جلسه هفتم از دوره هجدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی جواد به استادی همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» روز یکشنبه ۲۱ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که روزی و قسمت من شد تا بعد از پنج سال انتظار این جایگاه را تجربه کنم. از راهنما و نگهبان محترم سپاسگزارم که اجازه دادند تا این جایگاه را تجربه کنم، آموزش بگیرم و خدمت کنم و از روبهرو چهرههای زیبای شما را ببینم.
دستور جلسه قضاوت و جهالت از هفته قبل بود، قرار بود من استاد باشم؛ ولی به خاطر تعطیلی این هفته قسمت شد؛ چون من همسفر یک مصرفکننده شیشه هستم. دستور جلسه امروز تخریبهای شیشه و مخدرهای جدیدی است که امروزه وارد بازار شدهاند و درمان تمام این مواد با روش DST که مخترع آن مهندس حسین دژاکام بود.
مهندس حسین دژاکام در کتاب چهارده مقاله فرمودند: «شیشه نه مخدر است نه محرک، بلکه مخرب است؛ چون آسیبهای بسیار زیادی دارد». سابقه مصرف شیشه به جنگ جهانی دوم برمیگردد، سربازان برای اینکه مدت طولانی در جنگ بیدار بمانند و دچار افسردگی نشوند، از این ماده استفاده میکردند.
امروزه بیرون از کنگره بسیاری از انسانها فکر میکنند شیشه چون مرفین ندارد اعتیاد آور نیست؛ درحالیکه این یک باور کاملاً اشتباه است. شیشه در سال ۱۳۸۳ وارد ایران شد؛ حتی مهندس حسین دژاکام به دولت ایران هشدار سونامی دادند؛ چون بیشترین آمار جرم و جنایت از مصرف شیشه بود.
ما هیچوقت نمیتوانیم شیشه را با موادی مثل تریاک و هروئین مقایسه کنیم؛ چون اگر همسفر یک مصرفکننده شیشه باشیم تفاوت آن را کاملاً درک میکنیم. امروز مواد زیادی با اسمهایی مثل آدامس و دستمال وارد بازار شدهاند، من خیلی درباره آنها مطالعه نکردهام؛ اما میدانم موادی مثل آیس و کریستال هم از خانواده آمفتامینها هستند و تخریب بسیار زیادی دارند.
جامعه جهانی امروز اعتقادی به درمان اعتیاد از جمله شیشه ندارد. من خودم هیچ وقت فکر نمیکردم روزی این ماده مرموز وارد زندگیام شود؛ حتی مسافر من هم هیچ وقت تصور نمیکرد روزی مصرفکننده شیشه شود؛ چون ابتدا مصرفش تریاک و شیره بود، بعد آرامآرام به هروئین رسید تا اینکه یک روز او را با پایپ روی بالکن دیدم، آن لحظه دنیا روی سرم خراب شد و اصلاً باورم نمیشد که مسافرم مصرفکننده شیشه شده باشد. اگر آموزشهای کنگره۶۰ و رهنمودهای راهنمای عزیزم و ابداع روش DST مهندس حسین دژاکام نبود، شاید من از همسرم جدا میشدم؛ چون خیلی دوستش داشتم و هنوز هم دوستش دارم و هیچ وقت نمیخواستم اسم طلاق وارد زندگیام شود؛ اما هیچ وقت هم حالم خوب نبود.
امروز با حال خوب درباره شیشه با شما صحبت میکنم؛ اما پارسال وقتی دستور جلسه شیشه بود، گریه میکردم. امروز با آرامش کنار شما هستیم؛ چون ۷ الی ۸ ماه است که مسافرم شیشه را کنار گذاشته است؛ اما هنوز وارد کنگره۶۰ نشده است. ناگفته نماند که با اصرار و زور هیچ اتفاقی نمیافتد؛ باید خود فرد بپذیرد و بیاید و درمان شود.
روش درمانی که مهندس حسین دژاکام ارائه کردند، میتواند شیشه و تمام مواد مخدر را درمان کند و هر مصرف کنندهای که وارد کنگره۶۰ میشود، قطعاً به درمان میرسد. البته اگر فرمانبرداری کند و مسیر را درست طی کند؛ چون سندهای زیادی در کنگره۶۰ وجود دارد. افرادی که امروز راهنما شدهاند در تیمهای ورزشی فعالیت میکنند و زندگی سالمی دارند و خوشبختانه این موضوع را ثابت کردهاند. فکر میکنم تیم راگبی باشد که قهرمان هستند.
روش مهندس حسین دژاکام بر روی تمام باورهای غلط خط بطلان کشید. من اگر به عنوان همسفر اینجا آموزش نمیگرفتم، شاید هیچ وقت نمیتوانستم مسافرم را درک کنم؛ زیرا مسافر من ذاتاً انسان بسیار آرام، صبور، مهربان و دنیایی از بخشش و خوبی بود؛ اما ناخواسته وارد دنیای اعتیاد شد و از مسیر زندگی خارج شد.
امسال عید ۱۴۰۵ اولین سالی بود که مسافر من موقع تحویل سال کنار خانوادهاش بود، در مهمانیها حضور داشت و پسر من خوشحالی دیگری را تجربه کرد. خدا را شکرگزار هستم؛ چون سالهای گذشته این شرایط را نداشت، مصرف شیشه بیخوابیهای زیادی برای او به وجود آورده بود و عوارض بسیار وحشتناکی داشت، از جمله دهان و بدنش بو میداد؛ حتی ادرارش بدبو شده بود، دستهایش کاملاً ترک خورده بود. زمانی که از او میپرسیدم چرا دستهایت این طور شده است؟ او میگفت به خاطر سیمان است تا اینکه یک روز جزوه راهنما و راهنمایی را مطالعه کردم و دیدم تمام این ترکهای انگشتان به خاطر مصرف شیشه بوده است.
اما خدا را شکر که توانست شیشه را کنار بگذارد. امروز سر وقت از سر کار به خانه میآید، سالهای زیادی بود که با برادرش در یک محیط کاری کار نمیکرد؛ اما امروز دوباره کنار برادرش مشغول کار است.
با خانواده بدرفتاری نمیکرد یا سرم داد نمیزد؛ اما تخریبهای بسیار شدیدی روی جسم و روانش گذاشته بود. بیخوابی، اختلال حواس، فراموشی که صبح حرفی میزد و عصر میگفت من کی این حرف را زدهام یا این کار را انجام دادهام و اصلاً متوجه رفتارهای خودش نبود.
نمیخواهم از خودم تعریف کنم؛ اما صبوری که متأثر از آموزشهای کنگره بودو راهنمایم مرتب میگفت: او را درک کن و کنارش باش، نه روبهروی او. اگر همین آموزشها نبود، شاید امروز شرایط زندگی ما به این شکل نبود. امیدوارم همه ما آموزشها را دریافت کنیم. قدر کنگره۶۰ را بدانیم و سیدیهای مهندس حسین دژاکام را بیاهمیت ندانیم
.
مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر مرتضی
تایپیست: همسفر نیره رهجوی راهنما همسفر مریم (دبیر سایت)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هشتم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر فاطمه
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
196