جلسه هشتم از دوره هفتم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ارگ با دستور شیشه، مخدر جدید ودرمان با متد DsT با نگهبانی مسافر حسین دبیری مسافر احمد و به استادی راهنمایی محترم مسافر احسان روز یکشنبه مورخ 1405/4/21 ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود

سلام دوستان، احسان هستم، یک مسافر.
ابتدا از ایجنت محترم، مرزبانان عزیز و آقا محسن که امروز این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در خدمت شما باشم، صمیمانه تشکر میکنم.
به نظر من، خوب است اعضای شعب مختلف گاهی از شعب دیگر بازدید کنند. این کار باعث میشود از نزدیک ببینند کمکهایی که اعضا از طریق سبد، لژیون سردار، لژیون پهلوانی و سایر بخشها انجام میدهند، چگونه صرف ساخت و توسعه شعب کنگره ۶۰ میشود.
ممکن است یک سفر اولی فقط شنیده باشد که شعبهای در حال ساخت است، اما وقتی از نزدیک ببیند، متوجه میشود هر آجر و هر خشت این ساختمان با عشق و مشارکت اعضای کنگره ساخته شده است. شاید سالها بعد، زمانی که ما دیگر در این دنیا نباشیم، پدر، مادر، فرزند یا عزیزی وارد همین مکان شود و از دام اعتیاد رهایی پیدا کند. بدون شک، خیر و برکت این کار برای همه کسانی که امروز در ساخت این بنا سهمی دارند، باقی خواهد ماند.
دستور جلسه امروز «شیشه، مخدر جدید و درمان آن با متد DST» است.
شاید در جمع ما افرادی باشند که هیچگاه شیشه یا مواد محرک مصرف نکرده باشند، اما شناخت این مواد برای همه ما ضروری است. زیرا ممکن است روزی یکی از نزدیکان، اعضای خانواده یا دوستان ما گرفتار این نوع مصرف شوند. اگر آگاهی داشته باشیم، بهتر میتوانیم با این موضوع برخورد کنیم و مهمتر از همه، بدانیم که این بیماری درمان دارد؛ آن هم درمانی قطعی.
گاهی در جامعه این تصور وجود دارد که اگر کسی مصرفکننده شیشه باشد، دیگر امیدی به درمان او نیست؛ در حالی که این تصور اشتباه است. کنگره ۶۰ ثابت کرده است که درمان این نوع مصرف نیز امکانپذیر است، به شرط آنکه فرد خواسته واقعی داشته باشد و مسیر درمان را درست طی کند.
من این موضوع را فقط از روی مطالعه نمیگویم؛ بلکه آن را با تمام وجود تجربه کردهام.
اولین بار حدود سال ۱۳۸۴ با قرص اکستازی آشنا شدم و نزدیک به دو یا سه سال بهطور مرتب آن را مصرف میکردم. بعد از آن، شیشه وارد زندگی من شد. در ابتدا لذت زیادی داشت و احساس میکردم همه چیز خوب است، اما بهتدریج تمام زندگیام را درگیر کرد و سالها اسیر آن شدم.
چهارده سال درگیر مصرف شیشه و مواد مخدر بودم. هر بار تصمیم میگرفتم آن را کنار بگذارم، شکست میخوردم؛ تا اینکه با کنگره ۶۰ آشنا شدم و راهنمای عزیزم، آقا حمیدرضا، دست مرا گرفت.
ایشان ساعتهای زیادی خارج از زمان رسمی کنگره با من صحبت کردند، کنارم قدم زدند، امید را در دل من زنده کردند و باعث شدند باور کنم که درمان امکانپذیر است. اگر امروز در خدمت شما هستم، نتیجه همان محبتها، آموزشها و صبر راهنمایم است.
در طول سفر، تمام تلاشم را کردم. سیدیها را با دقت گوش میدادم، مینوشتم، مشارکت میکردم، در جلسات منظم حضور داشتم و هر کاری که راهنما میگفت، با تمام وجود انجام میدادم؛ چون دیگر نمیخواستم اعتیاد جایی در زندگی من داشته باشد.
امروز با اطمینان میگویم اگر کسی واقعاً بخواهد، میتواند درمان شود. فرقی نمیکند مصرفکننده شیشه باشد، هروئین، متادون، گل یا هر ماده دیگری؛ مهم داشتن خواسته، حرکت در مسیر درست و عمل به آموزشهاست.
من روزهای بسیار سختی را پشت سر گذاشتم؛ از نظر مصرف، از نظر روحی، از نظر مالی و از نظر شرایط زندگی. اما امروز ایستادهام و این بزرگترین دلیل است که درمان امکانپذیر است.
همیشه به خودم میگفتم: «من زندگیام را خراب کردم، پس خودم هم باید آن را بسازم.» همین باور باعث شد در مسیر درمان ثابتقدم بمانم.
در پایان، از راهنمای عزیزم، آقا حمیدرضا، که برای من وقت گذاشتند، صبر کردند و مرا به این جایگاه رساندند، صمیمانه تشکر میکنم و خودم را تا همیشه مدیون محبتهای ایشان میدانم.
از اینکه با حوصله به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.
تایپ، عکس، مسافر حمیدرضا لژیون سوم
بارگذاری مرزبان خبری مسافر کوروش
- تعداد بازدید از این مطلب :
95