سیزدهمین جلسه از دوره نوزدهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دلیجان، با استادی راهنما مسافر محمد بهروز، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر امید، با دستور جلسه: «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» دوشنبه 22 تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
دستور جلسه، شیشه است.
کناراین همه اتفاقهای تلخی که شیشه برای من داشت، 98/05/17 اولین جلسهای که شعبه دلیجان تشکیل شد، در پارک ملت، با همین دستور جلسه بود؛ دستور جلسه شیشه. همه تلخیهایش به شیرینیِ اولین جلسه شعبه دلیجان میارزید. در رابطه با شیشه، خیلی از دوستان اطلاعات جامع دارند. در جنگ جهانی دوم (عدهای میگویند ژاپن، عدهای آلمان) این ماده را برای صنایع دارویی کشف کردند؛ برای تبدیل انسان به انسانِ بهینه نوظهور؛ انسانی با قدرتهای بیشتر، تمرکز و ضریب هوشی بالاتر، مقاومت بیشتر در مقابل مشکلات، کمخوابی و کمخوری. دیدگاهشان این بود که در جنگهای جهانی، با هزینه کمتر، بیشترین کارایی را از سرباز بگیرند.
ناگفته نماند، خیلی از مواد محرک یا مخدر که امروز در صنعت مواد مخدر هستند، روزگاری به عنوان دارو وارد پزشکی شده بودند تا دردی از مردم کم کنند؛ از ریتالین و متآمفتامین گرفته تا تریاک، مورفین، هروئین. اما امروز دردی روی دردها گذاشتهاند و علاوه بر خارج کردن انسان از چرخه انسانیت، خانوادهها را دچار مشکلات عدیده میکنند.کاری که شیشه و مواد محرک انجام میدهند، دخالت در تولید موادِ درونبدنی است؛ سطح سروتونین را بالا و پایین میکنند.
متآمفتامین با تحریکِ ماده شبهافیونیِ دوپامین، باعث میشود نسبت به خلوص ماده و ظرفیت شخص، دوپامین تا ۱۱ برابر قویتر شود. این یعنی یک انفجار سلولی؛ انسان محسوساتی را درک میکند که در حالت عادی نمیتواند، و چون به آن ظرفیت درک نرسیده، نمیتواند کنترلش کند و دچار مشکل و حوادث میشود.
نکته مثبت این است که بدن انسان تواناییِ تولیدِ همین میزان دوپامین را دارد؛ یعنی انسان میتواند با درست زندگی کردن، سطح دوپامین خود را به حد اعلا برساند. انسانهای موفق در هر حوزهای، سطح دوپامین بالایی دارند، اما از راه درست به آن رسیدهاند.کنگره ۶۰ و آموزشهای آقای مهندس دژاکام، با تغذیه سالم، خواب منظم، ورزش و زندگی ساده، به انسان کمک میکند تا موادِ درونبدن به تعادل برسد و انسان به بهترین نسخه از خودش تبدیل شود. همانطور که در سفر اول با نظم در خواب و ورزش، یواشیواش توانستم نسخه بهروزتر و بهتری از خودم بشوم؛ یا چهرهای که بچههای سفر دوم پیدا میکنند و سالها جوانتر میشوند.اما نکته مهم: چه اتفاق شیمیایی میافتد که طرف سر بچهاش را میبرد؟
اگر سیستم مغز را مثل یک شبکه کامپیوتری در نظر بگیرید که اتاقهای مختلف، دوربینها و چاپگرها به یک اتاق مرکزی (مدیر) وصل هستند، اطلاعات باید به گونهای تفکیک شده برسند تا پردازنده بتواند آن را تحلیل کند. ناقلهای عصبی ما (دوپامین، انکفالین، دینورفین، استیلکولین) همان پردازندهها هستند. وقتی شیر آب داغ را باز میکنید، آب گرم به شما میرسد چون مسیر مشخص است، اما اگر در مسیر، لوله آب سرد وارد شود، تداخل ایجاد میشود.
وقتی محرکهایی مثل متآمفتامین مصرف میشوند، به دلیل گیرندههایی که شبیه مواد مخدر هستند، این ناقلها بین سلولهای عصبی تداخل ایجاد میکنند. ظرفیت مغز ۱۰ برابر بالا میرود اما سیستم پردازش اطلاعات، «قاطیپاطی» میشود. شخص نمیتواند تصویر ذهنی را از واقعیت تفکیک کند، مغز اشتباه میکند و شخص در حالت اتوماتیک، کارهایی انجام میدهد که ناخواسته است.در پایان، تجربه من از شیشه این بود که فهمیدم انسان یک موجود بینهایت است که کاتالوگ هستی توسط خداوند برایش فرستاده شده. هرچه نزدیکتر به آن کاتالوگ (درست خوابیدن، درست فکر کردن، حرف زدن، عمل کردن، دوری از منیتها) زندگی کنیم، انسان بهتری خواهیم بود. باتشکر، خودتون وآقای مهندس رو تشویق کنید. ممنونم
عکس : مسافر حسین- لژیون چهارم
بارگذاری و ارسال خبر: مسافر محمد- لژیون یکم
نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
75