English Version
This Site Is Available In English

تغییر دیدگاه با عشق و محبت

تغییر دیدگاه با عشق و محبت

قبل از اینکه وارد کنگره شوم، همیشه فکر می‌کردم زندگی کردن با یک فرد مصرف‌کننده، مخصوصاً کسی که شیشه مصرف می‌کند، خیلی سخت و غیرممکن است. در ذهنم، فرد مصرف‌کننده را انسانی می‌دیدم که اشتباه بزرگی کرده و نگاه خوبی نسبت به او نداشتم. اما امروز به لطف آموزش‌های کنگره متوجه شدم که بسیاری از باورها و قضاوت‌های من اشتباه بوده است.

خدا را هزاران بار شکر می‌کنم که کنگره به من کمک کرد تا دیدگاهم تغییر کند و بتوانم مسائل را جور دیگری ببینم.‌ امروز یاد گرفته‌ام که محبت، وقتی همراه با آگاهی باشد، می‌تواند خیلی از مشکلات را حل کند. وقتی انسان مسئله‌ای را درست بشناسد، به جای جنگیدن با آن، راه درست برخورد کردن را پیدا می‌کند.

یکی از مشکلات بزرگ من قبل از ورود به کنگره این بود که نمی‌توانستم قبول کنم مسافرم در خانه مصرف کند. فکر می‌کردم مخالفت کردن بهترین کار است و دارم درست رفتار می‌کنم. اما با آموزش‌هایی که گرفتم و با کار کردن روی خودم، کم‌کم دیدگاهم تغییر کرد و توانستم شرایطی را فراهم کنم که مسافرم در خانه خودمان مصرف کند. تلاش کردم فضای خانه آرام باشد و اجازه ندهم چیزی باعث استرس و تنش شود. این کار برای من راحت نبود و زمان برد تا بتوانم خودم را تغییر دهم. سعی کردم محبت و آرامش من بیشتر از انرژی منفی مواد باشد. همین تغییر کوچک باعث شد مصرف مسافرم کمتر شود، زندگی‌مان آرام‌تر شود و مهم‌تر از همه، خودم به آرامش برسم.

وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم که چقدر با مسافرم فاصله گرفته بودم. دائم در حال جنگ و بحث بودم و فکر می‌کردم با این کار می‌توانم شرایط را بهتر کنم، اما نتیجه‌ای جز ناراحتی و دور شدن از هم نداشت.

یکی دیگر از مشکلات ما وسایلی بود که مسافرم به آن‌ها علاقه زیادی داشت، اما از نظر من بی‌ارزش و بدون استفاده بودند. این موضوع باعث بحث‌های زیادی بین ما می‌شد. بارها وسایل را دور ریختم، اما هرچه بیشتر این کار را انجام می‌دادم، اختلاف بین ما بیشتر می‌شد و مسافرم هم بیشتر به جمع کردن وسایل روی می‌آورد.

یک روز که خیلی خسته و ناراحت بودم، موضوع را با راهنمایم در میان گذاشتم. راهنمایم کمک کرد تا از زاویه دیگری به این مسئله نگاه کنم. فهمیدم چیزی که برای من بی‌ارزش است، ممکن است برای مسافرم اهمیت داشته باشد. از همان روز تصمیم گرفتم رفتارم را تغییر بدهم. شروع کردم به احترام گذاشتن به چیزهایی که برای مسافرم مهم بود. اگر وسیله‌ای واقعاً قابل استفاده نبود، با آرامش با او صحبت می‌کردم و به جای دعوا کردن، با محبت پیشنهاد می‌دادم که آن را کنار بگذاریم و بهترش را تهیه کنیم.

این تغییر به یک‌باره اتفاق نیفتاد. زمان برد تا یاد بگیرم، تمرین کنم و روی خودم کار کنم. اما امروز خوشحالم که این مسیر را ادامه دادم و از اینکه توانستم خودم را تغییر بدهم، احساس خوبی دارم.

گاهی فکر می‌کنم اگر با همان دیدگاه گذشته ادامه می‌دادم، شاید هیچ‌وقت به آرامش امروز نمی‌رسیدم. مسافرم با وجود اینکه هنوز به‌ درمان نرسیده است، به آگاهی‌هایی رسیده که روزی فکر نمی‌کردم امکان‌پذیر باشد. از خداوند سپاسگزارم که کنگره را سر راه من قرار داد؛ جایی که یاد گرفتم قبل از تغییر دیگران، باید خودم را تغییر بدهم و محبت را همراه با آگاهی وارد زندگی‌ام کنم.

نویسنده: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ارسال: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خلیج‌فارس بوشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .