English Version
This Site Is Available In English

کنگره۶۰ باید بهشتمان باشد

کنگره۶۰ باید بهشتمان باشد

سیزدهمین جلسه از دوره هشتم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی محمدی‌پور قم با استادی راهنمای محترم مسافر صادق، نگهبانی مسافر هاشم و دبیری مسافر علی با دستور جلسه«تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آنها با متد DST» روز یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، صادق هستم یک مسافر؛ قبل از هر چیز از آقا مجید، راهنمای لژیون هفتم، تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. همچنین از گروه مرزبانی و ایجنت محترم سپاسگزارم و به آنها خداقوت می‌گویم. ما اکنون در فضایی خنک و راحت نشسته‌ایم، اما این عزیزان از ساعت ۱ بعد از ظهر آمده‌اند و زحمت کشیده‌اند؛ خدا خیرشان بدهد.

فکر می‌کنم شیشه در زمان جنگ جهانی دوم و به درخواست فرماندهان اختراع شد تا سربازان مصرف کنند؛ هدف این بود که بدنشان گرم شود، سرما را حس نکنند، اشتها نداشته باشند و نخوابند. من هم زمانی که شیشه مصرف می‌کردم دقیقاً همین ویژگی‌ها را داشتم؛ چیزی نمی‌خوردم، نمی‌خوابیدم و سرمای هوا را حس نمی‌کردم. حالا به تاریخچه‌اش کاری نداریم، این ماده اختراع شد، وارد بازار شد و تخریب‌های شدیدی به بار آورد؛ تا جایی که جناب مهندس در کتاب «۱۴ مقاله» از مصرف‌کنندگان شیشه با عنوان « مصرف‌کننده‌های شاخدار » یاد می‌کنند.

من هیچوقت ندیدم یک مصرف‌کننده هروئین یا تریاک از بُعد دیگر صحبت کند، از دیدن جن و روح بگوید یا ادعای دیدن امام زمان را داشته باشد؛ اما مصرف‌کننده شیشه همیشه از این چیزها صحبت می‌کرد. من دوستان زیادی داشتم و خودم هم مصرف‌کننده شیشه بودم. توهمات ما زمانی شروع میشد که چهار یا پنج روز پشت‌سرهم نمی‌خوابیدیم. در آن وضعیت توهم می‌زدم و چیزهایی می‌دیدم؛ شاید در آن حال واقعاً هم چیزهایی می‌دیدم، اما دیدن آنها طبیعی نبود. همین توهمات عامل اصلی تخریب بود. در آن زمان وارد بُعد دیگری از زندگی میشدم، چیزهایی را می‌دیدم که نباید می‌دیدم و حالم به شدت خراب میشد.

گاهی برای مقابله با بی‌خوابیِ ناشی از شیشه، قرص خواب هم مصرف می‌کردم. مواد و قرص با هم قاطی می‌شدند و دیگر اصلاً متوجه رفتارهایم نمی‌شدم. بعداً اطرافیان برایم تعریف می‌کردند که چه کارهایی انجام داده‌ام. در آن شرایط حتی نمی‌توانستم دو کلمه با خانواده‌ام حرف بزنم. مصرف‌کننده شیشه واقعاً « شاخدار » است؛ هر جا برود با رفتارهایش آسیب می‌زند، چون کنترلش دست خودش نیست.

یک مصرف‌کننده تریاک یا هروئین، به آرامی به دنبال مکانی می‌گردد تا موادش را مصرف کند و بعد هم به کار و زندگی‌اش برسد؛ اما شیشه و مخدرهای جدید اینطور نیستند. من همین الان هم افرادی را در محله یا خانواده می‌بینم و متوجه می‌شوم که چه تخریب شدیدی دارند و چه حرفهای نامربوطی می‌زنند.

من خودم اولین بار از کمپ آمدم و وارد کنگره شدم. اوایل عده‌ای معتقد بودند و می‌گفتند: « کنگره مخصوص تریاکی‌ها و هروئینی‌هاست و به شیشه جواب نمی‌دهد؛ چون درمان کنگره بر پایه مرفین است، اما شیشه ساختار متفاوتی دارد.» من دو یا سه بار سفر کردم و آسیب دیدم، اما امروز که اینجا نشسته‌ام، سه سال رهایی دارم. این یعنی توانستم شیشه را در کنگره درمان کنم. من دقیقاً همان کارهایی را انجام دادم که راهنمایم گفته بود. در سفرهای قبلی نقص‌هایی از طرف خودم وجود داشت، اما مقصر را کنگره می‌دانستم؛ در حالی که درمان در اینجا پروتکل و روش مشخصی دارد. امروز چقدر مصرف‌کننده شیشه درمان‌ شده داریم؟ برای مثال، اعضای تیم راگبی تهران که تیم جایگزین تیم ملی ایران است، همگی مسافران شیشه‌ایِ درمان شده در کنگره هستند. وقتی انسان این موفقیت‌ها را می‌بیند، متوجه می‌شود که شیشه هم به راحتی قابل درمان است.

اگر روشی را که جناب مهندس ابداع کرده‌اند و راهنما در اختیار ما می‌گذارد، بی‌چون‌وچرا اجرا کنیم، شیشه قطعاً درمان می‌شود؛ همانطور که برای من اتفاق افتاد. من خودم یکی از آن معرکه‌گیرهایی بودم که ادعا می‌کردم شیشه درمان ندارد، اما دیدم که درمان شد.

مواد مخدر جدید اصلاً شوخی بردار نیستند. زمانی که هروئین مصرف می‌کردم، با خودم می‌گفتم: «چرا خانواده به من گیر می‌دهند؟ من که آرام گوشه‌ای نشسته‌ام و مصرفم را می‌کنم.» اما وقتی با مصرف‌کنندگان مخدرهای جدید روبرو شدم، به خانواده‌ام حق دادم. وقتی می‌بینم کسی ماشروم یا اسید(ال اس دی) مصرف می‌کند و حالتش را نگاه می‌‎کنم، حالم بد می‌شود؛ تا جایی که با خودم می‌گفتم کاش این دوستان من حداقل همان هروئین یا شیشه را مصرف می‌کردند! خانواده من هم در مواجهه با من دقیقاً همین حس را داشتند. کار من به جایی رسیده بود که پدرم میگفت: "بیا در خانه بنشین و فقط تریاک بکش، اما سراغ مواد دیگر و قرص نرو".

اما خدا را شکر که جایی مثل کنگره وجود دارد. همانطور که دبیر جلسه در سخنانش اشاره کرد، «کنگره باید بهشتمان باشد». چقدر خوب است که جایی را داشته باشیم که برایمان مثل بهشت باشد. ما هفته‌ای سه روز و هر بار سه ساعت به اینجا می‌آییم و در بهشت هستیم، برای من که دقیقاً همینطور است؛ از روزی که آمدم و گوش به فرمان راهنمایم شدم، کنگره برایم تبدیل به بهشت شد و از حضور در آن لذت بردم.

اگر حضور در کنگره همراه با لذت باشد، انسان می تواند به مسیرش ادامه دهد، به خانواده‌اش برسد و زندگی‌اش را بسازد. اما اگر این حضور بدون لذت و خدمت کردن باشد، انسان دچار سکون می‌شود. بنابراین تلاش می‌کنم همیشه در کنگره بمانم، خدمتگزار باشم و زحمت بکشم. یک روز افرادی آمدند، لطف کردند و مرا به درمان رساندند؛ حالا نوبت من است که بایستم. باید پای کار بایستم و قدم‌ به قدم ادامه دهم تا بتوانم دوستان و هموطنانم را از این آتش ویرانگر نجات دهم.

در ادامه برگزاری لژیونهای ویلیام(درمان اعتیاد به سیگار):



گروه خبری نمایندگی محمدی‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .