هشتمين جلسه از دور نهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ بروجن با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر رجبعلی و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با روش DST» یکشنبه 21 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر؛

در ابتدا از راهنمای عزیزم، ایجنت محترم و گروه مرزبانی که به من فرصت آموزش گرفتن و خدمت در این جایگاه را دادند، تشکر میکنم. امروز دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» میباشد. خب، من هم با آنتیایکس شیشه بیش از ۱۰ سال جنگیدم. زندگی من کلاً به دو بخش تقسیم میشود؛ یکی قبل از کنگره و یکی بعد از کنگره. قبل از کنگره، به واسطه جهل و نادانی، منیت و خودخواهی و یا نداشتن اطلاعات کافی، وارد یک سری از دستههای تاریکی شدم که مواد مخدر یکی از آنها به شمار میرفت. من با مصرف تریاک، حشیش و الکل بارها و بارها تصمیم به ترک گرفتم. بعد از آن به مدت ۴ سال هم در انجیوهای دیگر فعالیت داشتم. از طرفی در سال ۸۶ و ۸۷، مافیاهای شیشه، این ماده مخدر خطرناک را وارد ایران کردند و تلاش بر این داشتند برای سود و منافع خودشان، با اطلاعات غلط، قشرهای مختلف جامعه مخصوصاً جوانها را به تاریکیها و به کام مرگ ببرند. مافیاها کار خودشان را خیلی عالی و زیرکانه و با حسابوکتاب انجام میدهند تا نتیجه بهتری بگیرند و با اطلاعاتی فریبنده پیش میآمدند. از شیشه در زمان جنگ جهانی دوم به دستور هیتلر استفادههای فراوانی شد برای سربازان آلمانی که هم سرما را تحمل کنند و هم بیشتر بیدار بمانند و با دشمن مقابله کنند. پس از آن، از شیشه به عنوان داروهای اعصاب و روان در کشورهای غربی به خاطر داشتن آمفتامین استفاده میشد و به خاطر اینکه هیچگونه آزمایشی هم نبود که نشانگر اعتیاد شخص گردد، به همین دلیل مافیاها از این موقعیتها استفاده میکردند و با افکاری فریبنده، اقشار مختلف جامعه را به کام مرگ دعوت مینمودند. اولین دسته و گروه از این افراد، دختران و پسران دانشجو بودند که فریب تیزهوشی و شببیداری برای امتحانات نهایی را میخوردند. دومین دسته و گروه، افرادی بودند که از اضافه وزن رنج میبردند و فریب وزن ایدهآل را میخوردند و دسته و گروه سوم، افرادی بودند که ترک مواد مخدر به روش سقوط آزاد را تجربه کرده بودند که خود من هم یکی از این افراد بودم. دقیقاً یادم هست کسی که شیشه را به من معرفی کرد، آنقدر از لذتهای شیشه برایم تعریف کرد و حتی به من گفت جرمی هم ندارد، چرا که جزو مواد مثبت نیست و در آزمایش نشان داده نمیشود؛ من هم قبول کردم و با اولین بار مصرف، چنان انرژی به من داد که هیچکدام از مواد مخدری که قبلاً مصرف کرده بودم اینطور به من انرژی خوبی نداده بود و من تا یک هفته بسیار مهربان و خوشبرخورد بودم، بهطوری که حتی دوست داشتم به درختهای وسط بلوار هم سلام کنم! به همین ترتیب چندین سال درگیر این ماده مخدر وحشتناک و خانمانسوز بودم تا اینکه به لطف خداوند، راه کنگره برایم نمایان شد. بخش دوم از زندگی من موقعی شروع شد که وارد کنگره ۶۰ شدم. با این حال که آمده بودم برای درمان، ولی باز هم پافشاری سختی میکردم که مبادا داروی OT من را دوباره به طرف تریاک و شیره بکشاند، چرا که از زمانی که به صورت سقوط آزاد تریاک و شیره را ترک کرده بودم، نزدیک به ۱۵ سال میگذشت و بیش از ۱۰ سال آخر را درگیر شیشه بودم. در کنگره آموختم که قرار نیست با جارو کردن، خاکسترها را پاک کنیم و فقط مواد را از خون خارج کنیم در صورتی که خود ساختمان یا سیستمهای عصبی همچنان فرو ریخته و سوخته است. با متد DST ما از همان جایی که آسیب دیدهایم شروع به بازسازی و تعمیر اساسی میکنیم. ترک مواد مخدر خارج از کنگره همانند این است که ما درب کارخانهای که آتش گرفته را ببندیم، ولی با روش متد DST همراه با درمان نیکوتین و نیز همراه با آموزشهای جهانبینی، یعنی تعمیر دوباره ماشینآلات داخل آن کارخانه. ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.

تایپ و عکس: مسافر مهدی (لژیون چهارم)
ویرایش، تنظیم و ارسال خبر: مسافر کرامت (مسئول سایت)
با تشکر: مرزبان خبری مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
328