جلسه پنجم از دوره هجدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی اردستان به استادی راهنمای تازهواردین همسفر منصوره، نگهبانی همسفر معصومه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» روز دوشنبه ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز بهکار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
هر انسانی داستانی دارد که اگر آن را بشنوید، دیگر هرگز او را قضاوت نخواهید کرد. من هم روزی در دل همان داستانها زندگی میکردم، روزهایی پر از ترس، نگرانی و بیپناهی؛ اما خداوند دستم را گرفت و مرا با کنگره۶٠ آشنا کرد. جایی که یاد گرفتم؛ حتی بعد از تاریکترین شبها هم طلوعی وجود دارد. از خداوند سپاسگزارم که امروز فرصت خدمت و آموزش را به من داد تا در این جایگاه و در کنار شما عزیزان آموزش بگیرم. از ایجنت همسفر زهرا، مرزبانان، نگهبان و دبیر جلسه بسیار سپاسگزارم و از راهنمایم تشکر میکنم که هرچه دارم از وجود پر از عشق و محبت ایشان است.
امروز میخواهم از موضوعی صحبت کنم که فقط در کتابها نخواندهام؛ بلکه با تمام وجود آن را لمس کردهام. از درد، امید، آموزش و از معجزهای بهنام کنگره۶۰، قبل از هر چیزی میخواهیم ببینیم که اصلاً مواد مخدر شیشه چه هست و تاریخچه آن به کجا برمیگردد؟ ترکیب و عوارض آن چیست و دلیل گرایش خیلی از افراد که بهسمت مواد شیشه میآیند چه میتواند باشد؟ شیشه از مادهای به نام آمفتامین درست شده و سابقه تولید و مصرف آن به جنگ جهانی دوم برمیگردد و سربازانی که فرصت زیادی برای استراحت نداشتند و میخواستند ساعتهای زیادی بیدار بمانند، از این ماده استفاده میکردند. همچنین بهعنوان یک دارو برای رفع افسردگی مورد استفاده قرار میگرفت.
شیشه در کشورهایی مانند اروپا و آمریکا بهنام آیس و کریستال بیشتر شناخته میشود؛ اما در کشور ایران بهخاطر اینکه شبیه خرده شیشه و تکههای کوچک یخ و حالت ریزدانه دارد، از نام شیشه استفاده میشود و یک ماده محرک، بسیار قوی و بدون بو است و بهصورت خوراکی، تدخین، کشیدنی با زرورق و با ابزار مخصوص خود که به اصطلاح پایپ میگویند مورد استفاده قرار میگیرد و یکی از پرمصرفترین انواع مواد مخدر است. شیشه از جنوب شرقی آسیا وارد کشور ایران شد و به دلایل مختلف مورد استفاده قرار میگرفت. از اینکه عموم مصرفکنندگان بر این باور بودند که شیشه اعتیادآور نیست؛ چون مرفین ندارد و آزمایش اعتیاد آنها مثبت نمیشود و همچنین شایعه شده بود که برای ترک موادی مانند هروئین و تریاک میتوان از آن استفاده کرد و از طرفی استفاده از آن را دلیل لاغری میدانند و دلیل مهم دیگر برای بیدار ماندن و کسب انرژی است.
امروزه جوانان بین ۱۸ تا ۲۵ سال بزرگترین گروه مصرفکنندگان شیشه هستند و نوجوانان به دلایل گوناگون و اغلب برای فرار از احساسات ناخوشایند و برخی برای مقابله با خواب آلودگی و سطح هوشیاری در زمان امتحانات مبادرت به مصرف این ماده میکنند. زمانی که فرد شیشه مصرف میکند، دو ماده شیمیایی به نام نوراپین و دوپامین در مغز آزاد میشود که باعث برانگیخته شدن سیستم عصبی مرکزی فرد مصرفکننده میشود و مصرف این مواد در اوایل مصرف و در دوزهای پایین باعث رفع خستگی، گرسنگی و افزایش هوشیاری میشود؛ بهخاطر همین افراد زیادی از این ماده استفاده میکنند و بهتدریج وارد منجلاب مصرف شیشه میشوند و مصرف آن در دوزهای بالا باعث به وجود آمدن رفتارهای خطرناک در فرد مصرفکننده میشود.
مواد مخدر در جهان به دو دسته تقسیم میشوند که شامل مخدرها و محرکها هستند. موادی مثل شیره و تریاک جزء دسته مخدرها و شیشه و آمفتامین جزء دسته محرکها محسوب میشوند؛ اما اعتقاد آقای مهندس بر این است که مصرفکننده شیشه مصرفکنندگان شاخدار هستند و چون ناآگاهانه دست به اعمال جنونآمیزی میزنند؛ برای جامعه خیلی خطرناک هستند. مصرفکننده شیشه بیش از هر ماده دیگر در مغز تخریب ایجاد میکند و اگر بخواهیم یک مثال ساده در مورد تخریب آن بزنیم این است که اگر هر مواد مخدری مانند تریاک و هروئین به اندازه نارنجک تخریب بهوجود میآورد. شیشه در مقابل آن مانند بمب اتم در شهر وجودی تخریب ایجاد میکند و باعث میشود که مصرفکنندگان شیشه در دو زمینه یا در دو فاز اصلی وارد توهم میشوند؛ البته از دید ما توهم است و از دید خودشان عینواقعیت میباشد؛ اما آن دو زمینه که تخریب در آن به وجود میآورند، تخریب در صور پنهان و در صور آشکار است.
صور آشکار اختلال در عملکرد دریچه پروستات، آسیبهای کبدی، جوشهای صورت، ایجاد عفونت در دستگاه گوارش مخصوصاً در رودهها، پوسیدگی دندان، لاغری خیلی زیاد و ... عوارض پنهان بدبینشدن به اطرافیان، پرحرف و پرادعابودن، عصبانیت و شکاکی، تیکهای عصبی و همه را دشمن خودشان میدانند. آنها فکر میکنند دستگاههای امنیتی به دنبال آنها هستند. اگر متاهل هستند به همسر خودشان بدبین هستند و یکی از تفکرات جالب مصرفکننده شیشه این است که فکر میکند از زمانی که مصرفکننده شیشه شدهاند بسیار پیشرفت کردهاند و تبدیل به انسانهای دانایی شدهاند و چیزهایی را میفهمند که دیگران نمیفهمند.
مسافر خود من مصرفکننده شیشه بود و در زمان مصرف کارهای نامعقول زیادی انجام میداد، تخریبهای زیادی به وسایل خانه میزد. زندگیکردن با یک مصرفکننده شیشه خیلی سخت است و این موضوع را من همسفر و آن مادری درک میکند که با یک مصرفکننده شیشه زندگی میکند. آن روزها که مسافر من شیشه مصرف میکرد، آرامش، آسایش و امنیت از خانه ما رفته بود. هرشب با نگرانی میخوابیدیم؛ درواقع اشهد خودمان را میخواندیم تا بهخواب برویم. هر صبح با اضطراب بیدار میشدیم که آیا امروز قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ نیمههای شب با صدای ناهنجار از خواب میپریدیم، صدای جاروبرقی، کوبیدن میخ به دیوار، جابهجا کردن مبلمان منزل و کارهای عجیب دیگری که هیچوقت زمان و دلیل مشخصی نداشت.
مسافر من دیگر مثل قبل نبود، تمام رفتارهایش غیرعادی شده بود. گاهی از خانه بیرون میرفت و یک هفته هیچ خبری از او نداشتیم، نه تلفنی، نه نشانی و نه راهی برای اینکه بدانیم کجاست. من فقط دعا میکردم و از خدا میخواستم سالم به خانه برگردد؛ اما وقتی برمیگشت، تازه نگرانی دیگری شروع میشد. رفتارهایش آنقدر عجیب و غیرقابلپیشبینی بود که گاهی با چاقو بازی میکرد و من از ترس، فقط از خدا میخواستم دوباره از خانه بیرون برود تا آسیبی به خودش یا ما نرسد. در آن روزها بین دو درد گرفتار شده بودم، نه طاقت دوریاش و نه توان دیدن آن همه آشفتگی و تخریب را داشتم و هر لحظه با ترس و اضطراب زندگی میکردم.
امروز خدا را هزاران بار شکر میکنم که آن روزهای تلخ به پایان رسید؛ اما بسیار سخت گذشت. روزهایی که هیچوقت از خاطر من پاک نمیشوند؛ اما امروز به لطف خدا و آموزشهای کنگره۶۰، جای آن ترسها را آرامش و امید گرفته است. رهایی مسافر من فقط یک رهایی نبود، یک معجزه بود. معجزهای نه فقط برای من، بلکه برای تمام خانواده و حتی برای یک شهر. روزهایی بود که همه او را با مصرفش میشناختند؛ اما وقتی رها شد، خبر رهاییاش مثل یک بمب در اردستان پیچید. همه با تعجب میگفتند: مسافر حمید ترک کرده است؛ اما بزرگترین هدیه کنگره فقط قطع مصرف نبود؛ کنگره و آموزشهایش شخصیت، عزت و هویت واقعی را به مسافر من بازگرداند.
مردی که روزی مردم با انگشت به او اشاره میکردند و به دیگران میگفتند: این مصرفکننده شیشه است، از او دوری کنید، امروز هر جا او را میبینند، با احترام سلام میکنند و سر تعظیم فرود میآورند. این همان معجزهای بود که من از کنگره۶۰ میخواستم، نه فقط رهایی از مصرف، بلکه بازگشت شخصیت، اعتبار و جایگاه انسانی. امروز با تمام وجود خدا را شکر میکنم که این آرزو، به لطف خداوند و آموزشهای کنگره به حقیقت پیوست. اگر امروز همسفری در این مکان حضور دارد که مسافرش شیشه مصرف میکند از ته قلب به این عزیزان بگویم: ناامید نباشید، من هم روزهای سختی را پشت سر گذاشتهام، روزهایی که تصور میکردم هیچ راه نجاتی وجود ندارد؛ اما امروز باور دارم اگر به أموزشها عمل کنیم، به راهنما اعتقاد داشته باشیم، صبور باشیم و در مسیر بمانیم، درمان صورت خواهد گرفت. انشاءالله همگی در پناه قدرت مطلق همیشه سلامت و برقرار باشید.
تحویل جایگاه خدمت ورزشبان والیبال
.jpg)
تحویل جایگاه خدمت صدور کارت عضویت
.jpg)
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر محمد
تایپیست: همسفر ستاره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازهواردین همسفر اعظم
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر معصومه
همسفران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
456