فرصت خدمت در این جایگاه خیلی ارزشمند را به من دادند. در مورد تخریب شیشه و درمان آن با متد DST مطالب زیادی روی سایت شعبه خودمان و سایت شعبههای دیگر است. آقای مهندس حسن دژاکام به طور کامل در فایلهای صوتی شیشه ۱ تا ۳ در مورد این ماده توضیح دادند. میخواهم از نقش یک همسفر و خودم در مقابل این دستور جلسه بگویم.
صحبتهایم را با یک مثال شروع میکنم. وقتی که فرد موفق مانند یک بازیکن را میبینیم که در زمین به خوبی بازی میکند، پیش خودم فکر میکنم که حتماً استعداد یا شانس خوبی داشته یا بستر مناسبی برای او فراهم بوده که پیشرفت کرده و دیده شده است؛ ولی برای دیدن موفقیت باید وارد جریان زندگی آن شخص شویم تا ببینیم که چه تلاش و پشتکاری را انجام داده است، چه روزهایی را تمرین کرده است تا به این موفقیت دست پیدا کند؛ پس این نتیجه شانس و استعداد نیست؛ بلکه نتیجه تلاش، پشتکار و آموزش است.
وقتی من تازه به کنگره آمده بودم همسفرانی را میدیدم که خوشحال هستند، میخندند، با خود میگفتم حتماً مسافر خوبی دارند و آنها را اذیت نمیکند و از رفاه نسبی هم برخوردار هستند. وقتی وارد جریان کنگره شدم فهمیدم که این خوشحالی نتیجه آموزش است. نتیجه پشتکار و تجربهای است که از کنگره گرفته و آن را در زندگی خود کاربردی کرده است. اگر به مثال بازیکن برگردم، یک بازیکن وقتی میخواهد وارد بازی شود ابتدا بدن خود را گرم میکند، چرا؟ چون میخواهد مصدوم نشود، به فرد دیگری آسیب نزند و بازی فرد دیگری را خراب نکند؛ چون روی این شخص حساب باز کردهاند.
وقتی من وارد کنگره میشوم باید خودم را گرم کنم، هیچ فرقی با یک بازی ندارد. منِ تازه وارد باید خودم را با نوشتن سیدیها گرم کنم، باید حضور مستمر داشته باشم، وقتی یک جلسه غیبت کنم به اندازه یک ماه از آموزشها عقب میمانم. مهمترین اصل این است که من گوش به فرمان راهنما باشم. چیزی که در ظرف وجودی من است بیرون از کنگره خالی کنم و با ظرف خالی در لژیون حاضر شوم. وقتی این کارها را انجام دادم تازه من خودم را گرم کردهام. وقتی به بازیکن نگاه میکنم میبینم که بعد از گرم کردن تازه تمرین تخصصی را شروع میکند. چرا این تمرین تخصصی را انجام میدهد؟ انجام میدهد که بتواند بازی بهتری از خودش ارائه دهد و برایش فرقی نمیکند که یار او چه بازی را انجام میدهد، او بازی خودش را به بهترین نحو انجام میدهد. قطعاً در بازی یار خود تاثیر خواهد گذاشت.
وقتی من به تمرین تخصصی میرسم شروع به خدمت کردن میکنم. وقتی من به خدمتی میرسم میتوانم بازی خودم را در زندگی بهتر انجام دهم و نقش خود را بهتر بشناسم و بتوانم روی بازی طرف مقابلم که مسافرم است تاثیر بگذارم. درصد کمی پیش میآید که مسافرها گریز میزنند و سفر خوبی ندارند. اینجا نیروی القاء که در وادیها خواندیم به کمک من میآید. نیرویی که تبادل اطلاعات و آگاهی است. وقتی من بازیام را به بهترین شکل انجام دهم نسبت به آموزشی که در کنگره گرفتهام به مسافرم القاء میشود و باعث میشود که بازی او هم خوب شود، وارد جریان این بازی شود؛ در نتیجه به یک نتیجه دلخواه میرسیم.
برای من متد DST مانند یک طیف رنگی است نمیتوانیم برای آن مرز پیدا کنیم. من نمیتوانم از خودم توقع داشته باشم که بخوابم، بیدار شوم صبر را یاد بگیرم یا بگویم امروز که من به کنگره رفتم پس حال من خوب میشود. اینگونه نیست متد DST یک طیف رنگی است. مرزی بین حال خوب و بد پیدا نمیکنیم. به مرور زمان که به مرز نقطه پررنگ آن رسیدیم برمیگردیم و میبینیم که صبر و تفکر به آن اضافه شده است. خیلی از حرفها که قبلاً من را ناراحت میکردند دیگر ناراحتم نمیکنند. این طیف به زیباترین شکل در سفر دوم خودش را نشان میدهد و میبینیم که چه مسیری را آمدهایم. از نقطه کمرنگی شروع کردهایم و به نقطه پررنگی رسیدهایم و خودمان را پیدا کردهایم و رنگ گرفتهایم.
متد DST خود صبر است. من صبر را از متد DST یاد میگیرم؛ چون در قرآن هم خداوند فرمودند: (إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ) خداوند با صبر کنندگان است. صبر هم دو نوع است. صبر من قبل از کنگره، همراه با کنایه، طعنه و معرکهگیری بود. مدام سرکوفت میزدم که من صبر کردم؛ ولی طعنه زدن کنارش بود؛ اما صبر در کنگره چیز دیگری است. صبر کنگره همراه با آموزش است و سازندگی را به ما یاد میدهد. اینجا است که خدا همراه ما است. وقتی صبر من از نوع صبر کنگره میشود، خداوند در کنار من است. در ادامه خداوند در کلامالله فرمودند: پاداش بی حد و اندازه به صبر کنندگان میدهد این هم یکی از آیههای زیبای خداوند است.
این پاداش چیست وقتی من صبر را در کنگره یاد میگیرم و عملی میکنم، در کنار مسافرم به یک نتیجهای میرسم. نتیجه آن این است که مسافر من به درمان، رهایی و به حال خوش میرسد. خانواده من، بچههای من، مسافرم و خودم احیاء میشویم و این پاداش بزرگی است که قرآن وعدهاش را به ما داده است. به نظر من کنگره۶۰ به زیباترین شکل این آیه را تفسیر کرده است.

اهداء تقدیرنامه به اعضاء لژیون سردار
.jpg)
تقدیر از دبیر اول توسط دبیر دوم
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر طاهره و مسافر محمد
تایپیست: همسفر عارفه رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر طاهره مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ارم کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
195