English Version
This Site Is Available In English

کنگره ۶۰ ثابت کرد که حتی عمیق‌ترین تخریب‌ها نیز قابل بازسازی هستند

کنگره ۶۰ ثابت کرد که حتی عمیق‌ترین تخریب‌ها نیز قابل بازسازی هستند

دومین جلسه از دوره سوم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی پاسارگاد شیراز به استادی همسفر معصومه، نگهبانی همسفر مریم، دبیری همسفر معصومه با دستور جلسه «تخریب شیشه و مخدرهای جدید آن» در روز دوشنبه ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان و دبیر جلسه تشکر می‌کنم که به من فرصت خدمتگزاری دادند. از راهنمای عزیزم هم ممنونم که من را لایق این جایگاه دانستند. دستور جلسه «شیشه و مخدرهای جدید و روش درمان آن» که به‌صورت DST است. من به‌واسطه آموزش‌های کنگره یاد گرفتم که تمام حالت‌های انسان، از جمله غم، اندوه و خواب، همگی مربوط به غدد درون‌ریز بدن هستند که در کنگره به آن «سیستم ایکس» می‌گویند. برای زیاده‌خواهی و لذت، انسان‌ها به‌واسطه مصرف مواد باعث تخریب این غدد می‌شوند و به‌مرور زمان در سیستم ایکس آن‌ها تخریب ایجاد می‌شود و بدون استفاده از مواد دیگر نمی‌توانند زندگی کنند. اما در کنگره، به روش DST می‌توان این سیستم را بازسازی کرد و غدد درون‌ریز به حالت اولیه خود برگردند.

شیشه جزو موادی است که از سد خونی مغز می‌گذرد و باعث می‌شود غده ترشح‌کننده دوپامین بیش از حد تحریک شود. این هورمون باعث ایجاد انرژی زیادی می‌شود. این انرژی زیاد در فرد مصرف‌کننده باعث می‌شود که چندین روز نخوابد و غذا نخورد. از تجربیات خودم بخواهم بگویم، مسافر من در آن دوران حرکات غیرقابل‌تحمل داشت و به خاطر همین به روان‌پزشک مراجعه کردیم. داروهایی تجویز کرد و گفت که همسر شما جنون دارد. وقتی این جمله را شنیدم، تا چند روز گریه می‌کردم و از خدا کمک می‌خواستم که راهی برای ما پیدا شود.

روزی در تلویزیون برنامه «شوک» را دیدم و متوجه شدم رفتارهای آن‌ها شبیه رفتارهای مسافر من است. با خودم گفتم چه موادی دارد مصرف می‌کند، تا این‌که یک روز برنامه «شروع خوب» را دیدم که درباره کنگره صحبت می‌کرد. شماره را پیدا کردم و مسافرم را به آنجا فرستادم و متوجه شدم که مسافرم مصرف شیشه داشته است. طوری بود که وقتی شروع به مصرف می‌کرد، تا چندین روز نمی‌خوابید. گاهی سه الی چهار روز بیدار بود، غذا نمی‌خورد و فقط آب خنک می‌نوشید و توهم داشت. تا چند روز در حیاط زندگی می‌کرد، مرتب حیاط را می‌شست، بعد ماشین را می‌شست و دوباره از اول شروع می‌کرد. تا چند روز این کار را تکرار می‌کرد؛ بعد با هم دعوا می‌کردیم. او را به داخل می‌آوردم و می‌گفتم: «تو می‌میری، این‌قدر که نه خواب داری و نه غذا.» شروع می‌کرد به غذا خوردن، اما سر سفره خوابش می‌برد و لقمه هم در دهانش بود. من باید لقمه را از دهانش درمی‌آوردم و کمکش می‌کردم که بخوابد.

یا روزی که بچه را از مدرسه آوردم، گفتم باید موهای بچه را کوتاه کنیم، چون شپش آمده است. شب خوابیدم و صبح که بیدار شدم، دیدم قسمتی از موهای سرش را کنده است. گفتم: «چرا چنین کردی؟» گفت: «حس کردم چیزی در سرم راه می‌رود.» کلاً کارهای بیهوده می‌کرد، کارهایی که درآمدی نداشت. اصلاً مهمانی رفتن را نمی‌دانست، نیاز بچه را نمی‌دانست و همه مشکلات زندگی بر دوش خودم بود.

تجربه‌هایم را گفتم تا همسفرانی که مسافران آن‌ها مصرف مواد صنعتی دارند، در کنگره آموزش بیشتری ببینند و صبورتر باشند تا هم خودشان و هم مسافران خود را حمایت کنند و به رهایی برسند.

در آخر، صحبتم را با این پیام به پایان می‌رسانم: «بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگ‌ترین پرنده نماییم که سرعت صوت را به همراه داشته باشد و سرعت نور را، با نمایش بهترین آن‌ها، به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.»

مرزبان كشيك: همسفر نسرین
تايپيست: همسفر ماریا رهجوي راهنما همسفر زینت (لژيون سوم)
عكاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فاطمه( لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا مرزبان خبری
همسفران نمايندگي پاسارگاد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .